من همسایه درب بعدی در حال ساخت زندگی ما جهنم


nightmare-neighbor-1
مامان ترسناک Unsplash و Portra/
رادومیر Tarasov/EyeEm/گتی

تابستان من تبدیل به 30 آن را احساس می کردم همه چیز شد و در نهایت با هم; کوچک من خانواده پنج بود که من حرفه ای بود پر از وعده و ما خریداری کامل fixer upper در شهرستان است که ما واقعا می تواند خود ما. من خیلی خوشحال با زندگی من — این معدن شد و من آن را انتخاب کنید. وجود دارد یک جزئیات کوچک من فراموش کردن: شما نمی را انتخاب کنید و همسایگان خود را.

از ابتدا می دانستند چیزی بود با این یکی همسایه. یک بار او تکیه بیش از دو سال و گفت: “آیا این شما می شنوم گریه در ساعت هفت هر صبح؟”

“نه آقا خواهد بود که من دندان درآوردن نوزاد هر گونه راهنمایی کنید؟” من به شوخی.

یکشنبه بعد از ظهر بچه ها خارج شد برای اولین بار در تمام طول سال های پس از گذراندن یک هوای سرد زمستانی در کانادا بازی بازی های ویدئویی در داخل خانه. او فریاد ما “کنترل بچه های خود را!” او همچنین انجام کارهای نامناسب به ماشین که پارک شده در مقابل خانه اش مانند تلنگر سمت خود آینه به عقب و یا دفن آنها در برف با استفاده از snowblower. متاسفانه ما تا به حال چیزی دیده نشده است.

تابستان 2018 با ما و ناگهان خود را در ماموریت جدید در زندگی این بود که ما بدبخت.

اولین بار من شش ساله بازی Marco Polo با بچه های همسایه بغلی او لعنتی از لیلی آلن آهنگ “F شما.” او در بازی این نفرت آهنگ برای آنها را به مدت 30 دقیقه ،

آخرین روز از مدرسه ما رفت و برای یک فوق العاده آرام, جشن, شنا فقط قبل از خواب. او اقدام به ضربه فلز ریخته بارها و بارها با یک چکش تا زمانی که ما کردم.

در حالی که من نود ساله مادر بزرگ در استخر, او وزید گرد و غبار در چهره او از زیر حصار با برگ دمنده.

برای یک ماه کامل, دقیقه ما پا خارج او را به نوبه خود یک بلندگوی سمت ما که با صدای بلند شعارهای عجیب و غریب. سپس او را به داخل و به ما میخندند خود را از پنجره — برای ساعت.

جای تعجب نیست پسر من در حال حاضر مراجعه به او را به عنوان ميانگين همسایه.

من به دنبال مشاوره حقوقی از طریق کار من است. آنها توصیه من به سند خود از هر حرکت, نصب, نظارت 24 ساعته و شکایت. پلیس به من اطلاع داد که شکایت مشابه در مورد او از قبلی همسایه و به من گفت که معدن خواهد بود اضافه شده به شمع. آنها همچنین به صحبت می کنند به او. او پس از آرام antics خود را. اما او هنوز هم همیشه وجود دارد ما.

در حالی که تلاش برای ایجاد صلح با این تجربه من شروع به فکر کردن در مورد آنچه که من می خواهم برای گفتن به معنی همسایه. و این می شود: با تشکر از شما. با تشکر از شما برای ساخت به من قوی تر و بهتر است. شما را ساخته اند من بهتر است با باز کردن چشمان من به سه درس مهم:

کمی همدلی می تواند یک تفاوت بزرگ را.

