چه آن را مانند به عنوان دختر یک مغلوب ساختن پیشی جستن حامی


father-trump-supporter-new
ژاک گیبسون/گتی

من نمی توانم صحبت کردن با پدر در مورد سیاست. این نکته جالب است با توجه به اینکه من فارغ التحصیل با درجه ممتاز در رشته علوم سیاسی. سیاست proverbially من “همه چیز.”

این بن بست است که قطعا برای عدم تلاش برای ارتباط با پدر من است. گذشته از سه سال و نیم پر شده اند با صرف شام-میز مناظره و مبارزه کلامی بیش از این مقاله صبح; پدر من تمایل به خواندن التهابی سرخط با صدای بلند و من باید تمایل به افزایش به طعمه. اما اخیرا ترکیبی از قرنطینه و چرخه انتخابات ارائه شده است که نوع بحث غیر ممکن است. به تعامل خواهد بود و خطر فروپاشی از ما پدر و دختر رابطه است.

دلیل این است که نوعی تهمت حامی اصلی استدلالی ابزار است نه هدف واقعیت یا توجیه قانونی اما غلط ارزی و ad hominem. بحث با یک تهمت حامی یک حیوان کاملا متفاوت از بحث علمی من لذت می برد و گاهی اوقات در محل کار — مغلوب ساختن پیشی جستن حامی views اختلاف به عنوان یک حمله شخصی و پاسخ در نوع خود است.

این است که می گویند که سمت دیگر راهرو است نه جرم دقیق همان چیزی. برخی از دانشمندان علوم اجتماعی را یافت که دارای یک دیدگاه سیاسی تا زمانی که آن را شامل هویت شخصی شما می تواند مسئول در حال رشد شکاف بین ایدئولوژی است. در مورد من مهم نیست که چگونه بسیاری از بار من با استناد به یک قانون یا نقطه معیوب منبع من نوعی بدون شکست خودم را در موضع دفاعی است.

“هنگامی که شما مسن تر شما را در درک” یک خط مورد علاقه من شنیدم از پدرم. (من 22.) “شما داد به تبلیغات” دوم نزدیک است. “شما جوان هستید البته شما یک لیبرال.” تقریبا بدون شکست شما می توانید پیدا کردن یک “آه عسل” در جایی وجود دارد. آن را به عقب و جلو از buzzwords و تغییر مسیر بیمه های غیر قابل توضیح تلخی و کلی بی اعتمادی در جهان است. و به دلیل سن و قد و قامت مدارا اغلب نقش یک نقش بازیگران.

آن را کمک نمی کند که مکالمه معمولا با التهاب نظر. مثلا پدر من یک بار ویروسی تصویری که در آن یک تگزاس مرد تحت فشار قرار دادند یک پارک رنجر به دریاچه برای درخواست جمعیت به احترام اجتماعی فاصله سفارشات; پدر خندید و گفت: “خوب برای او.” وقتی که مامان من پرسید که چرا او ادعا کرد که افرادی که در دریاچه آن روز تا به حال هر حق وجود دارد و فرماندار تا به حال هیچ قدرت برای تحمیل جمع آوری محدودیت. قادر به مقاومت در برابر من پا در.

در طول متعاقب آن استدلال پدرم در مقایسه با مرگ و میر خطرات ناشی از COVID-19 همه گیر برای همه چیز از آنفلوآنزا به رانندگی. او اصرار داشت که مرگ شد “اجتناب ناپذیر است.” زمانی که من مقابله که مرگ از COVID-19 قابل پیشگیری بود, او گفت:, “خوب, سپس شما نیز ممکن است تمام اتومبیل خاموش جاده ها است.” من مقابله که چیزهایی مانند رانندگی تحت تاثیر و سرعت غیر قانونی بودند که دلیل بسیار است. به جای پاسخ او دو برابر کردن بر روی نقطه ای که مرگ شد “اجتناب ناپذیر” و فرمانداران تا به حال هیچ قدرت برای اجرای stay-at-home سفارشات. او اصرار داشت که دستور اجرایی نمی شد و قانون است که آنها از نظر قانونی قابل اجرا.

