بیماری های روانی باعث می شود یک بیماری همه گیر است که بسیار سخت تر


mental-illness-pandemic
مامان ترسناک و JGI/جیمی کوره/گتی

من دوقطبی 2. من هرگز نمی دانید وقتی که من اختلال خواهد آمد خزنده پشت: اختلال دو قطبی یک استاد از کشف شیمی مغز هر دو بیولوژیکی و دارویی. شما نمی توانید outthink آن زرنگ تر بودن آن پیشی جستن آن است. یک فرد مبتلا به دوقطبی 2 هرگز نمی داند اگر خود آشنا داروها را به طور ناگهانی متوقف کردن کار. آنها هرگز می دانم که اگر آنها را از خواب بیدار به یک جهان آغشته با ابهام از افسردگی است. آشنا خود را با مردم می تواند تبدیل به دشمنان است. خود را آرام فاصله می تواند تبدیل به قفس. روال واین به خرحمالی و زندگی تراوش می کند به سرعت به بی معنایی.

این اتفاق می افتد و به طور کلی حتی برای کسانی که با درمان اختلال دوقطبی. زمانی که من به اندازه کافی درمان آن اتفاق افتاد در تایتانیک مقیاس: من خودکشی شد. من هم شکسته آینه. من sobbed به مدت سه روز در پایان.

با مدیریت مناسب و نظارت بر من چه, به نظر من “خوب است.” “خوب” به این معنی است که در دنیای واقعی من همهمه همراه با زندگی است. من غمگین گاهی اوقات. در مورد یک بار در ماه محرومیت فوق العاده (که می تواند مرا خاموش) من ممکن است یک روز وقتی که من گریه کمی و صدای بچه ها تبدیل به بیش از حد تیز. من شوهرم. او به من می گوید آن را خوب است. من صبر کنید تا زمانی که او می آید خانه از محل کار. بچه ها تماشای تلویزیون و من لرز بر روی نیمکت با برخی از قهوه و my German Shepherd; هنگامی که شوهر من به نظر می رسد من خواب برای چند ساعت. از خواب بیدار شدم کمی لرزان و خوردن شام به رختخواب بروید و از خواب بیدار زمزمه در طول روز بعد.

این اتفاق نمی تواند در طول یک بیماری همه گیر.

که بدان معنی است که مبتلا به اختلال دوقطبی I مدیریت نمی تواند “خوب” در طول یک بیماری همه گیر.

وجود دارد بیش از حد خارج استرس برای اختلال دو قطبی

مانند بسیاری از مردم از من این خبر را به عنوان آنجا که ممکن است. من سپر خودم از اعداد و آمار ، اجتناب از آخرین کنفرانس مطبوعاتی من کمک می کند تا لحن وحشتناک اطلاعات از کنفرانس مطبوعاتی گفت:. اما مهم نیست چقدر بزرگ من سعی کنید به منفجر من حباب آن میآید.

آن میآید چرا که ما به سرانجام اذعان کرد که ما در حال زندگی در وسط یک جهانی همه گیر. که همه گیر است و کشتن مردم است. COVID-19 توسط مردم بیمار — شاید برای مثال کسانی که همسایه من به طور مداوم تمرد از هر قانون اجتماعی فاصله تا کنون. پستچی لمس صندوق پستی خود را. او را لمس صندوق پستی من. من تبدیل به وحشت زده که اگر من را لمس پست هر کس می تواند بیمار است. اگر بچه ها مریض ما نمی تواند با آنها می تواند در انزوا. اختلال دو قطبی باعث می شود مطمئن شوید که مارپیچی همچنان پایین; مانند آلیس خرگوش سوراخ, اما بدون لطف سرزمین عجایب زیر.

و در میان این همه گیر به اندازه کافی خطرناک است که CDC توصیه می کند پوشش صورت خود را در, من باید برای رفتن به فروشگاه حیوان خانگی برای خرید جیرجیرک پس پسر من درخت قورباغه ها نمی میرند. من فصل یک N95 ماسک. من سعی می کنید به ماندن شش فوت دور از مردم. مردم نمی خواهد ماندن شش فوت از من دور. بسیاری از آنها را نمی پوشیدن ماسک. تقاضای من کارمند با ماسک. در میان ما معامله او سرفه. این یک سرفه خشک, نه, مرطوب, یکی می آید که از گرده.

من نمی خواهم رسید چون من نمی پاکسازی رسید. من نمی خواهم یک کیسه چون من نمی پاکسازی کیسه. من با پوشیدن دستکش, اما من باید به آنها را حذف کنید. پس من باید پاکسازی من, کارت های اعتباری, کیف پول من کریکت کیسه و ماشین رسیدگی است. من باید به بهداشتی کردن دست من و سپس ضد عفونی کننده دست خود را و سپس دست من دوباره و پس از آن فرمان من فکر می کنم. من لمس چیزی که لمس چیزی که لمس تلفن من? من در تعقیب یک خرگوش سفید.

