نیش دختر کمک های مالی طرفداران خود را در حال مرگ آرزو می کنم پس از دیدن ویروسی ‘انسان از نیویورک’ پست


sting-daughter-hony-painting
Humans of New York/Instagram و جیمی مک کارتی/گتی

Mickey Sumner, نیش را در ارتباط با دختر یک فن برای کمک به اعطای مرد آخرین آرزو که نیش داده می شود پرتره او نقاشی از او

مبارک داستان در اخبار متاسفانه نادر این روز به عنوان بیماری همه گیر کوروناویروس ادامه می دهد تا زمانی که یک چیز عالی شاد سطوح ما تنها بیش از حد خوشحال به حمام افتاب گرفتن در آن است. انسان از نیویورک تا سال ها وقت صرف آوردن ما معنی دار و لمس کردن داستان از مردم از تمام جنبه های زندگی. یک داستان از اوایل این هفته در حال حاضر رفتن ویروسی به دلیل آن را شامل فوق العاده شیرین و بسیار مشهور پاپ هنرمند.

“من پنج ساله بود زمانی که او یک فرد در جهان است. من نمی دانم دقیقا همان است که او بود. من فقط می دانستم که وجود دارد کسی که در اطراف بود و مادرم لبخند” شروع داستان یک گزارشگر که به تازگی از دست داده و پدرش. “او در یک خودرو, فروشگاه airbrushing طرح بر روی سمت وانت. من فکر می کنم او از خواب بودن یک هنرمند. اما او نیاز به چیزی بیشتر پایدار. بنابراین پس از او تصمیم به ازدواج با من مادر او یک پلیس” او توضیح می دهد.

مشاهده این پست در Instagram

“من پنج ساله بود زمانی که او یک فرد در جهان است. من نمی دانم دقیقا همان است که او بود. من فقط می دانستم که وجود دارد کسی که در اطراف بود و مادر من لبخند. من تا به حال به دنبال راه تا او را ببیند. من هرگز ملاقات کرد کسی که خیلی قوی است. او می خواهم به من بگویید که برای نگه داشتن بر روی مچ دست خود را و او می خواهم بلند من به آسمان با یک دست. او در یک خودرو, فروشگاه airbrushing طرح بر روی سمت وانت. من فکر می کنم او از خواب بودن یک هنرمند. اما او نیاز به چیزی بیشتر پایدار. بنابراین پس از او تصمیم به ازدواج با من مادر او یک پلیس. او هرگز از دست رفته تماس با سمت خلاق خود را. او همیشه چیزهایی ساختمان در اطراف خانه—ساخت همه چیز نگاه خیال باف از ما می تواند استطاعت. او ساخته شده من برای اولین بار دوچرخه از فرستادن اسکرپ. او مرا تشویق به خواندن. او من را تشویق به نوشتن. او دوست داشت به من کمی تکالیف. او می خواهم به من یک ماهه هر وقت من یک داستان نوشت. پنجاه سنت اگر آن یکی خوب بود. هر زمان که من از این سوال او را می خواهم من آن نگاه کنید تا در دانشنامه. یک روز او ساخته شده است یک کمی هنر استودیو در پشت خانه ما. و او نقاشی یک نقاشی—پرتره از نیش که او کپی از جلد آلبوم. اما او مشغول کار و استفاده می شود هرگز این استودیو دوباره. او همیشه می گفت: “زمانی که من بازنشسته است.’ “من به بازگشت به هنر زمانی که من بازنشسته است.’ ‘من به شما نشان می دهد در یک گالری, وقتی که من بازنشسته است.’ اما آن زمان هرگز آمد. پدر پلیس برای بیست سال. او یکی از آنهایی که خوب است. این نوع از پلیس شما دیدن رقص در گوشه خیابان. یا اسکیت سواری با بچه ها. اما در سال 1998 او تشخیص داده شد با خانم اول وجود دارد کمی ضعف است. سپس یک عصا. سپس یک صندلی چرخدار. آن را به نقطه ای که او حتی نمی تواند نگه داشتن یک قلم مو. ما خود را در آسایشگاه در خانه. او به نظر می رسید به هیچ تاسف. او شده است می خواهم فوق العاده ارائه می کند. او می خواهم خود را مطرح دختران. او می خواهم من راه می رفت پایین راهرو. در طول روز نهایی خود را, ما رفتن را از طریق اموال خود را یکی یکی. او به من گفتن که به آنها به. من کشیده نیش نقاشی از یک جعبه قدیمی و پرسید: “چه باید بکنم با این کار؟’ پاسخ فوری بود. “آن را به نیش’ او گفت. همه ما شروع به خنده. اما پدر بزرگ بسیار جدی است. چشمان او تنگ شده. او حق را به من و گفت: “آن را به نیش.’ بنابراین من حدس می زنم که من نهایی واگذاری است.”