در یک نقطه او به من گفت: “شما می دانید, آن را در مورد یک صفحه طولانی خود را بخوانید اساسی است.” من یک “یک” در آمریکا قانون اساسی در 400-دوره سطح. او این را می داند. و بعد هنگامی که مادر من سعی کردم به همین دلیل با او با نشان دادن تحقیقات که او در بر داشت او رفت و سکوت خواندن این اطلاعات بر روی iPad خود را با یک furrowed ابرو.

مضحک است که یک ماه پیش پس از من هواپیما از فرانسه (جایی که من زندگی کرده بود پس از سپتامبر گذشته) پدرم به دنبال مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری قرنطینه دستورالعمل به نامه. او نمی خواهد به من کمک کند قرار داده و توشه من در تنه است. او نمی خواهد در آغوش من است. و در عین حال در حال حاضر او اصرار دارد که فرمانداران تا به حال هیچ قدرت به سفارش او را به ماندن در خانه که مرگ شد “اجتناب ناپذیر” و است که شما نیز ممکن است اتومبیل از جاده ها است. جایی در بین این دو نسخه از پدرم یک Tucker Carlson بخش.

Father and daughter discussing
لوسی Lambriex/گتی

Oپرسم بار پدرم Trumpisms از جایی آمده. یک بار مادرم شوخی که آن زمان برای ما برای رفتن به ایرلند پس از آنها گزارش جدید COVID-19 موارد است. پدر جواب داد: “آره, Patti LuPone می توانید وجود دارد. او گفت که او می خواهد به ترک کشور است. این افراد در حال رفتن به دریافت ناودان — ” و…. هیچ کس تا به حال یک کلمه گفت: در مورد Patti LuPone در هر نقطه در طول روز است.

بعد معلوم شد که او در حال خواندن یک مقاله در مورد Patti LuPone گفت: او می خواست به ترک ایالات متحده ظاهرا به دلایل سیاسی. این بوده است کله پاچه در ذهن عصبی او را به عنوان viscerally که اگر LuPone صادر کرد, ترور تهدید و هم زده و او را به یک بی دلیل دیوانگی ساعت بعد. وقتی که من قطع سخنرانی دراز وشدیداللحن ساختمان گفت: هیچ کس نمی خواست به صحبت در مورد سیاست او به من گفت: خفه شو. زمانی که من به او گفت که به صحبت می کنند به من که راه او گفت: “پس بروید. را ترک کنند.” بنابراین من سمت چپ.

من نمی دانم اگر این رفتار مشترک با تمام تهمت حامیان اما آن است که یک ثابت در صفحه اصلی. پدرم پیوسته مصرف اطلاعات است که ناراحتی او subsuming انتقاد از سیستم آمریکایی به عنوان اگر آنها شخصی اعتراضات. او به آسانی جذب لفاظی است که یک حمله در مسائل مانند نژادپرستی و یا مراقبت های بهداشتی خصوصی است که یک حمله در خود آمریکا. نوعی ایدئولوژی هر دو را رد ایده قربانی در حالی که شما قانع کننده است که شما یک قربانی هستند و برخی نهان فاسد قدرت. به نظر می رسد به طور مداوم در ذهن خود تان شدیدا و ایجاد تنفر نسبت به افرادی که حتی نمی وجود دارد. همه چیز — همه چیز — می آید و به سیاست است.

***

Sometimes وجود دارد لحظات وضوح. در حالی که در ماشین در راه به لاو (من او را به خاطر شرکت در ماموریت و او اقدام به خرید من Dunkin’ Donuts — آن را به مدت طولانی در عوض) او به من گفت که او می داند که او در حال غیر منطقی. او گفت که او به صراحت معتقد است که نژادپرستی نظاممند وجود دارد و او می داند که رسانه ها او مصرف مغرضانه است. او به من گفت در هیچ شرایط نامشخص است که او نمی داند که آنچه او می گوید اشتباه است.

