مامان من رفته است


mama-is-gone-1
حسن نیت ارائه میدهد از چچنی استانتون

بادها در تابستان بودند شروع به تیراندازی به عنوان بهار سریع محو شدن بود. گل در شکوفه پر تشنه روزانه توجه است. استخر برق زد آسمان آبی به عنوان گل گندم, آسمان صاف. حیاط خلوت بکر و آماده برای سرگرم کننده در تابستان. اما در عوض ما در مواجهه غیر منتظره نبرد; یکی از ما آماده نیست به دستمزد. ما به سرعت محشور ما قدرت و مهمات و اما دشمن ما شد, سریع و توانمند است. ما شده بود پیشدستی, outplayed. ما امید و ناامیدی سقوط کرد. طراوت و چالاکی به سستی در یک چشم بر هم زدن به عنوان ژرف رخ داده بود. آن را باور نکردنی دشوار است به درک.

به روز نگه داشته و طبیعی خود را گشاد گشاد راه رفتن. زندگی در اطراف ما متوقف نمی حتی در میان دنیای من از آمدن به توقف screeching. با وجود تمام تلاش های ما, my mama درگذشت. او در اولین دوشنبه در ماه اوت است. مرداد ماه تولد من روز من به هنگام تولد فقط 14 سال پیش. آن را بی رحمانه بود. آخرین فروشي در آنچه که مبارزه از زندگی ما است. این نوع از مبارزه برگ زخم, زخم های جنگ های چروکیده قلب عذاب ذهن یک فراموشی از انواع. بیدار شدن هر روز فقط به خودم یادآوری کنم که من mama رفته است. من آسمان شب برای همیشه لطفا برای تغییر من نور هدایت dimmed من خالص ایمنی ساییده شده.

خاطرات شستن بیش از من. برخی مانند 10-پا امواج سونامی ضربه زدن به من. من غرق شدن است. دیگران نورد به آرامی به طور مداوم. آنها به من آرامش سنگ من به خواب. من می خواهم به یاد داشته باشید از آنجا که من نمی توانم تحمل به را فراموش کرده ام.

My Mama Is Gone: Mother and Daughter
حسن نیت ارائه میدهد از چچنی استانتون

من می توانم تصویر خودم به عنوان یک دختر کوچک در اتاق خواب با گل های صورتی بر روی دیوار. My mama است که دروغ گفتن در کنار من به عنوان اغلب کردم ترس در وسط شب. او بیدار به راحتی و ما تا به حال یک روال. من احساس گرم و دنج; the pink lady لامپ در حال اشتعال با نور است. هفت کوتوله ها در قفسه بالای سر او فیل صورتی قللک در اتاق درب بعدی; من می توانم آن را ببینید.

من می توانم بوی لیمو تعهد در یک تابستان گرم و شنبه. My mama است گرد از چوب ماهون جداول. یک نسیم ملایم ضربات هوای گرم از طریق باز کردن پنجره. آن آشنا است. یک بوی شیرین از دوران کودکی من.

من می توانم طعم گیلاس کک منجمد ماست, گرم, کیک های شکلاتی و مادر بزرگ نان ذرت پانسمان. او ساخته شده است که پانسمان پس از مادر بزرگ من رفته بود زیرا او می دانست که آن را یکی از مورد علاقه های شما. من نمی دانم اگر آن را تا به حال طعم همان.

من تلنگر از طریق تصاویر به صورت خودکار در ذهن من از سفرهای خانوادگی در کاروان makeovers در فریب دریاچه جهان دیزنی ملاقات Duke basketball, mcdonald’s stomachaches “که ایده آن بود که به اینجا می آیند ؟” و آن سفر به ER زمانی که من لگد توسط یک اسب است. هر سفر یک Griswold ماجراجویی و در عین حال کامل در هر راه.

ما سالانه, ساحل, سفر, من نگه دارید عزیز. من می توانید ببینید این پرنده پرواز سربار و احساس گرم خورشید بر روی صورت من. چهره من تغییرات رو به رشد از کودک تا بزرگسالان اما من mama صورت به نظر می رسد به همان باقی بماند. من خنده در بدنام صفحه اصلی تصویری به عنوان او قادر به صعود به حوض. موهای بلند و مواج. او خنده بیش از حد. سال بعد, من می توانم احساس اسپری دریا در لبه آب است. او برگزاری بچه های من را در دست دیگر فقط مال من اما ایشان به عنوان به خوبی.