یک پست به اشتراک گذاشته شده توسط Humans of New York (@humansofny) در

اما او “هرگز از دست رفته تماس با طرف خلاق.” همراه با ساختمان همه چیز خود او را تشویق دختر خود خلاقیت بیش از حد پرداخت 50 سنت برای هر “خوب” داستان های او نوشت. “یک روز او ساخته شده است یک کمی هنر استودیو در پشت خانه ما” او سهام. “و او نقاشی یک نقاشی—پرتره از نیش که او کپی از جلد آلبوم. اما او مشغول کار و استفاده می شود هرگز این استودیو دوباره.”

“او همیشه می گفت:” زمانی که من بازنشسته است.’ “من به بازگشت به هنر زمانی که من بازنشسته است.’ ‘من به شما نشان می دهد در یک گالری, وقتی که من بازنشسته است.’ اما آن زمان هرگز آمد,” او می گوید. بعد از اینکه تشخیص داده MS در سال 1998 پدر او به آرامی بدتر شده است. او رفت و به آسایشگاه به خانه آن دخترش می گوید او “بدون مرز” در مورد زندگی او زندگی می کردند. شاید یکی.

“در طول روز نهایی خود را, ما رفتن را از طریق اموال خود را یکی یکی. او به من گفتن که به آنها به” او بازگو. “من کشیده نیش نقاشی از یک جعبه قدیمی و پرسید:” چه باید بکنم با این کار؟’ پاسخ فوری بود. “آن را به نیش’ او گفت. همه ما شروع به خنده. اما پدر بزرگ بسیار جدی است. چشمان او تنگ شده. او حق را به من و گفت: “آن را به نیش.’ بنابراین من حدس می زنم که من نهایی واگذاری است.”

خوشبختانه نیش دختر, Mickey Sumner اتفاق افتاده است برای دیدن این ویژگی در انسان از نیویورک است.

سامنر چپ نظر پرسیدن ایتالیایی, ستاره فیلم برای ارسال یک پیام به طوری که او می تواند در تماس با دختر مرد ایتالیایی, ستاره فیلم باید تحویل داده اند چرا که سامنر بعد نوشته شده در نظرات “ما متصل! و کار کردن تدارکات. عشق عشق عشق.”

عشق واقع است. از دست دادن پدر و مادر آسان نیست و همانطور که ما حرکت را از طریق بزرگسالی و به دست آوردن بیشتر درک روشنی از چیزهایی که ما پدر و مادر ممکن است قربانی کرده اند و یا خود را کنار بگذارند (مانند استعدادهای هنری در حمایت از ثبات بیشتر حرفه ای برای حمایت از خانواده) زندگی ما را بهتر, ما رشد به آنها را دوست دارم و حتی بیشتر. سامنر کمک به این زن متوجه پدر او را در حال مرگ آرزوی داشتن او کار درخشان دیده می شود توسط کسی که به او مورد احترام است و سحر و جادو خالص.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>