من زندگی مانند یک شخص در طول دوران قرنطینه


living-like-a-dude
مامان ترسناک و مایکل Blann/گتی

وجود برگ و باد در داخل خانه در حال حاضر. روز دیگر ما را از طریق درایو-از طریق (چیزی است که ما انجام داده ایم گه تن به تازگی) و پسر من می خواستم به او تسلی دهنده با او را برای سوار شدن ماشین است.

در حال حاضر به طور معمول این چیزی است که من می خواهم اخم بر و به او بگویید به ترک ملافه روی تخت خود را که در آن از آن خواهد شد به صورت رایگان از روغن و سس گوجه فرنگی. اما راستش چه چیز دیگری می کند و این بچه را به نگاه به جلو به هر بعد از ظهر در حال حاضر ؟ نه یک جهنم تمام زیادی است.

من اجازه داد و او به آنچه من فکر می کردم او می خواهم به انجام: کشیده و آن را از طریق گاراژ به ماشین و سپس بازگشت به خانه, آوردن برخی از باقی مانده از خارج همراه با آن است. شما می دانید, چند, برگ, زن و شوهر, چوب برخی از سوزن کاج.

من به معنای واقعی کلمه نمی مراقبت. صحنه در کف مرا به یاد ما درایو در یک روز آفتابی و خوردن سیب زمینی سرخ کرده در پارکینگ.

این بیماری همه گیر است من تغییر شیوه زندگی است. شاید به این خاطر که من متوجه اهمیت زندگی در لحظه. شاید به این خاطر که من در یک خانه با بچه های من nonstop و من صرفه جویی در انرژی برای جنگ که مهم است. من می دانم من باید تمام وقت در جهان به فراموش خانه داری و یا اصلاح پاهای من پس هیچ عجله.

اما من فکر می کنم بزرگتر دلیل است که من خیلی تاکید کرد در ابتدای این shitstorm که من با استفاده از تمام ذخایر و تنها راه برای دریافت از طریق این در یک قطعه (برای من) این است که عمل بیشتر شبیه به یک شخص.

من لباس های شسته شده است که به عنوان به روز آن را به عنوان است که معمولا. خانه من در مواجه نگردند با منجمد پیتزا, burritos, شیرینی خشک-پوشش دستگاه کلرزنی همه چیز را nachos در و هر نوع رامش شما می توانید تصور کنید.

من همیشه خریداری این چیزها برای من سه تا از بچه ها در مناسبت اما یادآوری آنها را به گرفتن برخی از میوه ها و سبزیجات را امتحان کنید و مناسب و معقول شام هر شب دانستن آن همه را دور کردن. اما این قرنطینه است. ما صفحه اصلی تمام وقت و مطمئن نیستند که همه چیز شروع به برگشت به حالت عادی پس اگر پسر من می خواهد برای رسیدن به او مانده Dr. فلفل و گرما تا برخی از قطعات مرغ از مواد غذایی سریع اجرای شب گذشته خوب برای او. او آن را سزاوار. من به سادگی نمی تواند نگه دارید تا با تلاش به انجام کار درست در همه زمان ها. من حتی میخواستم بدونم چه جهنم نقطه است.

من روزانه یکنواخت بوده و گرمکن و یک جفت تا آنجا که می توان آن را. در حال حاضر من با پوشیدن پسر من سرعت باد از آنجا که آن را تنها تمیز یک در خانه. من راه می رفت خارج در لباس زیر بار بیشتر از من می توانید از اقامت در خانه سفارش اثر در زمان ما دولت است.

و روز دیگر من تو را دیدم چیزی در اخبار در مورد چگونه ما باید جای ما مسواک هر سه هفته و من به معنای واقعی کلمه خندید. ما مسواک خوب پس من و بچه های من دیده نمی شود انسان دیگر در هفت هفته و به هیچ وجه من می توانید شروع به نگه دارید تا با آن همه است.

اوه, و زمانی که من دریافت ایمیل از معلمان بچه من اجازه می دانم که آنها از دست رفته تکالیف من به سادگی به جلو آن را به آنها و به آنها بگویید به مراقبت از آن را بدون شکستن عرق.

