چرا از دست دادن یک مادر است و حتی سخت تر زمانی که شما یک مادر بیش از حد

حسن نیت ارائه میدهد از لیز Bayardelle آن را ساعت 3 صبح آن را در واقع 9:39 p. m., اما من در آن تاریکی و بچه

توسط ETELARESANKHABAR در 14 خرداد 1399
losing-a-mom-as-a-mother
حسن نیت ارائه میدهد از لیز Bayardelle

آن را ساعت 3 صبح آن را در واقع 9:39 p. m., اما من در آن تاریکی و بچه های من شده اند در خواب برای بیش از 45 دقیقه پس از آن 3 صبح TMST (کودک نو پا مامان استاندارد زمان).

به جای ادعا خواب است که یکی از کمیاب ترین کالاها برای مادر از یک کودک نو پا و نوزاد, من قصد دارم از طریق عکس های قدیمی در تلاش برای پیدا کردن هر تصویر است که تا کنون گرفته شده از من چهار ساله و مادر او Grandbunny. ما از دست مادر من این ژانویه گذشته. می گویند این یک ضربه بزرگ به خانواده ما خواهد بود یک insultingly شدید کتمان حقیقت.

من به هنگام تولد به ما جوانترین پسر در ماه نوامبر گذشته و در حالی که ما در بیمارستان پدر و مادر من در زمان مراقبت از ما دختر بزرگتر (و سپس وحشی سه ساله) با هیچ مشکلی. همه چیز عادی به نظر می رسید. شکرگزاری آمد و رفت و بزرگترین نگرانی ما بود که در خانه بود به بوی مانند ترکیه به صورت روز. ما بازدید پدر و مادر من خانه برای کریسمس, و ما می تواند به مامان نگاه متفاوت اما او شانه ای بالا انداخت و گفت: او با داشتن یک مشکل بهداشت و برخی از وزن از دست داده بود. در اواسط ژانویه او رفت و به بیمارستان است. یک هفته بعد او رفته بود.

غم و اندوه همیشه دردناک است. عزادار پدر و مادر و مشقت بار است. اما در سه ماه و سه روز که گذشت از آن زمان به بعد من شده در روزانه, کشف سفر به درک چه مقدار از آن را بمکد به از دست دادن یک مادر وقتی که شما نیز مادر خود را.

دختر من پرستش Grandbunny. آنها صرف زمان با هم روز بیشتر از نیست به خصوص در اواخر چه بسیار خشن بود بارداری با جوانترین پسر ما. بنابراین من برای اولین بار تحقق این بود که هنگامی که شما باید در تلاش برای مقابله با خود را فوری غم و اندوه را در از دست دادن پدر و مادر, یک مادر ندارد لوکس (اگر آن را همیشه می تواند نامیده می شود که) با تمرکز بر خود غم و اندوه. ما وارث غیر قابل تحمل غیر انسانی کار از شکستن قلب کوچک مردم ما در مورد مراقبت بیشتر از هر چیز دیگری در جهان که حالات عاطفی و حتی شکننده تر از ما است. شما باید برای نشستن با بچه های خود را و به عنوان دیده بان خود را از جهان کوچک سقوط در اطراف آنها و بدانید که شما ناتوان به آن را تعمیر.

و این که فقط یک روز.

بعد از آن شما شروع به فرآیند هایی, اما شما هنوز هم نمی تبرئه بودن چسب است که دارای خانواده با هم. بچه های خود را در عمل بیشتر به این دلیل که آنها فقط از دست یک بخش عمده ای از زندگی خود را و شما باید به بیمار در درک و آمرزنده حتی اگر شما فقط می خواهید به حلقه در از یک توپ و هق هق. و آن را حتی بدتر چون هر بار که بچه های خود را و عمل خود را ضربه اول است برای رسیدن به گوشی و از مادر خود را برای مشاوره در مورد چگونه به مسئولیت رسیدگی به آن است. من تنها سه ماه اما این لنزهای رفلکس آیینه ای است که نمی دور.