در سال گذشته یک خانواده نقل مکان کرد و در دو خانه را از ما. آنها مهاجرت از مولداوی با کودکان نو پا شایان ستایش و یک سوم در راه است. به عنوان آنها در حل و فصل و اضافه شدن یک مجموعه نوسان و یک ترامپلاین به حیاط خود من اغلب به گوش کودکان خنده و جیغ کشیدن در هیجان است. من هم از شنیدن اختلافات و گریه می کند. من آنجا نشسته و به تماشای یک خسته مادر و سعی کنید به نگه دارید تا با بچه همه را تشویق به بازی خوب و نگه داشتن آن هم در حالی که انجام او بسیار بهتر است. من احساس اجبار برای به دست گرفتن این فرصت را برای او انجام آنچه که من آرزو بود برای من انجام می شود. من نمی خواهم این مادر و یا هر مادر به احساس می کنید آنچه که من احساس کرده بود. بنابراین من خریداری برخی از super soakers برای کسانی که در پسران کمی و راهپیمایی بیش از وجود دارد تحمل هدیه و ابراز چقدر خوشحال و راضی هستیم به خود و خانواده در محله ما. گفتم این ضعف مادر که من می دانم که چقدر سخت است برای نگه داشتن سه آنهایی که کمی خوشحال امن و سالم است. آن را آسان تر می شود و او در حال انجام یک کار بزرگ است. من تو را دیدم امداد در چشمان خسته. با تشکر از شما معنی همسایه; فقدان همدلی افزایش یافته معدن.

غم و اندوه است که اغلب به عنوان مبدل خشم.

Three Lessons I Learned From My Nightmare Neighbor
واسیلیکی/گتی

من خواندن این گفت و آن من فکر کردم. من قطعا دیوانه در مورد این وضعیت اما من احتمالا عزادار? من بیشتر در مورد آن فکر بیشتر از آن ساخته شده حس. من عزادار برای تابستان من احساس می کنم بچه های محله سزاوار است. من عزادار عدم تحمل و جامعه است که همسایگان باید با ارائه هر یک از دیگر. و من عزادار برای یک جامعه است که نمی خواهد اجازه دهید بچه ها بود بچه ها. کودکان نیاز به یک مکان امن به اجازه سست بود و با صدای بلند. این باید قابل قبول برای دورهای کوتاه از زمان در وسط یک روز تابستان زیبا. شما ممکن است نیاز به صلح و آرامش; آنها نیاز به چیزی متفاوت است. درخواست بچه ها برای نشستن و هنوز هم 24/7 است که خوب نیست خود را برای توسعه و یا سلامت روانی ، این بچه ها ممکن است بچه های خود را, اما شما به آنها نیاز دارید یک روز. آنها خواهد بود خود را از جراح خود, پرستار, خود, برق و یا شهرستان خود را از شهردار. یک روز شما به آنها نیاز دارید اما تا آن زمان آنها شما نیاز به اجازه دهید آنها را کودکان و نوجوانان. با تشکر از شما معنی همسایه شما عدم تحمل به من یادآوری اهمیت درک و پذیرش تفاوت ها است.

زندگی یک بومرنگ است.

من معتقد بودم در سرنوشت; چه چیزی شما را به شما می آید. ما هرگز بی دلیل. ما مجموعه ای از بسیاری از مرزهای ما برای کودکان در روح احترام به دیگران است. آنها نمی توانند بازی خارج از خانه در صبح و یا پس از تاریک. ما آنها را به نوعی به همه بدون در نظر گرفتن چگونگی رفتار آنها با ما. من هرگز فکر نمی کردم حتی با ميانگين همسایه. من می خواستم به بالا; اما به طور عمده من به سادگی نمی تواند در شب خواب دانستن اعمال من انجام شد با قصد صدمه زدن به کسی. زندگی در حال حاضر ما پاداش. ما دوستان عزیز و خانواده که بازدید و ایجاد خاطرات با ما. خانه ما پر از حلقه می خندد و نوازش. ما کار انجام می دهد و ما را وسیله ای برای نوسازی و تبدیل خانه ما به خانه ما افتخار است. سلامتی ما اجازه می دهد تا ما را به نگهداری اموال ما و فعال باقی بماند. روابط ما با خانواده های دیگر در خیابان ما را فراهم کرده است ما با یک حس حمایت و ایمنی. از آنچه که من می بینم نشسته در کنار من از حصار زندگی است نه پاداش ميانگين همسایه در این راه. با تشکر از شما معنی همسایه برای یادآوری و من از نعمت.

ما نمی توانیم را انتخاب کنید و همسایگان ما, اما ما می توانید انتخاب کنید آنچه که ما تمرکز انرژی خود را در. این تجربه به من آموخته است که راه ما رفتار دیگران همه چیز است. آن را به من آموخته است که با کمی همدلی و کمی تحمل ما می تواند انجام بسیاری از خوب است. بدون نیاز به نگاه بسیار دور; ما می توانید شروع به در حیاط خلوت خود ما.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>