نیش دختر زن کمک می کند تا رسما تحقق پدرش در حال مرگ آرزو


sting-mickey-hony-painting
جیمی مک کارتی/گتی

ویروسی Humans of New York post کمک متحد Sting با یک پرتره نقاشی شده از او توسط یک سابق افسر پلیس شهر نیویورک

برای چندین سال Humans of New York پروفایل سیب بزرگ ساکنان گرم قلب از مردم در سراسر جهان است. داستان در مورد بشریت اغلب ویروسی برای دلایل درست یادآوری همه ما که عشق برنده است. به وبلاگ ویژه یک داستان در حال حرکت در مورد الیزابت دختر خوانده نیویورک پلیس دمینگو سانتیاگو بود که با توجه به وظیفه خود در حال مرگ ناپدری — به نیش راک استار یک پرتره او نقاشی از او سال قبل. خوب با تشکر از نیش دختر, Mickey Sumner و تبلیغات از داستان آرزوی او اعطا شده است.

با توجه به یک به روز رسانی جدید در انسان از نیویورک Instagram صفحه دمینگو نقاشی ساخته شده است آن را به ستاره بیش از یک هفته پس از داستان زندگی رفت.

“عقاب فرود آمد,” انسان از نیویورک زیر نویس از یک تصویر از نیش ایستاده در کنار پرتره. “با تشکر بسیار به @sumnermickey برای کمک به ما محموله گرانبها به پدرش. او همچنین همکاری با الیزابت برای ایجاد یک جمع آوری کمک در دمینگو حافظه. همه کمک های مالی به نفع انجمن MS ملی و کمک در مبارزه برای پایان دادن به اسکلروز متعدد برای همیشه لطفا برای. بنابراین اجازه دهید نگه داشتن حزب! لینک در بیو.”

“با تشکر از شما @humansofny!!” سامنر که دختر بزرگتر از نیش و دیرین خود را, همسر, Edgardo Styler پاسخ در نظر. “با تشکر از شما @therebeccahenderson برای من ارسال پست. با تشکر از شما TK برای کمک به تدارکات. با تشکر از شما @cratersandfreightersphoenixfor ساخت های حمل و نقل روند بنابراین بدون درز. با تشکر از شما @theofficialsting برای اینکه زیبا هنرمند شما هستند و دست زدن به قلب مردم و برای من عزیز بابا!! با تشکر از شما @mssociety برای همه, راهنمایی برای ایجاد ما جمع آوری کمک در @gofundme. با تشکر از شما به همه اینجا چه کسی اهدا کرد! با تشکر از شما @aznenafor افتخار کمک به شما را با زیبا #lastassignment – من برای همیشه لطفا برای دوستان خود. با تشکر از شما دمینگو سانتیاگو برای اینکه یک چنین, نور, یک مرد اختصاص داده شده به خدمات و خانواده, با تشکر از شما برای خود هنر و آوردن ما همه با هم. این یک تلاش جمعی !! همه ما متصل است. عشق و قدردانی ایمن ماندن همه است.”

مشاهده این پست در Instagram

“من پنج ساله بود زمانی که او یک فرد در جهان است. من نمی دانم دقیقا همان است که او بود. من فقط می دانستم که وجود دارد کسی که در اطراف بود و مادر من لبخند. من تا به حال به دنبال راه تا او را ببیند. من هرگز ملاقات کرد کسی که خیلی قوی است. او می خواهم به من بگویید که برای نگه داشتن بر روی مچ دست خود را و او می خواهم بلند من به آسمان با یک دست. او در یک خودرو, فروشگاه airbrushing طرح بر روی سمت وانت. من فکر می کنم او از خواب بودن یک هنرمند. اما او نیاز به چیزی بیشتر پایدار. بنابراین پس از او تصمیم به ازدواج با من مادر او یک پلیس. او هرگز از دست رفته تماس با سمت خلاق خود را. او همیشه چیزهایی ساختمان در اطراف خانه—ساخت همه چیز نگاه خیال باف از ما می تواند استطاعت. او ساخته شده من برای اولین بار دوچرخه از فرستادن اسکرپ. او مرا تشویق به خواندن. او من را تشویق به نوشتن. او دوست داشت به من کمی تکالیف. او می خواهم به من یک ماهه هر وقت من یک داستان نوشت. پنجاه سنت اگر آن یکی خوب بود. هر زمان که من از این سوال او را می خواهم من آن نگاه کنید تا در دانشنامه. یک روز او ساخته شده است یک کمی هنر استودیو در پشت خانه ما. و او نقاشی یک نقاشی—پرتره از نیش که او کپی از جلد آلبوم. اما او مشغول کار و استفاده می شود هرگز این استودیو دوباره. او همیشه می گفت: “زمانی که من بازنشسته است.’ “من به بازگشت به هنر زمانی که من بازنشسته است.’ ‘من به شما نشان می دهد در یک گالری, وقتی که من بازنشسته است.’ اما آن زمان هرگز آمد. پدر پلیس برای بیست سال. او یکی از آنهایی که خوب است. این نوع از پلیس شما دیدن رقص در گوشه خیابان. یا اسکیت سواری با بچه ها. اما در سال 1998 او تشخیص داده شد با خانم اول وجود دارد کمی ضعف است. سپس یک عصا. سپس یک صندلی چرخدار. آن را به نقطه ای که او حتی نمی تواند نگه داشتن یک قلم مو. ما خود را در آسایشگاه در خانه. او به نظر می رسید به هیچ تاسف. او شده است می خواهم فوق العاده ارائه می کند. او می خواهم خود را مطرح دختران. او می خواهم من راه می رفت پایین راهرو. در طول روز نهایی خود را, ما رفتن را از طریق اموال خود را یکی یکی. او به من گفتن که به آنها به. من کشیده نیش نقاشی از یک جعبه قدیمی و پرسید: “چه باید بکنم با این کار؟’ پاسخ فوری بود. “آن را به نیش’ او گفت. همه ما شروع به خنده. اما پدر بزرگ بسیار جدی است. چشمان او تنگ شده. او حق را به من و گفت: “آن را به نیش.’ بنابراین من حدس می زنم که من نهایی واگذاری است.”

یک پست به اشتراک گذاشته شده توسط Humans of New York (@humansofny) در

در پست اصلی الیزابت توضیح داد که دمینگو آمد و به او زندگی می کنند زمانی که او فقط پنج. یک هنرمند مشتاق او تصمیم گرفت برای به دست آوردن یک شغل پایدار به عنوان یک افسر پلیس برای حمایت از خانواده خود را. اما در طول روز نهایی خود را از نبرد با MS زمانی که آنها رفتن را از طریق همه چیز خود را در او یافت نیش نقاشی در یک جعبه قدیمی و از او پرسید که او چه باید بکنید با آن.

“پاسخ فوری بود. “آن را به نیش’ او گفت. همه ما شروع به خنده. اما پدر بزرگ بسیار جدی است. چشمان او تنگ شده. او حق را به من و گفت: “آن را به نیش.’ بنابراین من حدس می زنم که من آخرین تکلیف” او توضیح داد.

پس از سامنر دیدم داستان او بلافاصله ارائه شده به کمک به او در گرفتن نقاشی به پدرش. در حال حاضر او از آن ساخته شده اتفاق می افتد.

وجود دارد هیچ چیز بهتر از یک پایان خوشی ؟

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>