سه کلمه کوچک است که هر کسی احساس اعتبار: ‘شخص است که’


Support-Depression-Anxiety-people-extra-2
skeeze/Pixabay

نه بیش از حد طولانی قبل از جهان درون منفجر و مدرسه تعطیل بود, من صرف ناهار با یک گروه از دانش آموزان کلاس سوم. آنها در مقایسه با ناهار و بحث معاملات با جدیت بورس نیویورک با توجه به ارزش های مشترک و در عین حال خوشمزه Oreo در مقابل کوچکتر اما نادر قطعه mochi.

به عنوان معاملات به پایان رسید و پاکسازی آغاز شد, یکی, دانش آموز, R, شنبه با ملول نگاه در چهره خود را به سختی ترک خوردگی یک لبخند حتی به عنوان دوستان خود تلاش کرد تا او را در مکالمه. “شما نگاه bummed. چه خبر است؟” من از او پرسیدم بی سر و صدا.

متاسفانه او پاسخ داد: “مادر من را فراموش کرده به پک من, دسر, بنابراین در حال حاضر من هیچ ندارد و من نمی توانم تجارت با هر کسی!” او رفته در صندلی خود را به من و دوستان خود را در سراسر جدول برای همدردی.

قبل از من می تواند هر چیزی می گویند او اچ تی تکیه به جلو است. “پدر و مادر من به من اجازه نمی اند دسر در ناهار من در همه, بنابراین من آن را ندارید یا, اما من نمی اجازه دهید آن را من زحمت.”

R ساخته شده شدید از تماس با چشم با T. “اما مادر من را فراموش کرده و من واقعا می خواستم آن را امروز.” T شانه ای بالا انداخت شانه های او را. R سعی کردم دوباره: “مثل من واقعا آن را می خواستم. من فوق العاده غمگین در مورد آن.”

من کشیده T را کنار بگذارند. “نگاه او در چشم جدی می شود و می گویند,” Dude…که داره.'”

T چروکیده بینی خود را در من. “اما چرا ؟ من هرگز دسر در ناهار من و من اصلا در مورد آن شکایت.” R به تماشای ما, بنابراین من ساخته شده آن را سریع. “فقط آن را امتحان کنید. پیاده روی به او می گویند آن را ببینید که چگونه او واکنش نشان می دهد. خب؟” T شانه ای بالا انداخت و رفت.

من در برابر اصرار به sidle نزدیک و استراق سمع. من ماهرانه تماشا R و در صورت تغییر به عنوان T به او صحبت کرد. او آرام است. او لبخند زد. من او را دیدم با سر اشاره کردن و راه رفتن دور با یک فندک گام.

T آمد. “عجیب و غریب” او گفت:. “آن کار کرده است.”

“آره” گفتم. “شما او را درک احساس. این نسخهها کار میکند تقریبا در هر زمان.”

* * *
اما که در ماه مارس بود و در حال حاضر ما در میان هر دو مرگبار جهانی همه گیر و آمریکا قیام در برابر نژادی و بی عدالتی و خشونت علیه BIPOC. ریسک بسیار بالاتر از ما هرگز تصور است. هنگامی که ما شکایت, شکایت ما باید یک لبه از ناامیدی به آنها. این به معنای واقعی کلمه مرگ و زندگی ما در حال صحبت کردن در مورد.

در زمان هایی از این هنگامی که مواجه با خود ما درد و رنج و عدم قطعیت می توان آن را سخت بدانید که چه باید بکنید هنگامی که با دیگران. آن را فقط سخت تر برای متوقف کردن و همدردی که هر مولکول از ما مبارزه یا پرواز پاسخ سیستم در ثابت اوردرایو.

برخی از مردم غرق خواهد به نوبه خود به دور و نادیده گرفتن دیگران درد به دنبال محافظت از خود در انجام این کار. برخی مانند T ممکن است نگاه به گذشته آن و یا تخفیف آن را اگر آنها نمی, آن را تشخیص دهد و یا مقابله با آن متفاوت است. ما ممکن است آنقدر گرفتار در مشکلات خود ما است که ما نمی توانیم کاملا معتقدم که افراد دیگر فقط به عنوان سخت است. (مبادا شما فکر می کنم من پرتاب سنگ در اینجا من کاملا مطمئنم که من ساخته ام مقدار زیادی از به طور تصادفی سنگدلانه اظهارات در مورد خرد کردن روح مشکل غیر منتظره از مدرسه در منزل و عدم مراقبت از کودکان در حالی که به طور کامل از شنیدن برخی از این تنهایی و انزوای کودک من-رایگان دوستان احساس هستند.)

و گاهی اوقات ما پاسخ نمی دهند چون کاملا صادقانه ما نمی دانیم که آنچه به انجام و یا می گویند. ما احساس ناتوانی می کنند. ما نگران گفت: درست, بهترین چیز و در نهایت گفت: هیچ چیز.

اما شاید در حال حاضر مهم ترین زمان برای همه فقط یک پایه اذعان شخص دیگری مشکلات — اینکه آیا یا نه شما می توانید با شناسایی آنها. شما لازم نیست به درک و یا تایید شخص دیگری مشکلات به منظور آنها را درک احساس و پشتیبانی می کند. شما خواهد شد شگفت زده در پاسخ شما فقط از چند کلمه.

و هر کسی می تواند آن را انجام دهد! آن می تواند بسیاری از اشکال که ممکن است بیشتر یا کمتر معتبر به شما:

“من متاسفم که این را شنیدم.”

“این باید تا حد زیادی به رسیدگی است.”

“من در اینجا اگر شما می خواهید به صحبت کنید.”

به علاوه بسیاری از بیشتر. در ذات خود همه آنها می گویند همان چیزی که, چیزی که همه ما به امید شنیدن زمانی که ما ناراحت و با داشتن یک روز بد چیزی است که می گوید “من می شنوم شما/من به تو ایمان/من اعتبار احساسات خود را” فقط در سه کلمه کوچک:

“شخص…که داره.”

این نسخهها کار میکند تقریبا در هر زمان.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>