بنابراین شما در یادگیری به مقابله بی سر و صدا. به منظور جلب هر چه قدرت درونی شما می توانید در زیر بالشتک نیمکت روح خود را و شما سعی کنید به اعتصاب تعادل بین حق نگه داشتن بچه های خود را پریشان با بهترین لبخند شما می توانید جعلی و چوپانی آنها را از طریق فرآیند غم و اندوه با داستان, عکس ها و ویدئوها آنها را با مادر بزرگ آنها هرگز برای دیدن دوباره.

Why Losing A Mom Is Even Harder When You're A Mom Too
حسن نیت ارائه میدهد از لیز Bayardelle

کودک پدر و مادر باید آن را حتی بدتر چون ما نه تنها باید برای شکستن اخبار بد در یک بار. ما باید دوباره توضیح دردناک ترین رویداد در زندگی ما هر روز به شکستن آن را به ساده و آسان به درک زبان و بارها و بارها پاسخ سوالات خیلی وحشیانه تنها یک کودک کوچک می تواند دور با درخواست آنها.

اما مثل همیشه با گذشت زمان است. شما فکر می کنید آن خواهد شد راحت تر با زمان, اما آن را کاملا کار نمی کند که راه. به عنوان آنها معتاد به انجام, شما بچه ها شروع به رشد می کنند و سپس شما کشف نوع جدیدی از درد چون هر اولین بار است که یک چیز بیشتر مادر شما نمی خواهید برای دیدن. شما باید برای مقاومت در برابر اصرار به متن خود را در هر زمان شما را به یک تصویر زیبا از نوه او (زیرا او تنها کسی در زندگی خود را که از ذهن نیست که شما پیامک او در واقع همان عکس از کودک چرت زدن هر بعد از ظهر). هر شایان ستایش لحظه در حال حاضر می شود تلخ و شیرین چون شما می دانید که چقدر او را دوست داشت.

شما استفاده می شود به زندگی لحظات خود را با شیطان بر روی شانه خود را در سکوت زمزمه که همه چیز را هرگز همان خواهد بود و بدون او را در اینجا برای لذت بردن از این لحظات گرانبها با شما. برخی از لحظات شما در واقع خوشحال و همه دیگران شما بهتر است در آن را تقلید می کنی. هر کس دیگری شروع به حرکت می کند و شما نه تنها به سرند اما شما یاد بگیرند که برای انجام آن بدون اولیه فوران حمایت هایی که همراه با از دست دادن یکی از بستگان. شما متوجه است که غم و اندوه نیست رفتن به دور آن می گذرد تبدیل به بخشی از شما و شما فقط بهتر است در حمل آن را در اطراف.

و پس از آن فقط به عنوان شما به آرامی تنظیم به ضربه عاطفی (که اگر چنین چیزی است که در واقع ممکن است شما شروع به درک چقدر شما متکی او را برای کمک در یک روز به صورت روز. من هرگز متوجه است که من استفاده می شود مادر من به عنوان گوگل تا زمانی که من نمی توانستم دیگر. هر زمان من می خواستم یک دستور می تواند یک لکه از چیزی و یا نیاز به می دانم که چگونه برای محاسبه برخی از شکل برای من مالیات من به نظر نمی آید آن است. من به نام مادر من. تنها زمان من و همسرم تا به حال "شب تاریخ" بودند که پدر و مادر من آمد به بچهداری برای ما. در حال حاضر با دو بچه زیر پنج سال به هیچ وجه ما می خواهم زین من به تازگی بیوه که از سطح هرج و مرج, بنابراین من حدس می زنم ما بود دوستیابی در خانه تا زمانی که ما پنج ماهه و پسر پیش دبستانی شروع می شود. آن را تنها سه سال ،

اگر اولیه خسارات تروما نیاز به گفتن بچه های خود را, روند پدر و مادر از طریق غم و تقلیل از آنچه که باید فوق العاده شاد لحظات است که به دنبال از دست دادن یک منبع عمده ای از کمک های عملی نمی کنید شما چه مطمئنا است توخالی تحقق است که بچه های خود را, به خصوص اگر آنها در جوانتر طرف حتی ممکن است به یاد داشته باشید این فرد که تا به حال چنین تأثیر عمده ای بر هر دو زندگی شما و ایشان.