اما کمتر از یک ساعت بعد از او تکرار طوطی وار مغلوب ساختن پیشی جستن نقاط صحبت کردن در مورد بوفالو قاره که در بیمارستان بستری شد آخرین ماه بعد از پلیس هل داد و او را به زمین. پدرم موافقت با مغلوب ساختن پیشی جستن صدای جیر جیر که 75 سال سن مارتین Gugino “سقوط سخت تر از او تحت فشار قرار دادند” گفت که در حال حاضر دارای یک جمجمه ترک خورده بود “همزن” بود که با تکان دادن دست خود را “threateningly” در پلیس. وقتی که من پرسید که چگونه پلیس در کامل riot gear می تواند احساس تهدید توسط یک 75 ساله گفت: “شما راه رفتن نیست تا به پلیس می خواهم که. او می توانست تا به حال یک سلاح است.” زمانی که من در مقابله با هر دو دست خود را به وضوح تحت اشغال او گفت: من که من تا به حال “خریداری شده به تبلیغات.” هر نسخه از پدرم من صحبت شده بود به دقیقه قبل از او رفته بود.

نقطه شکستن بود بحث که در واقع تا به حال هیچ چیزی برای انجام با او. من برای یک بار شد یکی به آغاز گفتگو پس از تماشای کاخ سفید وزیر مطبوعات Kayleigh McEnany equivocate در یک سوال در مورد تهمت بیانیه که او را به نادیده گرفتن دولت و استانداران که نمی بازگشایی کلیساها. من عمیقا مذهبی مادر رز به دفاع از او; من مقابله که مهم دولت استانداران را نقض 10th, متمم و ما کاهش یافت و به یک بحث.

بحث خود را آرام بود اگر پرشور است. مامان استدلال شد بر اساس متمم اول قانون اساسی, معدن بودند بر اساس 10th, ما مخالف مربوطه در تفسیر آن ، از هیچ جا با این حال پدر و chimed در.

“از آنجا که آنها نمی خواهند برای آن پرداخت او گفت:” ظاهرا یک بار دیگر پس از خود را از فکر. “آنها نمی خواهند به پرداخت هزینه برای آن را به طوری که آنها تصمیم گرفته اند برای رفتن به سوسیالیسم.”

نه مادرم و نه من می توانم درک آنچه در “آن” بود که “آنها” — احتمالا اشاره به نسل من — نمی خواهید به پرداخت و نه چگونه سوسیالیسم و پس از بحث در مورد دین. ما هر دو رد غیر منطقی و انجام بحث است. اما دقیقه بعد پس از چند امتیاز بیشتر و counterpoints او وارد شده خود را دوباره.

افزایش از کامپیوتر خود را با آه و چرخش به اطراف را به نیمکت جایی که من نشسته بود گفت: صدایی به عنوان اگر او نمی تواند بیشتر نا امید “این غم انگیز است. من واقعا فکر می کنید شما تا به حال یک مغز. من واقعا فکر کردم من مطرح شده و کسی که می تواند فکر می کنم. برای خود فکر می کنم.”

من هیچ غریبه ای به توهین به هوش من. شنیدن چیزهایی مانند این را از غریبه ها و آشنایان و حتی دوستان یک چیز است. با داشتن این فریاد زد: شما توسط یک مته مربی یک چیز است. شنیدن آن را از پدر خود را که شما سوار به کلاس باله و چهار بار در هفته به مدت 10 سال که شما سوار به مدرسه هر روز صبح که نشان داد تا به هر بازی و مراسم اهدای جوایز و رقص رسیتال که دوست داشتم شما را با هر اینچ از او برای تمام عمر خود را و آنها شما را دوست داشت در بازگشت به طور کامل دیگر.

من ذهن من. من به یاد داشته باشید بسیاری از آنچه که من گفتم: اما من می دانم که من فریاد زد. من می دانم که من او را به نام یک منافق. من می دانم که من قسم می خورد. من احساس جدا از بدن دست من بودند وزوز. و تمام در حالی که با این حال مدت آن به طول انجامید او به سادگی نشسته وجود دارد دست خورده در دامان خود نه به دنبال من است اما با کمی لبخند در چهره اش. او پاسخ نمی — او نیاز ندارد. او می دانست که او برنده شده بود.

بعد از آن من ایستاده در وسط اتاق خواب من و مشت های گره قفسه سینه و تاب و گریه کرد. پدر و شناخته شده بود که دقیقا موضوع به جلو به باز کردن من و او کشیده بود آن را بدون تردید. ما نه پدر و دختر در آن لحظه; ما مخالفان سیاسی. و در ذهن خود من دشمن بود.

