mothers-day-hold-up-1
Jose Luis Pelaez Inc/گتی

آن روز صبح من چهارمین روز مادر بود و من steeling خودم را برای یک سال دیگر از ناامیدی.

از درون من می خواستم به نوع کاری که محتوا را با یک کارت متفکر یک پشته از Bisquick, پنکیک و اجرا از آسیاب یکشنبه غایب از هزینه و یا هیاهو. که به نظر می رسید مانند مناسب برای استقرار یک مادر: ممنون فداکارانه بدون عارضه است. من می توانم تصویر دیگر مادران با اشک در چشم خود را به عنوان آنها را با بزرگواری خود را پذیرفته ماکارونی گردنبند و کاغذ ساخت و ساز کارت با M-O-M ناخوانا در سراسر جبهه. من تو را دیدم آنها را در حال حرکت با خود صبح: tucking لباس های شسته شده تمیز به زیر شلواری, مرتب کردن آشپزخانه, شمارنده راحت در دانش است که یک زن مسئولیت نیست فقط جادویی ناپدید می شوند به دلیل آن اتفاق می افتد به دومین یکشنبه ماه مه است.

در ذهن من من باید بوده ام که زن است. اما قلب من احساس متفاوت در مورد کل امر.

بچه ها من tiptoed در سراسر کف فرش شده در حالی که من بود در آینه در من حوله تن پوش تظاهر به شنیدن اغراق آمیز خود زمزمه. آنها با افتخار ارائه شده من با یک کارت که بر پسر بزرگتر من را امضا کرده بود نام خود را—یک مهارت جدید—و قابلمه بنفش geraniums به آویزان در جلو ایوان. شوهر من خندیدی, از پشت, آنها, تکیه بیش از سر خود را به یک بوسه بده من و آرزوی من یک روز مادر مبارک.

هدیه خود را ملاحظه بود و فوق العاده محبت مینماید اما من احساس کردم که آشنا ناامیدی snaking در راه خود را به قلب من. این پایان روز مادر? من تعجب. من فکر کردم کل روز فقط ده دقیقه. من نفس عمیقی کشید و با لبخند به جمع آوری سه تن از آنها را به آغوش من.

روز اقدام بسیار به طور معمول: کلیسا ناهار با پدر و مادرم شام که من آماده شده است. آن زمان بچه ها جمع شدند به تخت من نهفته گلدان از خشم من غم و اندوه و خشم و تهدید به نشت بیش از دو طرف در هر لحظه. پس از یک سری از ranty متون به دوست دختر من که تکرار احساسات مشابه در مورد خود روز من تصمیم به انجام آن چیز است و بحث از طریق آن با شوهرم.

“من احساس واقعا نادیده گرفته شده و جنبهی امروز” من به او گفتم که این سد از اشک من است می خواهم عقب نگه داشتن در تمام طول روز در نهایت به. “من بسیار برای خانواده ما و من فقط می خواستم یک روز از احساس من مهم است.”

When Mother’s Day Doesn’t Measure Up
JÉSHOOTS/Pexels

او رسیده دست من نخ انگشتان خود را از طریق معدن. “من واقعا متاسفم. من نوع انتظار را برای شما به من بگویید چه شما می خواهید به انجام, اما شما هرگز. من فکر کردم شما فقط می خواستم به چسبیدن به در خانه و استراحت.”

به عنوان او صحبت می کرد من دیدم به یک لحظه پیش از آن در هفته زمانی که او می خواسته به من چه من می خواستم برای انجام برای روز مادر. آن را احساس بیش از حد خودخواه به بیان آنچه که مورد نظر من بیشتر از یک روز تنها اختصاص به من—پس من به او گفتم هیچ چیز در حالی که همه امید او می خواهم می دانم که بدون من نیاز به آن را می گویند با صدای بلند. من صرف دیگر 364 روز از سال فهیم و تحویل در هر کس دیگری نیاز دارد—آیا من سزاوار یک روز که در آن شخص دیگری کار می کند از ملاقات با من ؟

پس از چند ساعت گریان انعکاس من کشف حقیقت دردناک در پشت سر من تکرار روز مادر نا امیدی ها: به جای ملاقات با من نیازهای خود را به طور منظم من دوخته تمام امید من برای مراقبت از خود بر روی یک روز از کل سال تقویم. و در بیان آنچه که من واقعا می خواستم من تا به حال اختصاص داده شده شوهر من یک کار غیر ممکن است که همه اما تضمین شکست. حتی اگر او می خواهم بدست من دقیقا آنچه که من می خواستم من هنوز هم می ام و نا امید شده اند. یک روز از pampering نیست نفی یک عمر از غفلت مراقبت از خود است.

“من نیاز به شروع به گرفتن نیازهای من ملاقات بیشتر,” من گفت: شوهر من تعجب آور خودم با این نوظهور وضوح. “من انجام بیش از حد بسیاری از چیزهایی که من لذت نمی, و نه به اندازه کافی چیزهایی که مرا خوشحال است.”

“چه شما نیاز دارید از من ؟” او با اصل صداقت.

“من به حمایت شما نیاز دارند در حالی که من این همه از. اگر من قصد دارم برای زمان بیشتری را برای خودم من اجازه دهید به برخی از چیزهای دیگر رها کنید. من شما نیاز به انتخاب کنید تا شل شود و یا OK با برخی از چیزهایی که نمی انجام می شود.”

او موافقت کرد و با هم سوار بر یک سال از یادگیری زبان از من مراقبت از خود است.

***

همانطور که از نوشتن این مقاله هنوز چند هفته قبل از روز مادر و می دانم که من نمی خواهد آن را صرف راه من در اصل پیش بینی. اما من در صلح با آن بیشتر. برای یک بار روز مادر را احساس نمی کند مانند یک امر ناامید.

در این سال من آزاد روز مادر از سنگین انتظارات من استفاده می شود به پشته بر روی آن. آن را ندارد به دیدار با تمام نیازهای من در یک سقوط کرد از بین بردن چون من یادگیری به پراکنده است که مراقبت در طول بقیه سال. آن را یک فرصت برای تنظیم و ثابت به هر دوی ما است که او نمی داند که چگونه برای مراقبت از من راه من سزاوار است. در یادگیری برای مراقبت از خودم بقیه سال من به او آموخت که چگونه به مراقبت برای من بیش از حد. و در زبان من زبان عشق روان او به من کمک کرد احساس دیده و قدردانی به طور منظم به جای فقط یک روز در سال است.

برای یک بار من در واقع به دنبال به جلو به روز مادر.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de