کار از خانه با شوهر من–در حالی که پدر و مادر چهار بچه های کوچک—من تحت فشار قرار دادند به من ذهنی محدود


sam-test-3
مامان ترسناک و سامانتا Angoletta

“ما باید این کار را به. این کار نمی کند.” من در برگزاری یک داد و بیداد کن عزیزم علیه ران من به عنوان من با عجله تنظیم Keurig به دم.

“من می دانم که. شما نمی فکر می کنم من می دانم که? من در تلاش هستم. شما فقط نیاز به من بگویید آنچه شما نیاز دارید. ما تعادل آن است.” لپ تاپ خود را باز است در آشپزخانه و او را تایپ پاسخ به تیم خود را در بین برش سیب برای کودک پیش دبستانی.

توستر میآید. من دست او ظرف کره و ترک اتاق-کودک در هیپ— به شکار خود من لپ تاپ. من می دانم که من یک جلسه آینده و من باید برای رسیدن به من ایمیل فوری قبل از من به دام افتاده در تماس برای بعد از ظهر.

“در حال حاضر من احساس می کنم هیچ تعادل برای من. شاید وجود دارد برای شما. اما قطعا نه برای من!” من بیش از شانه من به عنوان من دوباره برای من فنجان قهوه را ترک کنید و دوباره کودک فریاد در کنار من است.

ما زندگی کرده بود کامل-کار-از-صفحه اصلی با چهار بچه های جوان زندگی برای یک ماه یا دو. ما در تلاش بودند ما واقعا تلاش, اما ما تا به حال ضربه دیوار.

من خسته از خواب نیست و با یک دندان درآوردن کودک که می خواستم به پرستار تمام شب. و کمک به اجرای یک پدر و مادر با نام تجاری–i’m an Executive Editor برای مامان ترسناک–در حالی که همچنین پدر و مادر 24/7. پدر و مادر من زد موازی به کار من–واقعا وجود دارد نبود یک استراحت از هر یک از کسانی که همه چیز در هر زمان داده شده. من اوایل به کار می کنند. من اقامت در اواخر برای کار. من در پخت و پز, تمیز کردن حمام, حمام کردن, خواندن و بازی کردن با بچه ها در هر تکه از زمان من می توانم سرقت در طول روز کار.

من عاشق کارم هستم. من دوست دارم بچه ها. (که می رود بدون گفت: من امیدوارم.) اما من احساس عاطفی و روحی از همه طرف و من فراموش-N-E.

شوهر من آن را اجرایی شد انجام همان. او به طور آهسته از تنقلات اقدام به عنوان داور خواهر و برادر اختلافات پرتاب حوله در خشک کن در حالی که گرم کردن ناهار خود را.

ما هر دو تلاش هر چند آن را آسان تر برای من برای دیدن است که در حال حاضر از آن بود که در آن روز خاص اما من نمی توانستم بیان چه سنگین این همه احساس به من.

او جلسات گذاشته و زمانی که آنها می آیند تا او را در یک اتاق خالی, راه اندازی لپ تاپ خود و هدفون و لحن در. او این کار را کرد زیرا او می دانست که من می خواهم مطمئن شوید که ما بچه ها به تغذیه سالم و منطقی را سرگرم. پس از آن او خواهد آمد چند ساعت بعد به اطراف نگاه کنید و معمولی بپرسید “چه خبر است ؟ چه می توانم انجام دهم؟”

خوب من نشسته طریق/رهبری/کمک به دو جلسه در پاسخ به یک دوجین, ایمیل, ساخته شده, ناهار, تغییر پوشک, ویرایش, سه, مقالات هماهنگ رسانه های اجتماعی ما برنامه ریزی خواندن یک کتاب در مورد لاک پشت ها داشت و از دست رفته با شکوه راکون در پاسخ به فوری پیام های مستقیم تجزیه و تحلیل ترافیک سایت اطلاعات امضا شده در مطالب جدید طرح محو یک کون واقع از دست رفته کروک و نظارت روروک مخصوص بچه ها در جلوی خانه در حالی که نهایی فردا سرفصل.

“چه خبر است ؟ چه می توانم انجام دهم؟” Are you fucking kidding me در حال حاضر شخص?

من می دانم که این یک رقابت نیست اما مادر-1 بابا-0.

من احساس مثل من مترقی “نقش های جنسیتی احمق هستند AF” و “پدران پدر و مادر نمی babysitters” شریک بود کاملا از بین رفته خاموش ریل. من هم به دستگیره و مربی زندگی او را از طریق این. ما در حال حاضر در ضخامت از آن او نیاز به آن را کشف کردن. و به زودی.

به طوری که صبح آن همه به سر آمد. ما هر دو تا به حال یک جلسه در همان زمان هر دو از اهمیت مساوی بود و من تجسم او فقط waltzing به اتاق خواب قهوه داغ در دست به نشستن در میز موقت و لحن در. او احتمالا می خواهم به نوبه خود فن به غرق کردن برخی از بچه سر و صدا. او شروع می شود در این جلسه ساخت یک شوخی در مورد چگونه “شما احتمالا یکی از بسیاری از کودکان به دلیل شما می دانید قرنطینه زندگی” و هر کس را که جعلی واجب خندیدن.

