من با ارسال یک پیام به من بدرفتار


Message-To-My-Abuser
مامان ترسناک و ljubaphoto/گتی

ماشه هشدار: استفاده داخلی به خودکشی.

“آیا شما فکر می کنم از آن خواهد شد همه چیز را بدتر؟”

که شماره یک سوال از من پرسیده شده است دو روز گذشته پس از تشکیل پرونده به منظور حفاظت در برابر یک دوست پسر سابق. اجازه بدهید من کاملا روشن; من به هیچ وجه ناراحت با دوستان من که از من پرسید این سوال. من ناراحت دلیل آن است که کاملا طبیعی به این سوال را بپرسید. زنان و مردانی که فایل ضابط, سفارشات, سفارشات حفاظت و یا دیگر اسناد مشابه اغلب خواسته از این نگران خانواده و دوستان است.

سوال این است که کاملا معقول و منطقی با توجه به آب و هوا از شک در اطراف قربانی: اعتبار اتهامات از هیستری اتهامات زیاده و یا اگر آنها صرفا تلاش برای فقط رغم طرف دیگر. آن اتفاق می افتد. افرادی که تکبر را از اتهامات نادرست و یا اعتیاد به مواد مخدره حوادث خاص; با این حال این افراد استثنا هستند و نه قاعده.

اکثر قربانیان سوء استفاده در کار پر زحمت کارهای پر کردن صفحات و صفحات از اسناد و مدارک حقوقی جمع آوری مدارک و تشکیل پرونده کسانی که مقالات خواسته های اطلاعات خصوصی خود را تیره و لحظات شخصی با غریبه کامل زیر با دادگاه کارمندان و لیست در می رود و در. شما چشمک زدن نیست و پس از آن در خدمت کسی که با مقالات. این طول می کشد بسیاری از زمان و تلاش در ابتدا و در طول فرایند.

من رفتم از طریق این فرایند یک بار قبل از زمانی که من 18. آن mortifying و شرم آور در هر سطح قابل تصور. من دوست پسر سابق بود و وسیله مرا اذیت و آزار من و زخم شکستن به خانه من (مادر من خانه), تماس از تلفن خانه و تهدید به کشتن خواهر کوچک من و مادرم اگر من به خانه می آیند بلافاصله. او سپس قطع خط تلفن. خوشبختانه او در سمت چپ صفحه اصلی و نشسته در ماشین خود را در سراسر جلوی خانه از من و اعضای خانواده من بودند درست است. من تا به حال به خواب مادر من در ساعت 5 صبح و سعی کنید برای توضیح آنچه اتفاق افتاده است. او ناراحت شد و با من بودن از گذشته مقررات منع رفت و آمد با دوست پسر جدید خود و فکر من در ساخت برخی از آن را. پلیس با در نظر گرفتن گزارش به سختی به اعتقاد من اگر در همه. اگر دوست پسر من در آن زمان تا به حال نه دیده/شنیده/شاهد همه چیز با من آن شب من شده اند به طور کامل به تنهایی. البته مادرم و پلیس معتقد بودند او فقط پوشش برای من.

فلش رو به جلو به سن 34. من یک وام سه ساله دختر, یک ماشین, یک شغل و به طور کلی بسیار عادی بالغ مسئولیت. شوهر من گذشت در سال گذشته به طور غیر منتظره. یک از دوستان خود را از دبیرستان دوست من در طول تابستان و احساسات توسعه یافته است. او فوق العاده به نظر می رسید در ابتدا, اما ol’ طعمه و سوئیچ اتفاق افتاده است در ماه ژانویه این سال است.

پس از او ازطریق کل یک بطری شراب در شام یک شب او بسیار آشفته بود که من یک بازی در دختر من قرص که من می خواستم به او نشان می دهد برای چند دقیقه. او به من گفت که همسر سابق خود استفاده می شود بر روی تلفن خود را به طور مداوم بازی و این باعث شده او. من تا به حال شنیده ام که داستان در بسیاری از مواقع ما در آغاز رابطه است که من همیشه آن را یک نقطه را نمی توان بر روی گوشی من بیش از حد در مقابل او. من هرگز فکر نمی کردم دختر من قرص می تواند راه اندازی در حالی که من به او نشان داد بازی های مورد علاقه من برای چند دقیقه.

رانندگی خانه به من گفت: دختر من برای تشکر از او را برای شام. او از او تشکر کرد و سپس پرسید: آنچه که من انجام شده بود. قبل از من حتی می تواند پاسخ “خانه رانندگی,” او گفت:, “مامان است که با داشتن یک بحران و اقدام دیوانه.”

