همسر من و من قفل شده در یک نبرد در مورد نحوه رسیدگی به ما خوار ضربه زننده


how-we-deal-picky-eater-1
مامان ترسناک و در واقع/گتی

شاید من فشار میوه ها و سبزیجات بیش از حد در خانواده من. شاید من در زندگی برخی از فانتزی که در آن بچه ها را عاشق میوه و سبزیجات و شیر یا خط خود را از بن و جری بستنی Oreos و Twizzlers. شاید من وادار کردن بچه ها به خوردن سبزیجات هر شب با شام و میوه به عنوان میان وعده به دلیل من نمی خواهم آنها را به یک رابطه عشق و نفرت با وزن خود را مانند من انجام دهد.

با تشکر اخیر شیوه زندگی, وصله پینه کردن, من احساس خوب و سالم است. من هم در تلاش هستم به دم این رویکرد به یخچال و کابینت و امیدوارم بر روی همسر و بچه ها — اما من هنوز هم به خوردن بیشتر سبزیجات در خانواده من تا بحال. برای هر کس دیگری آن را یک کار سخت و طاقت فرسا. من بچه ها را به خوردن تقریبا هر چیزی را اگر برنج یا ماکارونی شامل اما نه سبزیجات. و در هفته های اخیر, من و همسرم باید بیشتر یا کمتر به جنگ رفته بیش از ما چگونه باید رویکرد ما pickiest خوار. ما فقط موافق نیست در مورد چگونه ما باید ما را به خوردن سبزیجات و میوه ها.

به من ساده است: با من از عشق دشوار رویکرد است. من هیچ مشکلی اجازه من پنج سال با اراده مشتاق هنرمند کوچک ناله در اعتراض به میز آشپزخانه. من حتی او را یکی از کسانی که زیبا و دلفریب, صفحات کاملا تقسیم به سه گزینه های مختلف برای او: غذای اصلی, گیاهی یا میوه و درمان. من یاد تمام صبح منتهی به صبحانه و سپس ناهار و پس از آن شام که او را به یک میوه یا گیاهی. من درخواست او را نیش می زنند (یا سه) یک توت فرنگی در بشقاب او. یا من از او به خوردن زغال اخته یکی از سه در بشقاب او.

همسر من ترجیح نگاهی به “اجازه دهید او را می دانم که میوه ها و سبزیجات خوب برای او” رویکرد. او می خواهد به معرفی دلیل و منطقی فکر کردن به معادله — اما به من نه جایی در این نبرد است. همسر من نشسته با دختر ما در طول وعده های غذایی و توضیح می دهد که (بارها و بارها) چرا از آن مهم است به خوردن میوه ها و سبزیجات: دکتر شما می گوید شما به آن نیاز دارید, شما می خواهید به رشد بزرگ و قوی شما می توانید شروع با یک سبزی یا میوه را دوست دارید و غذا خوردن است که یکی.

The little girl has no appetite at the table
خوش آمدید به خرید عکس های من/گتی

او حتی ارائه یک فنجان شیر بین هر نیش آن را بشویید. هر بار که من شاهد آن من رول چشم من (خارج از دید, البته). من زیر لب سخن گفتن تحت نفس من است که این کار نخواهد کرد. و من در جمع اوری شجاعت به قطع و یادآوری به جهنم همسر من که فقط گاهی اوقات کار می کند مانند هر دیگر آمار-یا-miss رویکرد ما تلاش کرده ایم و من اشتباه است.

این یک نبرد شبانه. گاهی اوقات ما برنده گاهی اوقات ما از دست بدهند. من و همسرم همیشه در تقابل وقتی که می آید به این. اما من نمی خواهد داد تا آنجا که من احساس می کنم مثل دختر ما نیاز به مواد مغذی این غذاها ارائه و نمی تواند زنده ماندن در کاری ماهی و برنج و dhal (من سریلانکا) تمام عمر خود را.

در پایان دختر ما را به کوچکترین نیش از چیزی و تماس آن واریز شده است. او حاضر به حتی سعی کنید موز و نخود فرنگی; من داده شده تا در ارائه آن. او گریه سر میز شام به صورت سی دقیقه به دلیل یک نخود بر روی صفحه است.

ما نمی هر گونه نزدیک تر امروز از ما بودند روز گذشته در پایان دادن به این جنگ و یا داشتن یک برنده در این مبارزه است. من یادگیری با هر وعده غذایی که نه روش من و نه همسر من اشتباه است ، شاید فقط شاید دختر ما نیاز به آنها را هر دو.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

ایندکسر