چرا من هنوز هم با پوشیدن آرایش طول قرنطینه


makeup-during-quarentine
کنستانس Bannister پارسیان/گتی

اشتباه نکنید من نه تلاش برای برنده شدن در یک قرنطینه مسابقه زنده ماندن—به بهترین نسخه از خودم در قرنطینه. من می پوشند همان جفت ساق پوش, بیش از حد بسیاری از روز در یک ردیف متناوب مورد علاقه من جفت دوم من جفت مورد علاقه هنگامی که لباس های شسته شده بعد نزدیک می شود. من کشیده کردن زمان بین شستن موهای من برای بیش از حد بسیاری از روز و به خودم بگویم من فقط در تلاش برای صرفه جویی در مصرف شامپو و نرم کننده و یا حتی که من هستم اجازه من مو درمان خود را با روغن های طبیعی—گاهی اوقات من می خواهم به چرخش بهانه های من. اما آرایش—هر روز. هر روز.

بله برخی از روزها من یک دلیل به دنبال ارائه. من هنوز کار—زوم با مشتریان آموزش مجازی کلاس های پیلاتس در تلاش برای امیدوارم با ارائه یک کمی عادی به دیگران در زمان است که هیچ چیز اما طبیعی است. اما حتی در روز من نیست, آموزش من, خط چشم کاملا بالدار از (و یا به عنوان کاملا به عنوان من تا به حال شده است قادر به مدیریت بالدار نگاه کنید).

آن احساس غرور. آن را احساس می کند مانند اوج سطحی. وجود یک ویروس مرگبار ravaging جهان, بهداشت و درمان کارگران استیلای تا در hazmat دنده برای مراقبت از بیمارانی که در حال مرگ هستند به تنهایی در حالی که ضروری کارگران در حال راهپیمایی به کار ترس برای زندگی خود و در عین حال هر روز صبح من ضربه تند وشدید زدن بر من ریمل و خط چشم با خط چشم. برای رفتن به هیچ جا. برای دیدن هیچ کس چهره به چهره.

و آن را اولین بار من برای یک آرایش معمول در هنگام آرایش باید آخرین چیزی که در ذهن من است.

من سه استارک خاطرات از بعد از من شوهر جوان مراسم تشییع جنازه. لحظه ای همه ساکت و در کل جهان به طور ناگهانی ناپدید شد و من کف دست من بر دهان من به سرکوب فریاد در گلو من. لحظه ای که من راه می رفت پشت تابوت با دو فرزند کوچک نشسته اند در کنار من. و لحظه ای قبل از تمام کسانی که لحظات دیگر زمانی که من ایستاده بود قبل از طلوع آفتاب در مقابل آینه حمام و صف من ورم چشم مایع خط چشم سیاه.

این احتمال وجود دارد که توضیحی برای من تمام نشدنی آرایش معمول است که به سادگی که من غرور می داند هیچ مرزهای. شاید من است که در فیلم های ترسناک که چک کردن رژ لب او در آینه بیش از حد با وسواس خودش را به زحمت حتی با نگاه به آنچه که در اطراف او. من می خواهم به فکر می کنم نیست.

وجود دارد چند دلایل خوبی شناور در اطراف که چرا برخی از زنان با پوشیدن آرایش در قرنطینه. و مسلما مهمتر از پوشیدن آرایش شده است هرگز برای افراد دیگر. و بله. من نمی بینه چون من می خواهم به نگاه بسیار برای من همسایه که من موج را از یک فاصله اگر ما اتفاق می افتد به ترک خانه های ما در همان زمان برای دریافت ایمیل. (اگر چه برخی از روزها که موج بسیار برجسته از نظر اجتماعی منزوی روز است.)

سامانتا بردمن MD یک مربی بالینی در روانپزشکی و دستیار حضور روانپزشک در کالج پزشکی ویل کورنل می گوید Refinery29 که با پوشیدن آرایش یک راه مفید برای جدا کردن روز کاری خود را از تعطیلات آخر هفته خود را بعد. در انزوا به روز تمایل به تیرگی. فضاهای کاری و homespaces غیر قابل تشخیص هستند و هر چیزی که باعث ایجاد یک مرز مفید است. اما من با پوشیدن آرایش در تعطیلات آخر هفته بیش از حد, بنابراین این نیست که من دلیل اگر آن را حس می کند کامل.

دکتر استوارت Shankman ارشد روانشناسی در شمال غربی یادبود بیمارستان نیویورک تایمز گفت که قرار دادن در آرایش می تواند کمک به یک حس کنترل زمانی که “آنچه در خارج است که غیرقابل کنترل است.” بله و بله. این ایده که من می توانید کنترل حتی چیزی به عنوان ناچیز طول مژه من است terrifically آرام بخش.

نیز وجود دارد یک جنبه از قرار دادن در آرایش که تا به حال رخ داده است به من تا زمانی که من خواندن دکتر بردمن را توضیح. او می گوید: “زمانی که همه از قصد ما این است که در حال کارگردانی به یک منطقه و هنگامی که ما با استفاده از دست ما چیزی زیبا در مورد توجه به سطح شما در حال آوردن به چیزی است که باعث می شود شما احساس می کنید قوی و خوب است.” درست است که وجود دارد چیزی است که آرام بخش در مورد ترکیب و مسواک زدن و نقاشی خط خوب در بریدن از سطح منطقه است. و وقتی که من درگیر در عمل استفاده از آرایش, من نیستم, من چک کردن تلفن و یا نگرانی در مورد آینده فاجعه است که ممکن است اعتصاب.

برای من پوشیدن آرایش برای تمام دلایل بالا و یکی بیشتر. من با پوشیدن آرایش به همین دلیل من عینک, آرایش, به شوهرم در مراسم تشییع جنازه.

من به یاد داشته باشید با کریستال وضوح لحظه ای من را نقاشی چشم با خط چشم سیاه و من به یاد داشته باشید فکر احمقانه عمل شد. اما من همچنین به یاد داشته باشید اگر من تا به حال خط چشم شاید من نمی cry—به عنوان اگر گریه در شوهرم در مراسم تشییع جنازه نشانه ای از ضعف است. من به یاد داشته باشید من نمی خواهم کسی به دیدن من شکسته که اگر با دقت خط چشم بالدار و کمی سرخ می تواند در پنهان کردن چه بسیار شکسته من می خواهم شده است. و من به یاد داشته باشید نگاه کردن به خودم در آینه من بعد از اعمال آرایش من و از دیدن خودم با دیدن یک فرد من به رسمیت شناخته شده, یک چهره آشنا قاب در برابر سپیده بعد که نگاه بر خلاف هر روز من می خواهم قبل از دیده می شود.

من با پوشیدن آرایش طول قرنطینه برای همسایه من (هر چند سلام!) و نه به خاطر من به نوعی فریب کسی را به اعتقاد به این (همه گیر و قرنطینه مربوط به ایننیست در نظر گرفتن تلفات در من اما از آنجا که در پایان روز, من نیاز به می دانم که حتی اگر جهان اطراف من به نظر می رسد مانند چیزی که من را می شناسند من می توانم نگاه کردن در آینه و دیدن چهره من تشخیص دیدن یک فرد که به نظر نمی آید مانند یک غریبه دیدن یک زن که نه کم رنگ به پس زمینه که همیشه حاضر و ثابت قدم و unfaltering در حداقل یکی از راه های کوچک.

به عنوان یک جهانی همه گیر همه چیز تغییر ما یک بار می دانستم که وجود دارد چیزی است که آرامش در آن است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im