ما راه می رفت به خانه من و من دهان بسته و عمل مانند همه چیز عادی بود به سعی کنید به نه ناراحت دخترم کردم و او آماده برای تخت. پس از او در بستر من اجازه دهید همه احساسات من است. من به او گفتم که بی احترامی من به دختر من نیست در حال حاضر و یا هرگز, و آن را یک معامله شکن. من هم درک نمی او را در مقایسه با من به سابق خود زمانی که من به ندرت بر روی گوشی من در اطراف او. من می خواستم به یک حفاری در او بنابراین من گفت: “شاید این است که چرا او در خدمت شما طلاق مقالات شما را بدون دانستن دلیل خود را انت خلق و خوی!” او شروع به گریه و گفت که من معنی و نباید وجود دارد.

او گفت: او را به من برخی از زمان برای خنک کردن و به طبقه بالا رفت. او آمد و بعد از یک ساعت بود و من هنوز هم ناراحت است. من را هر بیشتر حفاری در او اما من به او بگویید من دیگر نمی تواند دیدن یک مسیر رو به جلو برای هر دوی ما. بعد به من گفتن که من “اقدام مانند یک سگ ماده” من به او گفت که او نیاز به ترک. من می دانستم که او ناتوان از رانندگی, بنابراین من به او گفت به یک Uber/Lyft و یا من می خواهم او را به یکی. او خودداری کرد و گفت: اگر من “مجبور” او را از خانه که او در حال رانندگی بود. من به او گفتم که بله من می خواستم او را ترک کند اما من نمی خواهم او را به درایو.

او همه چیز خود را با گریه و التماس من نه برای پایان دادن به همه چیز. من پاسخ داد: “شما عبور از خط.”

او رفت و بالستیک. او برداشت دفترچه من تا به حال صرف یک ماه کار و پاره پاره آن را به تکه. من فریاد زد: “توقف این مال من! آنچه شما انجام می دهند!? از اینجا دریافت کنید!”

او باز درب جلو و فریاد زد: “شما گاییدن کس! جای تعجب نیست که شوهر خود را کشته و خودش!”

این سخنرانی دراز وشدیداللحن ادامه داد: به عنوان او شروع به راه رفتن کرد: “شما سگ ماده, فاحشه, شلخته! موفق باشید با پسر بعدی امیدوارم که او نمی کردن خود را بیش از حد! سگ ماده! FUCK YOU!”

من بسته درب قفل شده است و از آن راه می رفت پنج مرحله به اتاق نشیمن و شروع به گریه بیاختیار. من نمی دانم چه مدت من بر روی زمین بود آن شب. اگر من تصویری مفت نداده دستگیر همه از آن من نخواهد بود قادر به اثبات او گفت: هر یک از کسانی که همه چیز یا. من با پلیس تماس بگیرید. من یک گزارش. من آنچه را که بسیاری از مردم هنگامی که همه چیز آرام: گوش به عذر خواهی برد هفتگی گل تحویل به خانه من و در مورد سوال اگر شاید فقط شاید او فقط مست و عصبانی که یک زمان.

ما سعی کردیم که دوستان است. من حاضر به ارتباط با او, اما او قطعا تلاش برای خواستگاری من دوباره. او گفت: در احترام من و مرزهای تصمیم گیری من بود و به من تمام فضا و زمان نیاز داشتم. برای تلفن های موبایل خوب ،

این آخر هفته گذشته, او عمل جراحی است. آن را یک عمل سرپایی اما یکی که قطعا دو یا سه روز استراحت و meds پس از آن. او به من کمک کرد از طریق یک کلینیک دندانپزشکی در سال گذشته و من احساس می کنم باید کمک کند. پدر و مادر او هر دو دور زندگی می کنند و یا اصلا یک رابطه نزدیک با او.

من پیشنهاد کمک تحت شرایط است که او در آنجا ماند و در خانه من به خاطر راحتی. او موافقت کرد.

من او را برداشت تا از بیمارستان او را به تخت خود را به او داد داروها در فواصل روشن کردن یخ بسته حذف شده و مجددا تکرار گاز و بقیه. یکی از دوستان من سوار با من به بیمارستان برای او انتخاب کنید تا به طوری که آنها می توانید درایو کامیون خود را به خانه من و پارک آن را در جلوی خانه.

صبح روز بعد دوست من (که همچنین با استفاده از به هم اتاقی من در حالی که سابق من و من با هم بودند) آمد و با او دو بچه ها به بازی با دختر من و بگو سلام برای چند ساعت. این ناراحت سابق من به این دلیل که آنها “بیش از حد با صدای بلند” و “من به او بگویید که آنها در آینده بیش از.” من یک زیرزمین یک سطح اصلی و یک طبقه بالا. سابق من بود و طبقه بالا یک اتاق خواب خصوصی در حالی که بچه ها بازی می کردند در سطح اصلی. روز رفت و درست در غیر این صورت.

