قرنطینه به من داده است زمان برای پیوند با Tweens


bond-with-tween-Quarantine
راشل Garlinghouse/Instagram

من هرگز در زمان حال. حداقل این چیزی است که من به خودم گفتم قبل از قرنطینه. مانند بسیاری از مادران من به طور مداوم دستکاری پدر و مادر, کار, مراقبت از خانه و تلاش برای شخص مناسب و معقول. من ممکن است فشار کمی مراقبت از خود در اینجا و وجود دارد.

هنگامی که ما دولت را صادر کرد یک پناهگاه در محل سفارش من به طور ناگهانی در کمک به من چهار فرزند فاصله-یادگیری در حالی که هنوز کار و نگه داشتن با تمام خانواده ، با وجود یک صفحه کامل یک بار شام آمار هر شب من پیدا کردم خودم را در سراشیبی. من می خواهم دوش قرار داده و در برخی از سهامی خاص و زمان. ما می خواهم جوان ما دو بچه به رختخواب در حالی که ما tweens بودند مبتلا به دوار سر به ماندن تا دیر وقت در هر شب. آنها می خواهم پس از آن ارائه یک توئین نسخه از “تو با ما؟” به طور معمول من می خواهم عجله آنها را به دانستن alarm clock خواهد بود رفتن خاموش روشن و در اوایل صبح روز بعد. این است که دیگر مورد.

من پیدا کردم خودم تعجب: چگونه من “بازی” با tweens? آنها در این بی دست و پا زندگی فاز بین بازی با عروسک ها و چهره های عمل و تنها مایل یک تلفن هوشمند. آنچه که من پیدا کردم این است که من نمی باید آمد تا با چیزی. بر خلاف نوجوانان, آنها هنوز هم مایل به صحبت می کنند به من و من به آنها گفتم آنچه آنها می خواستند. در نهایت آن را پایین می آید به ما از انجام کاری که در آن آنها به من توجه undivided درگیر شدن در فعالیت های آنها علاقه مند است.

اعتراف میکنم من تردید برای اولین بار در. روز در انزوای اجتماعی هستند و گاهی اوقات سنگی. من می خواستم به حلقه در بستر من تماشای Netflix و خوردن چیپس و سالسا. پدر و مادر برای یکی دیگر از دوم ساخته شده من انقباض غیر ارادی ماهیچه. اما معلوم من شده است خاطر نشان کرد که tweens بسیار بیشتر خودکفا و سرگرم کننده تر از من در اصل به آنها اعتباری است. بر خلاف روز زمانی که من در شستن بطری های تغییر پوشک و تاب نوزادان به خواب من tweens شد تا برای درگیر شدن مکالمات. من به آن حرکت.

به زودی به اندازه کافی ما پیدا کردن راه هایی برای پیوند روزانه — و نه تنها من شرکت میکنم اما انجام این کار با میل و رغبت و خوشحالی.

ما با داشتن LEGO-ساختمان مسابقات.

همه فرزندان من ساخته شده است تا بزرگ لگو ذخیره کردن عمدتا با تشکر از سرد پدربزرگ و مادربزرگ و خاله و عمه. یک شب قدیمی ترین من پرسید من به ساخت با آنها و من موظف. لگو یکی از اسباب بازی های مورد علاقه به عنوان یک kiddo بنابراین من در پایین برای برخی از رقابت سالم است. ما نشسته در اتاق خواب طبقه بالا 40 موسیقی ریختن از رادیو و تلویزیون در حالی که هر یک از ما فرصت ایجاد یک لگو ساختار انتخاب ما است. پس شوهر من جوانتر دو بچه به رختخواب او در آمد به قاضی. ما قلاب شد و ما شده ایم رقابت هر شب برای چند هفته در حال حاضر.

ما در حال به اشتراک گذاری کتاب.

