من خسته شده بود قبل از Coronavirus در حال حاضر من احساس می کنم که از هم جدا


tired-before-covid-1
مامان ترسناک و آلکسی Morozov/گتی

برخی از روزها من تقریبا مثبت من قصد ندارم به آن را.

آن روزها شامل فریاد و اشک.

و سپس بیشتر فریاد — louder این زمان — و البته بیشتر اشک.

این است که اغلب همراه با سکوت دعا برای سلامت عقل من. به من زل زل نگاه کردن skywards, inaudibly دهیم نماز آرامش (“خدا عطا کند به من آرامش به پذیرش چیزهایی که نمی توانم تغییر قدرت تغییر چیزهایی که من می توانم و حکمت به دانستن تفاوت”) بچه ها من خیره نگاه کردن در من تعجب اگر من در نهایت آن را از دست داد.

نیز وجود دارد تن از گدایی در این روز خجسته. من خواهش کنم با بچه ها به نشستن و انجام کار خود را به طور مستقل تا مامان می توانید برخی از کار خود را انجام می شود. من درخواست آنها را فقط توقف جنگ و بازی با یکدیگر مسالمت آمیز است. چرا که پس از شش هفته بدون وقفه خواهر و برادر زمان برادر بزرگتر است و بیش از آن در حالی که خواهر کوچک خانم در حال آماده سازی خود برای بازی او 5,000 هفتم دور از پنهان و به دنبال.

این روزها من پوشیدن دو کلاه: کارمند تمام وقت و تمام وقت معلم/سرپرست.

من قطع از یک کنفرانس تلفنی و بلافاصله برگشت به معلم آموزش و پرورش ویژه حالت. من خواندن مرد تکالیف خود را فقط به عنوان 504 دیکته من باید. من غیر روحانی کردن ابزار سازمانی ایجاد گام به گام برنامه ریزی چگونه برای به انجام رساندن خود کار بعدی با هدایت و پشتیبانی را به عنوان ممکن است فقط به عنوان دستیار خود را انجام دهد. من اجازه می دهد او را به ایستادگی و بدن را می شکند به عنوان مورد نیاز درست مثل کلاس درس معلم را انجام دهد. من بدون هیچ کلمه خدا را شکر که در من زندگی گذشته من یک گفتار درمانگر و مبهم آشنایی با تشخیص و ابزار او با استفاده از به طور منظم برای ترویج یادگیری موثر.

من راه رفتن به اتاق دیگر و شروع به دسترسی مانتو آموزش از راه دور ابزار بر روی iPad خود را. این است که انتساب در یک توجه داشته باشید و یا تیم? چرا این برگه اصرار بر پنهان شدن در هر برنامه ؟ من مطمئن شوید که به خواندن کلاس به روز شده ایمیل از 9:47, 10:05 10:13? خدای من چرا این لینک کار نمی کند ؟ آیا ما را از دست ندهید امروز کلاس چت ؟ چه او را لعنت رمز عبور ؟

کامپیوتر من هشدار bings; ایمیل های کار در آینده است که به سادگی باید صبر کنید.

زمان به سرعت در حال اجرا. 1:00 p. m., من ناپدید می شوند در پشت درب به “دفتر” و ورود به tele-health جایی که من اجرای گروه درمانی برای دو ساعت بعد. من نمی خواهد در دسترس برای کمک به فرزندان من در همه. آنها می دانند که وقتی مامان و اجرا می شود, گروه, آنها, نه مزاحم به طوری که آنها اغلب لغزش یادداشت ها از طریق ترک درب: “آیا من می توانم استفاده از آی پد من هنوز رتبهدهی نشده است ؟ من گرسنه هستم زمانی که شما می توانید به من کمک کنید یک وعده ؟ بانوی آزار من است. مرد نمی خواهد با من بازی (چهره عصبانی, عصبانی, face)!!!”

We Were Tired Before Coronavirus
ویکتوریا هیت/Unsplash

من به طور موقت پریشان با صدای صدای کاغذ فرود بر روی زمین است. گروه من استفاده نمي نماييد. آیا من یک دقیقه و خواندن توجه داشته باشید و به کمک بچه ها کنم یا همچنان به اجرای گروه درمانی و چشم پوشی از آن ؟ در این لحظه هر دو مشتریان من و فرزندان من نیاز به تمرکز من و همه آنها شایسته من توجه undivided.