[got_chosen_ad]

من نمی توانم نفس کشیدن برای بقیه روز. من صدای کودکان حلقه تیز در گوش من. من نمی توانم نوشتن; من نمی توانم جزئیات; من نمی توانم دور از مردم. بنابراین من نشستن در امام جواد و من خیره در پرندگان و من گریه.

درخت قورباغه زندگی می کنند.

وجود استرس بیش از حد در داخل

بدیهی است که همه را تحت استرس در طول یک بیماری همه گیر. شوهر من است تاکید کرد با کار و خانه. کودکان کاملا نمی دانند که چه چیزی اتفاق می افتد و یا شاید آنها درک بیش از حد از آنچه اتفاق می افتد. در هر صورت آنها رفتار کودکان راه رفتار تحت استرس است که می گویند: به طور معمول نمی. آنها گریه در زمان های عجیب و غریب بیش از چیزهای عجیب و غریب. من شش ساله شیون که شوهرم را دریافت COVID-19 اگر او مراحل خارج از محیط ما حصار. هشت سال whines. ده سال می اندازد حماسه بداخلاقی است. آنها را از دست داده اند تمام کنترل حجم و معمول زمان خواب. همه مناقشات سیاسی به طور مداوم. هیچ کس نمی تواند تصمیم بگیرد چه چیزی برای خوردن. هیچ کس نمی تواند پیدا کردن کفش خود را. هیچ کس نمی تواند اجازه دهید سگ.

هنگامی که جهان خود را به جهانیان به اندازه یک خانه کوچک که در آن کاهش یافته و به دو بزرگسال و سه فرزند و برخی از مردم می چرند در بیش از FacebookLive چند چیز کمی به سرعت تبدیل به یک چیز بزرگ. یک چیز بزرگ کوتاه-مدارهای من اختلال دوقطبی.

به طور معمول من را حذف خودم و با من تماس بگیرید ،

شوهر من است سمت راست وجود دارد. او است که اغلب بخشی از مشکل است و هیچ جایی برای رفتن. که نرم و کوتاه-مدار جلب گسترش می سوزد. جهان می شود بیش از حد روشن و با صدای بلند. من گاهی اوقات گیره من دست بر گوش من. من شروع به فریاد زدن; من متوجه من فریاد من منحط به گریان عذر خواهی. من نمی توانم جزئیات; من نمی توانم نوشتن; من نمی توانم پدر و مادر است. من اختلال دوقطبی تخریب جنبش و صدا و به فکر قلب-تپش قطع شده. من نمی خواهید به غذا خوردن. نه من باید بیشتر Gatorade. نه, من نمی خواهم به خواب چون من نمی توانستم بخوابم چون من دندان گره بیش از حد سخت است. من یک CBD قلم مانند یک نجات استنشاقی. من برخی از دارو. من نشسته در من امام جواد و من گریه.

برق و طوفان می گذرد که همه طوفان انجام دهد.

همسایگان من فکر می کنم من خیلی گریه. آنها راست, در حال حاضر.

اختلال دو قطبی در زمان COVID-19

این چیزی است که می گذرد برای خوب است.

برای بسیاری از زمان من بیدار من اختلال دو قطبی اجازه می دهد تا من به باقی می ماند کاربردی به اندازه کافی به پدر و مادر و فرزندان و نوشتن. هیئت مدیره بازی و آموزش ریاضی بیشتر باقی می ماند و فراتر از آن من است; با این حال من می توانم به عنوان خوانده شده با من شش ساله و تماشای همه آنها را در حیاط بازی. من می تواند به لباس آنها را و آنها را آماده در صبح; من می توانید آنها را اگر من نیاز به. من حداقل کافی است. چند روز نوشتن آرام می کند و صحبت می کنند. چند روز خالی صفحه نمایش فریاد می زند.

این خواهد شد که همه گیر عبور می کند. هنگامی که ما قادر به سفر به خانه مادرم را بد جادوها آسان تر شد. رانندگی در ماشین و آواز خواندن با صدای بلند و گاهی متوقف می شود مارپیچی. من خودم هنر درمانی از دکمه ها و رنگ و یا نخ و چوب popsicle. این به پایان خواهد رسید. من اختلال دو قطبی باقی خواهد ماند اما من قبلی مکانیسم های مقابله با استرس بازگشت به روال بازده زمانی که استرس فروکش وقتی که من نه در ترس زندگی می کنند. من روانپزشک به من اطمینان از این است. من به او اعتقاد دارند.

من خوب هستم. از خواب بیدار شدم و به خودم بگویم این است. من خوب هستم.

من خوب هستم.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im