خشم پسر من به طور پیش فرض هيجان و آن را در حال حاضر بدتر از همیشه


Rage-Sons-Default-Emotion-1
مامان ترسناک و جان کلارک/EyeEm/گتی

هنگامی که شوهر من شد بیش از حد بیمار به پدر و مادر هنگامی که او بستری در آسایشگاه و هرگز به دست آورد آگاهی به منظور بگویید فرزندان خود خداحافظی من پسر خروشان. هر چیزی را او مجموعه ای خاموش.

او ضربه خود را خواهر و فریاد در من و مواج در iPad بازی است که در زمان بیش از حد طولانی برای بارگذاری و یا glitched یا به چیزهایی که تکنولوژی تمایل به انجام زمانی که شما در حال حاضر در نقطه شکستن صبر و شکیبایی است.

و بعد از من شوهر تشییع جنازه پسر من نشسته در غم و اندوه درمانگر و او از او خواست به قرعه کشی که در آن احساسات خود را در زندگی خود را بدن. غم و اندوه خود را در شکم خود—و در آن توضیح داد که حداقل به من که چرا او شده است می خواهم استفراغ هر شب پس از پدرش مرده بود. خشم خود را در دست خود را. در دست او با استفاده از آمار و پوند و پرتاب.

خود آگاهی من شگفت زده. حتی در حال حاضر من مطمئن هستم که من می توانم به راحتی شناسایی که در آن احساسات زندگی در بدن من—اما او مدیریت به لینک فیزیکی با احساسی در راه است که stuns من حتی سه سال بعد.

روز به روز خشم خود را با مشکلاتی روبرو شد. او یاد گرفته به کانال که خشم—به می آیند در حال اجرا به من و فشار مرا در آغوش گرفتن به عنوان سخت به عنوان او می تواند برای به دست آوردن که خشم دست خود را قبل از آن فرود آمد بر خواهر خود را. نگاهی به چند نفس قبل از او شروع به جیغ تا با صدای بلند او می خواهم تبدیل به نفس. به یاد بگیرند که می گویند “من می ترسم” یا “من نا امید” وقتی که پشت فوران احساسات است.

در برابر پس زمینه از یک بیماری همه گیر است که نورد به تابستان زمانی که همه چیز باقی می ماند به دور از عادی و ترسناک و تا کنون خود را به کنترل خشم خود را حاضر به افول است. به جای آن قله همه بیش از حد اغلب در پوشش ترس و اضطراب و نا امیدی…و حتی خشم نقاب خشم.

او را وحشت زده است. یک روز او در مدرسه, احاطه شده توسط دوستان خود و معلمان و بعد از او در خانه است و…در همه زمان ها. چون یک ویروس نامرئی تهدید در گردش است که از طریق محله ما انتخاب قربانیان به ظاهر به طور تصادفی. او می داند که او امن است. من به او گفتم بچه ها تا حد زیادی امن و من او را نگه داشته و با دقت محافظت از این واقعیت است که وجود دارد مرموز التهابی سندرم هدف قرار دادن برخی از کودکان و نوجوانان در برخی موارد. او آگاه است که ماندن در خانه است نه یک عمل از ترس اما یک عمل محبت—برای کمک به حفاظت از ویروس از طریق جامعه ما است. و در عین حال او می ترسم. او می ترسم چون او مرا می بیند, پاک کردن دستگیره درب روزانه. و از آنجا که گاهی اوقات اغلب اوقات در ابتدا من نمی توانستم چیزهایی که ما نیاز از فروشگاه های مواد غذایی. و چون من تنها پدر و مادر او است و او می داند که بدترین اتفاق می افتد—آن را قبل از.