بنابراین در اینجا من نشسته پرهیاهو و نادیده گرفتن من بهتر فرشتگان " تلاش در گرفتن من برای رفتن به خواب culling از طریق خانواده قدیمی عکس ها را به یک "Grandbunny و من" کتاب عکس برای دختر من است. او تنها چهار بنابراین من می دانم که وجود دارد تنها یک فرصت کوچک او را حفظ هر یک از این خاطرات Grandbunny او صرف چهار روز در هفته هر روز با او در اوایل دوران کودکی. اما من می دانم که بیشتر از او به یاد خاطرات او را بالاتر از شانس او را حفظ و آنها را در بزرگسالی بنابراین در اینجا من نشسته.

در حالی که مرتب سازی از طریق عکس, من تا به حال بسیاری نامطلوب تحقق همه. با وجود این واقعیت است که دختر من صرف زمان بیشتری را با مادر من از با هر کس دیگری غیر از من و شوهرم وجود دارد, تکان دهنده, چند عکس از دو تا از آنها را با هم. وجود دارد صدها نفر از عکس های خود را با این هدیه من به مامان کردم و گاه به گاه چند عکس من بود قادر به گرفتن از دو نفر از آنها اما اکثریت قریب به اتفاق, عکس از دختر من که گرفته شده توسط مادر من.

اکثریت ما محبوب ترین عکس های خانوادگی تا به حال در طرف دیگر این دوربین است. به این خاطر نبود که او دوربین خجالتی اما از آنجا که او انجام آنچه مادران فراموش بهترین: در حال نامرئی چسب است که برگزار می شود همه چیز را با هم. او کسی است که به یاد هر تعطیلات و از طریق پست دختر من کارت از آنجا که او به یاد داشت که بچه ها هنوز هم فکر می کنم گرفتن پست الکترونیکی سرگرم کننده است. او کسی است که ساخته شده سفر به فروشگاه مواد غذایی و بنزین را به یک ماجراجویی. او یکی از مطمئن شوید که هر خانواده با هم به طور کامل عکس و خوشحالی مستند شده است.

پس از ساخت این کشف من متوجه شدم که همان است که عمدتا از خانواده ما عکس. من معمولا در پشت دوربین بنابراین اکثریت قریب به اتفاق از این عکس ها فقط از شوهرم و بچه ها. من مطمئن هستم که آن را شبیه به این را در بسیاری از خانواده ها حتی اگر هیچ کس واقعا متوجه. و وجود دارد یک دلیل بسیار خوبی برای این کار است. برای استفاده از چسب استعاره مامان نیست معمولا در عکس های خانوادگی زیرا تنها زمان چسب است که تا کنون واقعا متوجه است که آن را قادر به انجام کار خود را.

به عنوان چسب از یک خانواده یک مادر کار معمولا سکوت خسته شده اید و اغلب بدون هیچ خارجی اعتبار ندارند. روز وجود دارد که این احساس می تواند به طرز وحشیانه ای ناعادلانه است. روز وجود دارد که همه من می خواهم در جهان است برای کسی که برای تشکر از من برای تخلیه این دنگ ماشین ظرفشویی (دوباره).

اما اینجا نشسته و به دنبال در تمام این عکس ها که من مادر نامرئی در پشت دوربین من می دانم که این بزرگترین تعریف در جهان است. اگر من می توانید انجام دهید نیم به خوبی از یک کار به عنوان او را از برگزاری این خانواده با هم به خوبی ما را متوجه آن بود و حتی اتفاق می افتد من می دانم که من انجام داده ام کار من به عنوان یک مادر. و پس از زندگی از طریق سه ماه و سه روز من می دانم که چقدر بچه ها من آن را درک بیش از حد.



tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de