اگر شما در هر نقطه با استدلال مغلوب ساختن پیشی جستن حامی به خصوص اگر جوان هستید, شما می دانید که این الگو. هدف این است که برای برنده شدن با حقایق و یا استدلال منطقی. هدف این است که به پیچ و تاب و به نوبه خود و obfuscate قابل توجه مناطق آسیب پذیر با افزایش ad hominem تا حریف ترک با نا امیدی و یا در مورد من صدمه دیده است. و لحظه ای که اتفاق می افتد — لحظه ای که شما پاسخ عاطفی و یا نشان می دهد که شما نا امید — شما از دست داده اند.

صبح روز بعد پدرم آمد به اتاق من و نشست روی تخت من قبل از من و بعد فورا رفت واز ، او با قرار دادن یک دست بر شانه من زد و گفت: “من متاسفم. انتخاب بد از کلمات است. این یک انتخاب بد از کلمات است. من متاسفم. خوب ؟ آره ؟ من شما را دوست دارم.”

بله من قبول عذرخواهی. او البته به طور کامل از دست رفته اما پس از آن من در حال حاضر حل و فصل شده است که راه اندازی مجدد این استدلال را چیزی جز آسیب برساند. من می دانستم — و در هسته خود, من فکر می کنم او می داند که به عنوان خوبی است که این موضوع در پایان نبود که او تا به حال مطرح شده کسی که فکر می کنم می تواند برای خودش. مسئله این بود که او, و او نمی با او به توافق برسند.

***

یکnd من compartmentalize ارتباط من با من تهمت حامی, پدر, به خاطر صلح است. برخی مخالف این است که کار درست را انجام دهید. برخی از تماس این یک موقعیت ممتاز و شاید که درست است. همانا پدرم از دست داده است روابط نزدیک خود را بیش views — دوستی او تا به حال برای بیش از 30 سال به پایان رسید و تقریبا در نقطه ای در شب انتخابات در سال 2016. برخی از من می دانم که باید قطع اعضای خانواده از زندگی خود را برای دیدگاه های سیاسی خود را; که خود را حق. اما در پایان من, پدر من با پدر و آن را به من تماس بگیرید. من او را دوست دارم به شدت می خواهید او را به در سمت راست از تاریخ, اما من نمی خواهد اجازه می دهد سیاست به چیزی که ریپ ما از هم جدا.

من یک صندلی ردیف جلو به طرز فکر و رفتار کلاسیک تهمت حامی و من نگران آنچه من می بینم. آن است که یک جریان ثابت از اطلاعات غلط است که در پیچ و خم به توجیه و غیر قابل توجیه به انکار غیر قابل انکار ساخته شده بر روی یک unmovable بنیاد از تلخی و بی اعتمادی. نزدیک به چهار سال از سوراخ سوراخ شدن آموزش و پرورش در فلسفه حقوقی دولتی و عملیات خود را در برابر اعتقادات عمیق برگزار نشده منتقل شده و موقعیت خود را یک ذره. او زندگی می کند در یک دنیای کاملا جدا از خود من سوار قطار فکر می کردم که در آن او به نظر می رسد تنها مسافری و آرامش می یابد خود را در نارضایتی. او نمیخواهد یک بحث; او می خواهد یک مبارزه است.

هر چند این ممکن است تعجب آور من نمی نوشتن این لکه پدرم نام. من نمی خواهم به او نگاه بد یا احساس خجالت. من نوشتن این به عنوان یک پیام از کسی که با نامحدود بینش تهمت حامی قلب و ذهن: شما می توانید کرک و بس. شما نمی توانید با او استدلال می کنند. تنها — تنها — راه حل این است که به تعداد زیادتر تفوق یافتن او. بیشتر او را در پای صندوق های رای در غرفه رای گیری در دولت است. و هنگامی که او تلاش می کند برای درخواست یک پاسخ, تلاش می کند به goad شما به شلاق علیه او انجام آنچه که من آموخته اند که راه: راه رفتن دور.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>