at-home-teen-isolation
ربکا نلسون/گتی

گوش دادن هر کس با داشتن مبارزات خود را از طریق این قرنطینه. من تا به حال سه تا از بچه ها بسیار به هم نزدیک است و اگر ما رفتن را از طریق این زمانی که آنها یک و دو و سه من مطمئن هستم که چگونه من می خواهم دست زدن به خودم در حال حاضر. همه من می دانم این است: من سه نوجوان که 13 و 14 و 16 و من اینجا هستم تا به شما بگویم در مورد shitstorm که زندگی من است راست, در حال حاضر.

این است که می گویند من آن را سخت تر از هر کس دیگری. این است که می گویند این است گاییدن سخت برای من و من از دست من گه خیلی اغلب به دلیل داشتن smart-ass در عقب خود را در تمام طول روز با فرار نیست لعنتی دیزنی سوار.

بله: آنها خود به اندازه کافی می تواند به تمیز کردن پس از خود را به وعده های غذایی خود را. این بدان معنا نیست که آنها آن را انجام دهد هر چند که می تواند درایو هر مادر به اشک. من حلال بود در مقابل من حداقل 20 بار در ماه گذشته با اشک جریان پایین من آرایش-رایگان در صورت درخواست آنها را به همین دلیل آنها در حال انجام این کار برای من.

چرا آنها ترک بسیاری از ذرات مواد غذایی در هر سطح ؟ چرا آنها شستن لباس های خود را فقط ترک کثیف لباس در شمع در حمام طبقه ؟ چرا آنها خوردن همه مواد غذایی در یک روز و شکایت ما چیزی برای خوردن ؟ چرا که آنها فکر می کنم این تعطیلات در حالی که من و قلب من شروع مسابقه در مورد همه من باید انجام دهید ؟ چرا آنها را به من گفتن من بیمار هستم فقط چون من نمی ریمل مژه و ابرو ، چرا ؟

در یک روز آموزش آنلاین به من گفت: بچه ها من این نبود تعطیلات و آنها انتظار می رود به دست در تمام کار خود را در زمان. من به آنها یادآوری است که من می توانید آنها را به لطف پدر و مادر پورتال و آنها بهتر است مطابق و یا دیگری.

قدیمی ترین من گفت: “یا دیگری چه ؟ ما در حال حاضر نمی تواند در هر نقطه بنابراین من لازم نیست که هر چیزی برای از دست دادن! همچنین من هیچ کار مدرسه. معلمان من گفت: برای لذت بردن از تعطیلات من!” سپس او plopped روی مبل با تلفن خود را در یک توده ای از ظروف پنیر موزارلا و یک دست کردن شلوار خود را.

پدر و مادر از نوجوانان نمی توانند به دور از های هوشمند خود را-assy بودن مهم نیست چقدر سخت تلاش ما و ما از دست ما حس شوخ طبعی در مورد آن پیش.

چندی پس از آن طوفان وزید و در زمان قدرت ما با آن است. خانه من سرد بود و تاریک و من قادر به رفتن در هر نقطه به فرار به دلیل اجتماعی فاصله. تقریبا 24 ساعت بعد از زمانی که من متوجه شدم ما احتمالا نمی خواهید برای به دست آوردن قدرت در پس از همه, آن را به من رسید که صدها دلار از مواد غذایی خریداری شده برای من سه ساله (که باید سه چیز برگر برای یک میان وعده) تا به حال خراب شده. من هم می خواهم انتظار در خط برای 45 دقیقه برای خرید گفت: مواد غذایی اما هیچ معامله بزرگ است.

اگر شما می خواهید برای همدردی خود را با مادر-اشتباهات اصلا به نوجوانان خود را. من اخبار شکست به آنها. آنها از من پرسید که چگونه من می تواند فراموش کرده ام چنین چیزی (آنها ماندن با پدر خود که تا به حال قدرت) و به من گفت چه غم انگیز آن بود که من قادر به آن را دریافت کنید با هم و ذخیره مواد غذایی است.

