امروز روز متوجه شدم من, دو قطبی 2


I-Found-Out-I-Have-Bipolar-2
کلاوس Vedfelt/گتی

امروز روز متوجه شدم من, دو قطبی 2 اختلال است. امروز من تا به حال پاسخ به سوالات من. امروز زندگی من برای همیشه تغییر. آن را به عنوان هر چند زندگی من تغییر نکرده برای همیشه (قبل از ازدواج, داشتن بچه ها – آن را همه برابر است با طول عمر تغییرات) اما این احساس متفاوت است.

این به این معنی دارو.

این به این معنی درمانی است.

این به این معنی من می گذشت و آن را به بچه های من.

این به این معنی پاسخ.

آمدن به این تحقق در آورده طیف گسترده ای از احساسات برای من. اعم از محض وحشت از عبور از این به من و بچه ها بودن دارو برای بقیه زندگی من به قناعت است که من در نهایت در پاسخ به سوال “چه چیزی اشتباه است با من” پس از دو سال از جستجو.

در دو سال گذشته من سعی کردم ورزش, مدیتیشن, روزنامه نگاری, درمان و داروهای مختلف در حالی که همه فکر کردن من مبتلا به افسردگی پس از زایمان و اضطراب است. تشخیص من حس ساخته شده در زمان; بعد از همه, من دچار اضطراب شدید پس از داشتن پسر دوم من به دنبال برخی از ناتوان کننده افسردگی است. این همه باعث شد من به صحبت کردن با من ماما در عرض یک هفته از داشتن فرزند دوم من.

من ماما بودن rockstar او مصمم است که دارو کمک خواهد کرد با اضطراب من. این زمانی است که من شروع به راه رفتن به جلو و عقب در نظر گرفتن آن مبارزه با خودم خیلی در مورد استفاده از دارو. من عصبی بود که دارو تاثیر می گذارد عزیزم من منفی (از آنجایی که من پمپ و شیر). من عصبی بود که آن را تغییر دهید من نوعی. پس از صحبت کردن از طریق آن چند برابر بیشتر و تلاش روزنامه نگاری و مدیتیشن و ورزش در طول ماه من تصمیم به شروع مصرف دارو همراه با دیگر من خود شیوه های مراقبت از. و حدس بزنید چه ؟ آن را تغییر نکرد من به هیچ وجه جدا از کاهش اضطراب و بهبود خلق و خوی من. همچنین تاثیر نمی گذارد کودک من (که من متوجه شدم).

بعد از آن به نظر می رسد که داروی ضد افسردگی کار نمی کند و همچنین آن را به عنوان یک بار بود. من نیاز شدید حملات افسردگی است. این زمانی است که من مشغول به کار با من ماما های مختلف را امتحان کنید دارو. پس از من تا به حال شده است در یک داروی ضد افسردگی قبل از من خیلی نگران این زمان در مورد آن تغییر بنابراین من آن آغاز شده حق دور.

این کمک با افسردگی, اما متوجه شدم که حتی بعد از 6 ماه از بودن در این دارو من هنوز هم نیاز شدید یو پی اس و فراز زندگی. من فکر کردم من باید بیشتر احساس “عادی” و کمتر بالا و پایین تا رسیدم به ماما من یک بار دیگر. این بار او پیشنهاد رسیدن به پزشک پرستار در روانپزشکی.

زمانی که من ماما پیشنهاد روانپزشکی ملاقات من نمی دانم به چه فکر کنم. در ابتدا من فکر کردم من به آن نیاز نیست (نه به خاطر من باور نمی, آن, اما از آنجا که من فکر کردم من می توانم به خودم کمک در راه های دیگر) بنابراین من برگزار شد در ساخت یک قرار ملاقات. سپس من شروع به احساس جنون و سپس پس از آن دوباره افسرده بنابراین من ساخته شده به پزشک مراجعه کنید. این زمان انتصاب گیر کرده است.

در این زمان بود امروز. امروز یک نقطه عطف بود. امروز با آن مواجه شدم ترس من سر در و بستری نیاز به کمک دارم. امروز آغاز یک کل عمر از تغییرات. امروز مشخص شده که کلمات “دوقطبی 2 اختلال است.”

انتصاب امروز خیلی damn sense که چرا من مبارزه در هر دو طرف از طیف. چرا گاهی اوقات من نمی باید به خواب بسیار و هنوز انرژی برای روز و به همین دلیل گاهی اوقات احساس می کنم مثل من می تواند به مدت یک هفته خواب راست, و آن را هنوز هم به اندازه کافی نخواهد بود. چرا گاهی اوقات من می توانید بدوزید (یکی از سرگرمی های مورد علاقه) برای ساعت ها و ساعت ها پس از کار و به همین دلیل گاهی اوقات من نمی توانم روی نیمکت. چرا من خیلی تحریک پذیر با بچه های من گاهی اوقات و به طوری که بیمار با آنها بار دیگر.

در نهایت من سپاسگزار برای تشخیص. من سپاسگزار به یک طرح عمل. من سپاسگزار به پاسخ دارند. من سپاسگزار به می دانم که اگر چه قابل درمان, من می توانم یک زندگی عادی و سالم و زندگی شاد.

بنابراین در حال حاضر که من تشخیص من شروع مسیر طولانی برای پیدا کردن آنچه با این نسخهها کار برای من و در نهایت یکی دیگر از مسیر طولانی از سوالات است که به طور بالقوه ندارد و پاسخ مانند: آیا من به مردم بگویید که من می دانم خواهد بود قضاوت شناخت کامل هست که من نیاز به چشم پوشی از منفی? آیا این به این معنی چیزی برای من حرفه ای ؟ را دارو من به سعی کنید کار می کند ؟ وجود دارد حدود 102 بیشتر سوالات گردان از طریق مغز من در هر لحظه و آن شدید ،

حتی اگر من بسیاری از سوالات من می دانم که چند چیز کاملا درست و معتبر است. من یک مادر هستم که دو قطبی 2 اختلال است. بیماری های روانی واقعی است و من نه تعریف شده توسط من اختلال است. من یک فرد خارج از بیماری های روانی. یک فرد که خانواده زمان واقعی جرم و جنایت پادکست دوخت و نوشتن.

اگر شما احساس می کنید که شما ممکن است مبارزه با بیماری های روانی, من می خواهم شما را به یادگیری از اشتباهات من و کمک گرفتن به عنوان به زودی به عنوان امکان پذیر است. زندگی را ندارد به احساس می کنم مثل یک مبارزه در روز و روز را حتی اگر آن را در حال حاضر احساس می کند که راه. کسی وجود دارد خارج وجود دارد که می شنوید و درک می کنم شما حتی اگر آن را به اول شخص شما صحبت کنم. فقط سعی کنید دوباره. من قول وجود دارد این است که نور در انتهای تونل — حتی اگر که تونل باعث می شود یک زن و شوهر از حلقه در اطراف ایستگاه!

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.nettny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>