حسن نیت ارائه میدهد از چچنی استانتون

بار دشوار است وجود دارد بیش از حد در سایه از ذهن من است. پیام های متنی و تماس های تلفنی شور و شوق امید را برای بهبود حال وقایع بر روی گوشی من. من از جان گذشته برای کمک به او به “حمایت کند.” جالب اینجاست که زیبا بود آخرین موسیقی ما می بینیم فقط یک ماه قبل از. او کامل و سالم”،” چگونه من می دانید ؟

مردم به من بگویید که من می خواهم نگاه او را صدا مانند او. من پیدا کردن غم و اندوه در این وحی است. شاید به این دلیل که من می خواهم آنقدر به دیدن او و شنیدن او را برای خودم. من برای او به نام من تماس بگیرید. من به دیدن چهره او. من می خواهم بیشتر او را در آغوش بگیرید و احساس کنید که گرم مادرانه در آغوش. یک روز بیشتر نخواهد بود به اندازه کافی. من در آینه نگاه کنید; من نمی بینم. من نمی شنیدن صدای او را در خود من است.

اما من دست او را. تصویر ذهنی من از دست مادر است زنده یکی است. من به یاد داشته باشید دست او در روز او درگذشت. آن دردناک است و در عین حال زیبا حافظه به عنوان کسانی که دست به من مطرح کردند مایل به آبی رنگ است. آنچه باقی مانده بود از زندگی او بر روی زمین می روم از طریق نوک انگشتان خود را. من هنوز هم می تواند دست خود را نگه دارید اما او دیگر نمی تواند نگه دارید من. کسانی که دست مراقبت برای من که عاشق من و محافظت من.

گاهی اوقات من نگاه کردن در خود و آنها احساس او. من rub من سر کودکان زمانی که آنها سردرد و من به خاطر او انجام همین کار را برای من. من می توانم احساس او عشق مادرانه اجرا از طریق دست من و در برخی از راه من می توانم هنوز هم احساس می کنید که ملموس اتصال.

این یک زندگی زیبا است. یکی پر از شادی و خنده و دوستی و عشق. من نمی توانم تصور کنید که چگونه او باید احساس. شوک تحقق است که همه چیزهای خوب باید به پایان برسد. دوک بسکتبال بازی او هرگز دیدن نوه او هرگز دیده بان رشد سفرهای خرید ما را هرگز. آن است که بیش از حد غم و اندوه را در زندگی نه زندگی می کردند.

My Mama Is Gone: Mother and Daughter
حسن نیت ارائه میدهد از چچنی استانتون

من برای پیدا کردن آرامش در لباس های خود ، بسیاری از موارد را انتخاب می کنیم با هم. من نام او را اما او جواب نمیده. تولد تصویب بدون آهنگ. این همه در قلمرو ناشناخته, زندگی, زندگی بدون مادر خود را و وعده های بی قید و شرط دوست دارم. از دست دادن کسی که شما را دوست دارد شما احساس می کنید مانند کمتر است. کمتر از آنچه باعث می شود شما. کمتر مطمئن امن کمتر کمتر دوست داشتم.

در میان تمام قطعیت جستجو کنم من را راهنمایی کنید. من در ماشین با این طرح به او تماس بگیرید و از آن بازدید من مثل یک تن آجر: او وجود ندارد. Lukas ساخته شده تیم بیس بال او نمی داند. رن در حال انجام است Girls on the Run, او نمی داند. من تا به حال دندان عقل من و او نیست تماس بگیرید. ما در یک بحران ملی است و من نمی توانم با او تماس بگیرید.

او خواهد بود نگران من است. آن است که بسیار تنها احساس گم شده یک نفر که در مورد مراقبت از خود را به خوبی بودن بیش از همه دیگران است. آن را می توانید دفن شما اگر شما اجازه دهید آن را. برخی از روزها آن را احساس می کند مانند آن را فقط ممکن است.

در عین حال من خودم یک مادر است. من یک زن هستم و یک خواهر و من هنوز یک دختر. من باید در ادامه پیشروی خود و زندگی من زندگی می کنند. من حمل مادر من عشق من به من قدرت است. من مادر من مادر.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>