من که معنی-که اتحاد برقرار روزانه نیم ساعت مطالعه ، خوشبختانه بچه ها من معمولا لذت بردن از خواندن بنابراین آنها (عمدتا) پیروی. پس ما نمی توانیم بازدید از کتابخانه در حال حاضر, و من به طور معمول نمی خرید کتاب برای خودم, من در تلاش بود برای پیدا کردن چیزی به عنوان خوانده شده. یک روز من برداشت من قدیمی ترین کپی از رویای دختر قهوه ای از اتاق. از آن روز هر بار که من به پایان رسید با یک توئین کتاب آنها می واکشی من یکی دیگر. من خواندن هفت—بله هفت کتاب تا کنون. بحث ما در مورد ما به یاد ماندنی ترین بخش خنده دار شخصیت های مورد علاقه گفت و گو است. در بازگشت من به آنها نشان داده است برخی از فیلم های مورد علاقه از جمله Sister Act.

ما ماندن تا دیر وقت و صحبت کنید.

من به طور معمول بسیار سخت در مورد بچه های من’ bedtimes به خاطر خود من سلامت عقل. به علاوه قبل از قرنطینه ما بود در اوایل صبح دیوانه وار گرفتن درب به مدرسه. در حال حاضر که ما لازم نیست برای تنظیم ساعت زنگ دار برای آینده قابل پیش بینی من اجازه می دهد آنها را به ماندن تا چند ساعت گذشته خود را در خواب طبیعی. ما تا به حال زمان به پاتوق در اتاق خود و چت در مورد هر آنچه که آنها می خواهند. من یادگیری به صحبت کمتر و گوش دادن بیشتر. من نیز آنها را وادار به پرسیدن سوال. ما همه چیز را از روابط عاشقانه, رضایت, تصویب, آینده, اهداف مدرسه و خود من خاطرات دوران کودکی مورد علاقه. برخی از این مکالمات کاملا هیستریک, در حالی که دیگران می خام.

ما در حال رفتن در پیاده روی.

روز دیگر من از قدیمی ترین دو دختر در یک پیاده روی کوتاه به برخی از درختان گل در یک فضای مشترک, در نزدیکی خانه ما. ما نمی باید به نگرانی در مورد بچه های کوچکتر انتهایی همراه و قطع مکالمه ما. ما در زمان برخی از تصاویر از درختان داشتند حرف زدند و می برد راه رفتن. تجربه ما تنها در زمان حدود پانزده دقیقه بود اما به یاد ماندنی و یک استراحت خوب در طول یک روز طولانی از راه دور آموزش کارهای و کار. آفتاب و هوای تازه جادویی است.

ما در حال ورزش با هم.

یکی از tweens علاقه مند است در تناسب اندام, بنابراین من تا به حال این ایده به او میآموزد که چگونه به درستی وزنه. من قطعا هیچ جای بدنسازی, موش, اما من استفاده می شود به وزنه کلاس. ما صحبت در مورد شکل مناسب کنترل و حفاظت از بدن ما به علاوه اهمیت کشش. آنها تا به حال سرگرم کننده انفجار موسیقی در حالی که من نشان داده های مختلف بازو عضله سازی حرکت می کند. ما همچنین انجام یوگا ویدئوها هم که خوب است برای بدن و ذهن است.

ما در حال تلاش کردن دستور العمل های.

من دیگر توئین لذت می برد پخت و ما در نهایت زمان به جلو و ذخیره دستور العمل و آنها را به حرکت. به علاوه او را دوست دارد به ارائه آنچه او ساخته شده و در خدمت آن به خانواده بعد از شام. مهم نیست که چقدر کثیف و یا پیچیده جهت هستند. ما می توانیم کار سمت-توسط-جانبی آن را بکشد. ما همچنین ساخته شده بود و قهوه با هم است که برای یک بچه است که نوعی از سحر و جادو.

این یک شادی برای رسیدن به می دانم که من دوباره به نگاه به چشمان خود را به گوش خود می خندد و برای شرکت در پرسش های خود را. تا آنجا که من بیزار جهانی همه گیر و همه سر و صدا و تراژدی اطراف آن را به من هدیه ای از زمان با tweens که من تا به حال هرگز قبل از.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>