من می توانستم به آنها یادآوری آن بود که مغز من به ضرب گلوله کشته شد از همه نگرانی و اضطراب این بیماری همه گیر باعث شده است که, اما من را خسته نکنید.

من می توانستم به آنها گفتم این بود که تمام انرژی من فروشگاه ها استفاده می شود در تلاش برای نگه داشتن خود را در خانه و استدلال ما تا به حال در مورد اینکه چرا آنها نمی توانند با قطع جوانه های خود را در حال حاضر حتی اگر “هر کس دیگری در حال انجام آن است.”

من عاشق بچه so damn اما آنها به معنای واقعی کلمه نمی به طور کامل درک آنچه در جریان است در اینجا. نه به ذکر است دیدن در خارج از خود و زندگی خود را دقیقا نمی خود را قوی کت و شلوار در حال حاضر.

آنها نمی کنید که این یک رایگان برای همه و رفتن سرکش در تخت خود را با آب نبات بیسکویت و یک جعبه Cheez-آن نیست به من کمک کردن در همه.

صحبت از Cheez-آن روز دیگر من متوجه یک دنباله از چرب نارنجی خرده پیشرو اتاق پسر من. من درب را باز کرد برای دیدن وحشت شناخته شده به عنوان یک نوجوان را در اتاق در قرنطینه. این تنها جایی است که بچه های من می توانید به دور از من, و آنها در حال نگه داشتن درهای خود را بسته به یک دلیل.

من از دست رفته من گه شد و با عصبانیت گرفتن همه چیز به دور انداختن که من آمد در سراسر یک بطری آب در کمد کشو. فکر اول من بود احتمالا قالب رو در اینجا. اوه خدای بزرگ چیز دیگری برای اضافه کردن به لیست خود را از مشکلات.

فقط من لیستی از مشکلات بود به بزرگتر. برای من تعجب آور بود تمیزترین آب بطری من تا کنون دیده ام. بسیار تمیز, در واقع, که آن را به محل مناسب برای او را به پنهان کردن سه مفاصل او می خواهم stashed در آن وجود دارد.

اگر بچه ها من فکر می کردم آنها می خواهم دیده می شود بدترین من در طول این قرنطینه آنها در اشتباه بودند. آنها می خواهم چیزی دیده نشده است. من راهپیمایی به پسر من و به او گفت که او واقعا می خواهم آن را انجام داده چون من در بر داشت سه مفاصل در اتاق خود — و من او را من دیده بان آنها خیط و پیت کردن توالت.

این واقعا او را نشان می دهد!

او به من تلفن کرد و گفت: “در اینجا من تلفن” و رفت. او آرام بود و سرد و جمع آوری شده است. او می دانست هیچ چیز دیگری من می تواند انجام دهد. همه دیگر خود را به آزادی دور گرفته شده اند.

من می دانم در حال حاضر او بالا بود و خوشحال و واقعا نمی مراقبت اگر من در زمان تلفن خود را. من هم فکر می کردم ادم سفیه و احمق به خیط و پیت کردن کسانی که مفاصل. به وضوح من نیاز به آنها بیش از هر کس دیگری در خانه من. اگر تنها من می تواند به من نمی باید گفت: هر چیزی را به پسر من — من می خواهم روشن آن را درست در مقابل او را به او نشان می دهد آنچه که او از دست رفته بود و است که واقعا شوخی بود بر او.

آن شده اند که بسیار موثر تر از گرفتن تلفن خود را به دور خواهد بود و باید حداقل به من احساس بهتر است. اما من تا به حال به انجام “مسئول پدر و مادر” چیزی است که هرگز به عنوان آسان … که هر روز از این قرنطینه با نوجوانان نشان دادن است.

اگر شما می دانید کسی که نوجوانان در این قرنطینه بررسی بر روی آنها لطفا. آنها خوب است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im