من تقریبا به رسمیت نمی شناسد خودم و بچه های من که بچه به رسمیت نمی شناسد من. رفته است مقید که بررسی آنها را در همه زمان ها و همیشه احساس می کردم که او تا به حال برای ریختن به نور در همه چیز با ساخت همه چیز نگاه براق و جدید.

من به سادگی نمی باید انرژی به انجام هر چیزی به جز نوشیدن بیش از حد نوشابه با خشونت ادا کردن زمانی که من می خواهم و بیشتر رامش به دلیل این است که به معنای واقعی کلمه همه هیجان من در حال حاضر. من نمی باید پهنای باند را امتحان کنید و هر چیزی رنگی برای کودکان و نوجوانان’ روز مدرسه. من شما را سر در گم می شود اگر من قصد دارم به تمیز کردن آشپزخانه و نگه دارید تا با لباس های شسته شده. ما انتخاب کمد لباس فقط تا حد زیادی گسترش یافته و من میخوام که سوار موج. من تغییر رول کاغذ توالت اگر من احساس آن را دوست دارم چرا که آن چیزهایی نیست که از یک معامله بزرگ در طرح بزرگ از چیزهایی. هر کس نشسته در گلدان بعدی و نیاز به پاک کردن الاغ خود می توانید آن را انجام دهید.

آن را به عنوان رهایی بخش ،

پدر یا مادر بودن را از طریق این بیماری همه گیر قطعا نمی آید با یک دستورالعمل کتابچه راهنمای کاربر. از یک روز به بعد همه من تلاش برای زنده ماندن خلق و خوی من و آنچه من می خواهم در این لحظه و این است آنچه در آن مانند به نظر می رسد برای من.

من خودم از شوهر سابق من و شما چه می دانید ؟ من اصلا از آن متنفرم.

در جایی در امتداد خط, جامعه اجازه مادرم می دانم که قرار بود ما را به انجام آن همه: صفحه اصلی آوردن بیکن سرخ شده را در یک تابه سپس آن را با شوهر در شب برای راضی نگه داشتن او حتی اگر ما محروم هستند به هسته. و فراموش نکنید که به مراقبت از بچه ها می افتد بر روی شانه های ما بیش از حد.

من که گه بزرگ زمان به عنوان انجام بسیاری از زنان است. ما فکر می کنیم کسی که نیاز به آن را نگه دارید با هم و بلند کردن اجسام سنگین به طور خودکار اختصاص داده به ما. دیدن و فکر نمی کنم که راه — و از همه مهمتر آنها احساس نمی کند و وزن قیامت اگر آنها نمی آیند خانه از محل کار و طبخ پاک و بچه ها آماده برای تخت.

این یک روند است که ما را نگه می دارد همیشه حد و استرس. برخلاف این روند شده است فوق العاده حتی اگر آن زمان یک بیماری همه گیر برای من برای دیدن نور است.

بله, من می خواهم از این به بیش; بله من در مورد مراقبت از بچه های من’ ایمنی; بله, من می خواهم همه چیز را به بازگشت به حالت عادی. شاید پس از این است که بیش از همه من بازگشت به اضطراب مقید خود کسی چه می داند ؟ اما در حال حاضر این احساس خوب به خود را در مورد چگونه بسیاری از سبزیجات بچه ها من خوردن شده اند و نه بررسی همه چیز را انجام می دهند.

من برای یک واقعیت است که تلاش فوق العاده مولد یادگیری یک زبان جدید نظارت بر همه بچه های من در مدرسه کار می کنند و به دختر من که بدون او اردک نمی تواند در خانه می آیند و راه رفتن در اطراف نخواهد بود در خدمت کسی در خانواده من در طول این.

در حال حاضر زندگی به نظر می رسد مانند بستنی برای شام و مایکروویو پاپ کورن یک میان وعده قبل از خواب. به نظر می رسد مانند یک سرشار سبد لباس های شسته شده و سوال برانگیز انتخاب کمد لباس. این است که من بهترین من خود در هر لحظه و لذت بردن از آزادی از زندگی نمی کند تا به هر کسی انتظارات اما خود من … و این کار فقط خوب است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im