Rage Is My Son's Default Emotion--And It's Worse Than Ever
Mayte تورس/گتی

و وقتی که من از او بخواهید برای رفتن به طبقه بالا برای قرار دادن در جوراب و او شروع به جیغ که او نمی خواست به من درک می کنم که او را عصبانی درخواست من. او ترس. ترس برای رفتن به طبقه بالا به تنهایی. ترس من ممکن است در اینجا هنگامی که او بازگشت می شود. ترس از چیزهایی نامرئی که در خفا انجام دادن در مکان های که یک بار به نظر می رسید بسیار امن است.

او مضطرب است. جهان در حال تغییر است به طوری سریع و هیچ مقدار از صحبت کردن در مورد این تغییرات تغییر خواهد کرد حقیقت این است که عناصر وجود دارد که باقی می ماند ترسناک باقی بماند که در حال دشوار است به درک. گاهی اوقات وجود دارد به سادگی کلمات به جاهای خالی را پر کنید. او به دنبال آسایش و چسبیده به خواهر خود به من و فراموش کردن—و یا ناتوان از شناخت در طرز فکر فعلی—که ما هر دو انسان و هر دو نیاز به تنظیم مجدد خود را قبل از ما می تواند به او را ندارد. اضطراب خود نمی خواهد اجازه دهید او را به ما بدهد که فضا. آن را بیش از حد بزرگ است و او ضربه شلاق با یک خشم است که حرکت بدن خود را هنگامی که ما از او بخواهید برای فضا است.

او نا امید شده است. Homeschool آسان نبود و برای اینکه کاملا صادقانه, من وحشتناک homeschool معلم—به طور قابل توجهی کمتر بیمار از معلم خود و قطعا راه کمتر قادر به آموزش کلاس دوم ریاضی. که سرخوردگی آشکار در تپش روی میز و پرتاب مداد خود را. به این معنی که او را بیش از حد عصبانی برای گوش دادن زمانی که من سعی می کنم به توضیح و بیش از حد بی تاب را یاد بگیرند. اما آن را از یک محل که مایل به انجام کارهای خوب به دنبال کمال و کنترل در یک زمان وقتی که او خیلی کوچک کنترل.

و او به سادگی عصبانی است. خیلی عصبانی است. عصبانی که وجود دارد ترسناک است. virus. عصبانی که پدرش اینجا نیست در حالی که وجود دارد ترسناک است. virus. عصبانی است که هیچ کس نمی داند هر چیزی در مورد آینده و چیزهایی که به سادگی نمی طبیعی است.

که همه می گویند من می توانم درک محتوای خشم خود را, اما من با این وجود احساس درماندگی در برابر آن همان خشم است. در زمان آن را احساس به عنوان اگر او را تعریف میکنند و خوی خود را و من نمی خواهم خشم به چیزی که او طول می کشد به بزرگسالی است.

اما پس از آن من به یاد داشته باشید. همه گیر اولین بار است که من دیده ام پسر من خیلی عصبانی است. و هنگامی که او انجام داده مواج که تنفس آتشین خشم و هنگامی که آن را فقط پاف از دود خاکستری در سمت چپ خود را تاب قفسه سینه من می دانم که او صحبت کردن در مورد خشم خود را—و شاید امیدوارم او شروع به یاد داشته باشید که مانند او پس از درگذشت پدر گاهی اوقات که خشم نیست واقعا خشم. گاهی اوقات این ترس یا اضطراب یا نا امیدی و حتی گاهی اوقات هر سه پیچیده با تعظیم از خشم.

حقیقت این است که پسر من هنوز هم یادگیری چگونه برای پردازش احساسات خود را که اغلب بیش از حد بزرگ برای بدن کوچک او. ترس خود را می آید به خشم. اضطراب خود بیرون می آید به خشم. خشم خود را بیرون می آید به خشم. در طول همه گیر تمام این احساسات را با هم مخلوط و آن را هیچ جای تعجب است که او را عصبانی تر از همیشه.

اما او در یادگیری و او را به کار بر روی آن و گاهی که همه شما می توانید انجام دهید.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>