من در حال از هم پاشیده و یادآوری دوباره است که من مجبور به طور همزمان عمل به عنوان دو نفر مختلف در فقط یک کمی بدن.

درست مثل همه شما خوانندگان عزیز من هر دو از نظر جسمی و عاطفی خسته. من نمی دانم که چگونه کار تمام وقت و داشتن بچه ها در خانه است و پایدار برای هر طول زمان. من وحشت زده و مضطرب چشم انداز از آنچه در تابستان ممکن است نگاه و احساس.

اما در همان زمان من عجیب باشه. و این دلیل است که من در رشته بهداشت روان, مشاوره و یا شرکت خود در درمان فردی برای طولانی تر از من مراقبت به اعتراف و یا حتی اینکه من در بازیابی و به دست آورد و برخی دیگر منحصر به فرد راهبردهای مقابله با استرس. زیرا در این صورت است startlingly شبیه به راه زندگی من بود قبل از coronavirus رسید.

من خسته بود قبل از.

من بار روانی بود که در آن حداکثر ظرفیت قبل از.

من احساس overworked و تحت خود مراقبت قبل از.

وجود دارد بیش از حد به انجام و به اندازه کافی زمان برای انجام آن را قبل از.

من زندگی می کردند, زندگی دوگانه فوق العاده, مامان و فوق العاده کارمند قبل از.

در حالی که من سعی خواهد کرد که به می گویند که این بار نیست فوق العاده استرس زا و طاقت فرسا و اضطراب تحریک این احساسات هیچ چیز جدیدی برای ما پدر و مادر است. منظورم این است که اگر ما به آموزش برای این بحران برای سال. من را در مربی من گوشی آماده!

که آنچه من سخت ترین زمان آشتی. من شگفت زده شدید عاطفی بیش از حد و یا ثابت یورش روزانه بی پایان اضطراب و استرس است. من شگفت زده چگونه این تجربه عاطفی متفاوت از من روز به روز زندگی معمولی. و است که نگران کننده ای در تحقق همه آنها را.

در هر روز داده شده من در حال حاضر آماده خودم آماده سه صبحانه پرتاب در یک بار از لباس های شسته شده و بسته بندی شده تا دو کیف مدرسه همه قبل از ترک برای کار در 7:30 صبح

من با عجله از محل کار به انتخاب کنید تا یک کودک در یک فعالیت 5:30 و پس از آن schlepped در سراسر شهر به مطمئن شوید که برای به دست آوردن یکی دیگر 6:00. سپس عازم خانه را بسته تا سه ناهار و شام در حالی که کمک به هر آنچه که باقی مانده بود از بچه ها مشق شب.

من سابقه تماس های تلفنی از مدرسه در وسط یک فرد جلسه با یک مشتری.

سمت چپ کار اولیه را به یک کودک به اورژانس انتصاب دکتر.

صرف تعطیلات آخر هفته خرید مواد غذایی, تمیز کردن خانه لباس های شسته شده انجام chauffeuring کودکان و نوجوانان از تاریخ بازی به فعالیت ها و تکمیل پروژه های مدرسه.

من در بر داشت قرائت چه شوهر من لقب من “لیست ذهنی” برای خودم در گوشه ای از اتاق فقط مطمئن شوید که من چک کردن همه چیز مورد نیاز من برای برآوردن نیازها و می خواهد از کسانی که در مراقبت از من.

من انجام داده اند و همه این ها به تنهایی آن را انجام شده است با کمک و پشتیبانی اختصاصی هم تیمی من است. در عین حال من هنوز هم حک شده زمان کافی برای تصمیم شخصی خود من روانی و جسمانی یک اولویت است.

من نمی دانم وقتی که من شروع به جای این کار فشار زیادی روی خودم به مافوق انسانی. آن اتفاق افتاد ماهرانه و بدون هشدار. من گمان می کنم من تنها مادر وجود دارد که احساس می کند در این راه یا. وجود دارد به سادگی زیادی را برای خانواده های ما است که آن را به نظر می رسد هرگز انجام می شود.

اگر من آمده اند و به دور هر چیزی از این نفرت انگیز تجربه آن است که من نیاز به شروع به قرار دادن برخی از نیازهای خود را در بالای من “لیست ذهنی” بیشتر به طور منظم — و این بدان معنی نیست فقط گرفتن سریع مانی/pedi در یک بعد از ظهر شنبه. از آن زمان به برخی از مقدار مورد نیاز و تغییر در شیوه زندگی برای من نیست superwoman; من به سادگی لورا.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im