ما ماندن فاصله تشکر

در ژوئن 25, Teri کارتر توییتی که او و خانواده اش اقامت داشتند فاصله با تشکر:

همانطور که برای من و معدن, ما به توافق رسیدند. خانواده ما باقی مانده است agoraphobic recluses تشکر. همانطور که برای “هیچ گردهمایی بیش از 4 ppl کل”? است این زن دیوانه? ما را دیده ام هیچ کس جز دوست ما جوی از 12 فوت دور در حیاط جلویی از ماه مارس و مادر من یک بار در در حالی که (تا زمانی که ما نمیفهمد او شکستن قرنطینه و سپس ما نمی تواند او را ببینید دیگر).

من باید قطع من بچه مو. شوهر من برش مو خود را. من رفت و هرگز در برای پدیکور یا مانیکور. ما باید بیشتر مواد غذایی تحویل داده و هنگامی که شوهر من باید از رفتن به داروخانه یا فروشگاه مواد غذایی و یا فروشگاه حیوان خانگی (نمی توانید اجازه دهید من پسر قورباغه مجموعه گرسنه) او می رود نقاب دستکش و فاصله گرفته و تنها به مکان هایی که ماسک اجرای قوانین و فاصله. او خانه را ترک می کند شاید یک بار در هفته. بقیه از ما به ندرت ترک در همه.

ما وحشت زده به متوقف ماندن فاصله

ما در جنوب زندگی می کنند. تقریبا هر روز می بیند یک رکورد جدید تعداد موارد در دولت است. اما این همه نیست. ما شاهد تعداد بی سابقه ای از COVID-19 نفر در ایالات متحده زمانی که 5 روز به طور متوسط به حساب گرفته شده است با توجه به دانشگاه جانز هاپکینز. این نه به دلیل افزایش تعداد تست های هر دو — من دولت منبع خبری است که مراقب باشید به این نقطه ، دولت ما در بخش بهداشت و درمان می گوید: ما تا به حال یک 19.7% تست مثبت نرخ روز ما رکورد. دانشگاه جانز هاپکینز گزارش می دهد که که در 12 ماه مه گفت که قبل از یک کشور بازگشایی درصد از COVID-19 آزمون که دوباره مثبت باید 5% و یا در زیر حداقل به مدت 14 روز. کمتر از نیمی از ایالات آمریکا ملاقات کرده است که هدف برای هفت روز.

دولت من به طور کامل بازگشایی شد همه چیز را از داخل سالن ناهار خوری به سالن به کلیساها به خصوصی کمی در بازی لیگ به باغ وحش. برخی از شهرداری های محلی لازم است, ماسک های عمومی; ما این است که یکی از آنها است.

ما سعی کرده ایم باز کمی

ما یک بار سوار یک ساعت به آنچه که ما می دانستم که خواهد بود نسبتا منفور پارک ایالتی. وجود دارد حدود ده نفر وجود دارد. ما فکر ماندن در جهنم خواهد بود ساده است. ما به ارمغان آورد ماسک برای خودمان و بچه ها. ما می دانستیم که هوای تازه و آفتاب بودند و در کنار ما است. اما یک زن سعی کرد به من بگویید در مورد یک تمساح. او شروع به راه رفتن به سمت من و من شش ساله. او نگه داشته در حال آمدن است. و آینده. آن را مانند یکی از کسانی که فیلم های زامبی که در آن زامبی ها متوقف نخواهد شد. من در نهایت فریاد زد:”هیچ نزدیک به من!” او متوقف شد و حدود ده فوت دور huffed و زیر لب چیزی در مورد چگونه او تنها در تلاش به من بگویید در مورد تمساح خدا. بسیار برای ماندن در جهنم.

من شده اند در خارج از خانه پس از.

شوهر من در بر داشت چند راه برای گرفتن بچه ها در حالی که ماندن در جهنم. او طول می کشد آنها را به پارکینگ خالی به سوار دوچرخه. وجود دارد در این نزدیکی هست جریان که در آن آنها می توانید گرفتن minnows اما تنها زمانی که آن را نمی بارید (و در دولت ما وجود دارد یک تابستان رعد و برق در هر روز). زمانی که سطح آب در رودخانه در حال پایین به اندازه کافی او sneaks در سحر طول می کشد یک راز راه به رودخانه wades به وسط لعنتی چیز و ماهی. آن را بیش از حد عمیق را به آنهایی که کمی, اما من 10 ساله می تواند آن را مدیریت کند. آنها دزدکی حرکت کردن قبل از هر کسی می تواند آنها را ببینید. آن را مانند یک عملیات مخفیانه و در هر زمان آنها— به ویژه هنگامی که او طول می کشد پسر من— من مضطرب هستم تا زمانی که او می گرداند. “آیا شما می بینید هر کسی؟” من از عصبی زمانی که او می آید در درب. “به هر کسی وجود دارد؟”

