40s خود را هنگامی که شما بزرگ تر شدن که شما بودند و هر دو با شکوه و ترسناک


woman-in-her-40s
الیور رسی/گتی

من با گرفتن یک عکس از من مرغ قفس پنج سال پیش. قرمز جانبداری آمد به تمرکز و من کلیک. سپس با کلیک دوباره. احساس کردم چیزی درون من: عجله از تاریکی طوفان مصرف بیش مغز من یک گرما در صورت و قلب است. آن را 16 روز پس از 40 روز تولد من. من پس از آن بود ترک برای تعطیلات آخر هفته با ما قدیمی ترین در حالی که من در ماندن در خانه با کودکان.

به عنوان او کشیده از جلوی خانه من به او گفتم من احساس درست نیست. “این روانی و فیزیکی نیست. من نمی دانم چه چیزی اشتباه است.”

هر چه بود من نمیفهمد من می خواهم رنگ و پخت راه من از آن است که شب. اما من اینجا هستم و پنج سال بعد احساس همان عجله همان گرما. می آید و می رود — این اضطراب سطح پایین است که باعث می شود من را متوقف و از خودم بپرسم چه چیزی اشتباه است. من نمی توانم قرار دادن انگشت من بر روی آن برانگیخته و برانگیخته و باعث می شود من انجام کارهایی مانند نوشتن حقیقت من می گویند “هیچ” بیشتر طلب وحشی و به توهم من برگزاری آن را با هم.

من نیستم.

به عنوان به زودی به عنوان من 40 میریزم از خودم بود و به دنبال این زن من به رسمیت نمی شناسد. او احساس فوق العاده ناراضی و بی قرار است. چیزهایی که یک بار ساخته شده او را راحت و محتوا نیست و انجام آن برای او ندارد. او پرسید که چه من می خواهم به انجام بعدی با من زندگی چون مطمئنا خیلی بیشتر وجود دارد.

من احساس فوق العاده گناه در مورد آن برای مدت زمان طولانی. من سعی کردم به نگه داشتن انجام آنچه که من انجام شده بود — که بهترین مادر من می دانستم که چگونه به پخت کوکی ها هم با خواهر و دوستان به بحث در مورد مادری اقدام به عنوان اگر همه چیز خوب بود.

عمیق کردن آن نبود. من سوزش را بیشتر به انجام بیشتر برای ریختن به برخی از خود و در عین حال من می ترسم به او اجازه رفتن. من به شوهرم در مورد راه من احساس در وسط آشپزخانه یک روز صبح که او در اواخر برای کار. من می توانم بگویم که با نگاه در چهره خود را که او نمی دانم آنچه که من می گفت. حتی کمی نیست.

من می دانم که او می خواست به مجموع آن را به یک بحران میانسالی, اما او می دانست که من به خوبی به اندازه کافی برای رفتن نیست وجود دارد.

من شنیده بودم در مورد “بحران میانسالی” تمام زندگی من — خرید ماشین جدید امر طلاق آمدن بازگشت به دیگران فکر کردم شما می خواهم خود را از دست داده لعنت ذهن است.

اما اعتقاد من این است که به سادگی زمانی که شما بزرگ تر شدن خود قدیمی خود را. حداقل این چیزی است که برای من اتفاق افتاده.

من همچنین اعتقاد دارم که آن را از دست دادن نیست هر چیزی که شما را تبدیل به یک نسخه متفاوت از شما. آن را بیشتر در مورد پیدا کردن خود واقعی خود را. و آن را خوب.

من تمام زندگی من شده فکر کردن در پشت سر من است که آن را خوب است که من در اینجا ؟ این درست است که من گفته ؟ آیا این درست است که پوشیدن این ؟ آیا این درست است که واقعا انجام دهید و یا این که اگر هیچ کس دیگری است ؟

و اگر من این کارها را انجام و آن این است که خوب خواهد شد و من هنوز هم خوب است ؟ آیا هنوز هم من راحت خواهد شد و یا من بدی صدای درونی من می گویند من به شما گفته ،

پس از آن شما به نوبه خود 40 و شما احساس می کنید مانند شما وقت تلف بدونم که اگر آن را همه خوب خواهد بود اگر شما قادر خواهد بود به ماندن در یک شسته و رفته کوچک بسته. شما از دست دادن مقدار زیادی از احساسات و مراقبت از آنچه که مردم دیگر فکر می کنم که با شکوه. بنابراین شما به دنبال آن بروید بله می دانید ؟ شما واقعا برای آن بروید.

اما آن را نیز به عنوان ترسناک جهنم چون شما نمی دانید که آنچه شما انجام می دهند. شما همیشه آن را بازی امن. و بار بیش از نه این اتفاق می افتد زمانی که شما ازدواج کرده اند برای یک مدت زمان طولانی است و ممکن است دست خوش پیشامد میشه از شریک زندگی خود را. شما ممکن است بچه ها که مسن تر و مستقل تر که نیازی نیست که شما مگر اینکه آنها می خواهند مواد غذایی و یا سوار شدن.

به این دلیل 40s خود را می تواند تنها. شما در حال مواجهه با احساسات عجیب و غریب شما قبل از به حال هرگز. شما ممکن است کمی زمان بیشتری را بر روی دست های خود را. شما فکر می کنم در مورد تمام چیزهایی که شما می خواهید به انجام همه چیز شما انجام نشده اما می توانید. آن را خسته کننده و هیجان انگیز است. شما سعی می کنید برای درهم کوبیدن آن افکار و رفتن با زندگی به طور منظم و آن را مانند شما می توانید نیست.

آن را احساس نمی کند مثل شما اما از آن است که شما.

راستش من تنها زنان رفتن را از طریق همان چیزی که هر گونه سرنخ به آنچه من صحبت کردن در مورد, بنابراین من چوب با آنها. آنها شده اند من منجی — خوب دوستان من و وحشی و نوشتن.

این شخص من بسیار متفاوت از شخص من بود و زمانی که من جوانتر بود. وجود دارد هنگامی که او باعث می شود من خیلی ناراحت کننده است که من می خواهم چیزی بیش از به نزول دوباره به زندگی من.

و من می تواند انجام این کار است. من می توانم. اما اگر من می خواهم به پرتاب تعداد زیادی از خودم دور. و من 40s در تلاش است تا به من بگویید به اندازه کافی در حال حاضر شما انجام داده ایم که برای بیش از حد طولانی است. و شما خوب خواهد بود.

آن را فقط طول می کشد برخی از زمان قبل از شما آن را باور.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>