و من قسم به خدا اگر من تا به حال به شنیدن این که جعلی chuckling یک بار دیگر در حالی که من زمزمه فریاد زد و قدیمی ترین من دو فرزند به “لطفا. توقف. مبارزه با. برای. دو. لعنت. ثانیه است.” بنابراین من می تواند بیان یک روشن فکر کردم من که قرار بود به ضربه محکم و ناگهانی. من می توانم احساس خشم متلاطم داخل قفسه سینه. من در حال رشد بود بیشتر بی تاب است. بیشتر رنجش. بیشتر مضطرب است.

پس از آن جلسه من به او اجازه دهید آن را داشته باشد. من توضیح داد که یک “قرنطینه” روز کاری شبیه به من است. به کوچک ترین جزئیات—از پیدا کردن یک دست کفش slathering کرم های ضد آفتاب بر چهره کمی در حالی که با استفاده از شانه برای نگه داشتن گوشی من فشرده به گوش من به سوزاندن انگشتان من چون من را فراموش کرده برای قرار دادن در یک لعنت فر میت زمانی که من کشیده tater tots از فر چون من پریشان زوم نشست.

در پایان به من گفت: “لطفا به من توضیح دهید چه یک قرنطینه روز کار به نظر می رسد مانند شما در حال حاضر.” او بیان شد doppelgänger برای wide-eyed از emoji.

من می دانم که کار او این است که شدید و پر مخاطره. من می دانم که آینده خود را از محیط اداری به منزل ما با همه بچه های ما تمام روز در خانه مرور آموزش از راه دور و به طور کلی هرج و مرج از داشتن یک خانواده بزرگ در حالی که در تلاش برای تعادل خود حجم کار بزرگی بود تنظیم است. من می دانم که هنوز هم وجود دارد مقدار زیادی از تبعیض جنسی در حال حاضر حتی در پیشرفته ترین شرکت های که در آن قدرت که می شود انتظار می رود مادر به تهیه کردن به کودکان menfolk می توانید انجام دهید “بسیار مهم کسب و کار است.” بنابراین او تا به حال تا حد زیادی به اب راه رفتن را از طریق زمانی که از آمدن به شرایط با آنچه ما “طبیعی” خواهد بود.

اما او می خواهم تا به حال به اندازه کافی زمان و در حال حاضر او نیاز به آن را کشف کردن. درست مثل من.

من به او خاطر نشان کرد که در حالی که به او کمک می کند تا با بچه ها و کارهای او نیز به نظر می رسد بهره گیری از لوکس تبدیل است که در حالی که او تنظیم شده به کار خود را. که پرواز نمی کند زمانی که همسر خود را نیز مشغول به کار تمام وقت و چهار بچه ها در خانه هستند به طور نامحدود.

او به رسمیت شناخته شده است که او نیاز به اولویت بندی خود را در جلسات و برنامه ریزی مجدد برخی از دیگران به طوری که من می تواند حضور برخی از معدن بدون داشتن بچه ها در پاهای من (یا سینه). او گفت: این امر می تواند آسان تر برای او را به می دانم که در آن من در بر داشت خود را کمک به با ارزش ترین به طوری که او می تواند یک تلاش آگاهانه را که اتفاق می افتد هر روز.

او شروع به در واقع جلوگیری از ناهار خود را ساعت (تا حد امکان) در تقویم خود را به طوری که او می تواند خارج از بازی با بچه ها در آن زمان. این کمک می کند تا آنها را بسوزاند و انرژی و همچنین آنها را می دهد برخی از زمان با کیفیت با هم. برنده.

آن را هنوز هم کثیف به معنای واقعی کلمه و ظاهرا در اطراف در اینجا. ما هنوز هم در هر یک از دیگر و اعصاب به ویژه هنگامی که ما تحت استرس مهلت و پایان سه ماهه مزخرف. من هنوز هم احساس می کنم که من حمل ضرب المثلی بار روانی و واقعا سنگین است اما بسیاری از آن است که اضطراب و نگرانی است که من نمی توانم خاموش و نه می توانم آن عبور کند.

این است برای رفتن به یک مکالمه مداوم. ما نمی دانیم که زندگی به حالت عادی بازگشت دوباره و یا آنچه در مدرسه را مانند نگاه در پاییز, بنابراین ما در حال رفتن به نگه داشتن chipping دور در این به کشف کردن آنچه با این نسخهها کار.

اما دانستن است که او را در سنگر با من تلاش برای حرکت به این بیماری همه گیر جنون در حالی که پدر و مادر این چهار وحشی, جذاب, کودکان و نوجوانان کمک می کند فوق العاده است. فوق العاده. من احساس دیده می شود (بیشتر از زمان) اعتبار و مثل من یک شریک واقعی که ارزش من کار و کمک به خانواده ما.

“ما باید آن را به کار،”

من او را به نام و به او گوش. و ما هر دو برای انجام بهترین ما می توانیم.

او همچنین شروع به ساخت من قهوه هر روز صبح و تحویل آن به من شب ایستاده در حالی که من nursed نوزاد. او یک انسان هوشمند. شروع روز را حق و او ممکن است شما را ببخشد برای اینکه یک احمق بعد.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>