برای اولین بار ما دستور غذا

چند شب پیش ما دستور غذا از درب داش. از آنجایی که ما شده ایم به طوری دقیق در مورد ماندن دور این اولین بار بود من غذا خورده که ما نه پخته شده از مارس 13th. ما دستور داد ما فست فود مورد علاقه برای یک تماس تحویل; شوهر من دست خود را شسته و بعد از دست زدن به بسته بندی (در هر زمان) و روکش غذا.

این یک حس حافظه گرفته شده برای اعطا حافظه یک چیز فراموش شده و از دست رفته نیست تا زمانی که ما تا به حال آن را دوباره. ما به یکدیگر خیره شد. شوهر من به من گفت: “آیا شما به یاد داشته باشید دوستان ما که در زیر پرده آهنین گفتن داستان از چگونه آنها هرگز گلابی? و به طور ناگهانی آنها یکی بود و آن این بود که این رویداد از این با شکوه ترین چیزی است که او هرگز فراموش کرده اید؟”

من پشت سر هم به اشک.

ماندن در جهنم ساخته شده است من مرتب کردن بر اساس از دیوانه. و بدون آن مقایسه نیست به در حال رشد تحت لعنت پرده آهنین و محرومیت های آن است. خدا آنها ندارد Amazon Prime. اما این حس ناگهانی حافظه از مواد غذایی را فراموش کرده و طعم و مزه کشف: من آن را احساس عمیق. این مواد غذایی ما را برداشت تا فکر به طور منظم در بین اماکن هنگامی که بچه ها بودند hangry و نیاز به افزایش است. ناگهان آن رفته بود و ما تا به حال آن را از دست رفته در حالی که ما اقامت داشتند فاصله نه واقعا نه تا زمانی که آن را نشسته در مقابل از ما و ما متوجه شدم که چقدر ما آن را از دست رفته چقدر ما از دست رفته همه چیز.

اما ما هنوز ماندن در جهنم.

ما خواهد ماند فاصله تا زمانی که یک واکسن. ما بیش از حد نگران سلامت فرزندان ما آن را به خطر است. ما در اینجا خواهد بود تا بعد از کریسمس. ما می دانیم که. ما آن را پذیرفته ایم در مغز ما اگر نه استخوان های ما. مگر اینکه شوهر من باید بازگشت به کلاس درس و نقطه می شود مسئله ما را ترک خواهد کرد.

چگونه ماندن فاصله تغییر ما ؟

اچ خواندن یکی از مقالات روز دیگر. به من گفت که ما در نهایت خواهد آمد انتهای دیگر از آن, اما من نمی دانم که چگونه ما خواهد آمد انتهای دیگر از ماندن در جهنم. من نمی دانم که چگونه ماندن فاصله به عبارت دیگر تغییر خواهد کرد با ما. من معنی نیست که ما شستن دست ما وسواس و یا خواهد شد من همیشه حمل ضد عفونی کننده دست یا من خجالتی و دور از صفحه کلید (آخرین به احتمال زیاد).

من نیاز به خواب بیدار می شوید خیلی زود در صبح و در حال حاضر به نگه داشتن حس من از سلامت عقل. خواهد شد که در ادامه?

چگونه من واکنش نشان می دهند به هدف ؟ ما غذا خوردن در خارج کمتر است ؟ ما صرف بیشتر یا کمتر با هم به عنوان یک خانواده ؟ آنچه مهم خواهد به ما ؟ چه چیزی را باید تغییر داد ؟ من نگه داشتن برش من بچه مو (احتمالا) و شوهرم نگه داشتن برش خود را (من امیدوارم که او به نظر می رسد مانند f*cking راسل کرو)? او کار را از راه او می کند در حال حاضر (دوباره من امیدوارم که ببینید قبلی پرانتز)?

در حالی که هر کس می رود در حالی که هر کس می گوید بیشتر, بیش از حد, من نمی توانم ایستاده ماندن صفحه اصلی دیگر ما در آن برای مسافت های طولانی.

ماندن فاصله سخت است.

اما ما بیمار نیست.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>