آن شب من به او گفتم که برخی از دوستان من بودند آینده بیش از قبل از یکی از آنها حرکت می کند از دولت است. او ناراحت برداشت خود را برسانند و به طبقه بالا رفت و ناودان را درب. در حالی که برخی از دوستان من بودند و بیش از, من به طبقه بالا رفت چندین بار برای بررسی در meds خود را به او آب و غذا و ببینید که چگونه او انجام شده بود. من می توانم بگویم که از او ناگهانی و پاسخ rude تن که او ناراحت شد و با من برای داشتن دوستان اما من مدام به خودم بود که خانه من است و من نمی نیاز به اجازه او. وقتی که من دست او را به یک لیوان آب او yanked آن را از دست من خیلی سخت است که آب ریخته بیش از همه ،

پس از دوستان من سمت چپ من یک بررسی آخرین و به او گفت که من از رفتن به رختخواب در زیرزمین و به تماس یا متن من اگر او نیاز به هر چیزی. من می توانم بگویم که با رفتار خود که امیدواریم این بود که من در کنار او بود که من در هیچ شکل و فرم می خواستم برای انجام. من به او گفتم رویاهای شیرین و شب بخیر.

صبح روز بعد ما را به یک مبارزه کردم. او من را متهم به صرف زمان بیش از حد با دوستان و نه گفتن به او به اندازه کافی از آنچه که قرار بود. من به یاد او که آن را خانه من, دوستان من و که من تا به حال مراقبت از او را به طور منظم. من استدلال می کنند که آنچه که او مایل به انجام شد و در بستر دراز با او در تمام طول روز و شب اما من یک بچه به مراقبت از یک خانه برای تمیز کردن. من می خواستم به هیچ وجه بخشی از خواب در کنار او cuddling و یا هر چیز دیگری.

او یک تماس تلفنی و خارج پا بر روی ایوان جلو. او در زمان آبیاری جهان در حلق آویز گلدان گل دیدم آن خالی بود و آن را واقعا سخت است. او به من نشان داد که او تحریک شده که آن را از آب حتی اگر آن را به حال بارید برای دو روز گذشته (من در نگهداری گیاهان زنده و او یک استاد در باغبانی). من رفتم بیرون و گفت: “اگر شما در حال رفتن به عمل مانند یک کودک پس از آن بروید.”

او به طور ناگهانی به پایان رسید تماس و به دنبال من داخل. “البته شما را به من بگو برو در حالی که من در دارو درد! شما به من درایو زمانی که من نوشیدن یک بطری شراب!” یک بار دیگر من به او گفتم که او نباید درایو و من او را یک Lyft و یک بار دیگر او خودداری کردم و همه چیز خود را. Déjà vu.

پس از شعرم به من بیشتر و به من گفتن او را “ترک” سیگنالینگ است که من نمی خواهم برای دیدن و یا شنیدن اظهارات تند و زننده او ناودان درب جلو. او راه می رفت به حلق آویز گلدان گل و شکست آنها را بر روی من پیاده رو به عنوان سخت به عنوان او می تواند. آن را تقسیم گلدان و خاک ریخته شده است. صورتی و بنفش گل نگاه وحشت زده رو به پایین در بتن می باشد. آبیاری جهان در هم شکسته در همه جا.

من قفل درب. من گریه نکن. من با پلیس تماس بگیرید. من جاروب خاک و جهان, قطعه, اما نه قبل از من یک کمی به مبارزه طلبیده سفارشات من از “عقب ماندن” و با عجله برش پای خود را بر روی یک تکه از جهان است.

من برای ثبت یک محافظ سفارش آنلاین به نقل از تخریب از اموال شخصی که به قصد ارعاب و ترساندن من. من مسدود شده خود شماره تلفن خود را ایمیل و رسانه های اجتماعی. تماس های خود را که مسدود شده اما گوشی من اطلاع من هر بار او را به نام. من نادیده گرفته شده و همه آن.

به زودی من دریافت پیام از مادر من بود که او تماس گرفت ، سپس من دریافت یک پیام از یک دوست مشترک. پس از آن من دیگر پیام از یک دوست مشترک. او در تلاش بود به رله “مهم” اطلاعات از طریق آنها هیچ یک از آن فوری که هیچ کدام نیاز به به من داده شد. من از همه آنها به او بگویید که برای جلوگیری از تماس با آنها را در تلاش به من پیام و نه درگیر در هر راه.

من با اجازه دوستان نزدیک من می دانم چه می گذرد و تقریبا بدون پرش به ضرب و شتم “آیا شما فکر می کنم آن را تنها به بدتر ؟” پدیدار شد. جهنم من از خودم پرسیدم که سوال.

بنابراین اجازه دهید من این صاف کردن:

1) من می توانید انتخاب کنید به یک فایل جهت حفاظت و صبر کنید تا ببینید که آیا او نشان می دهد تا در آستان من با یک تفنگ. او می تواند kill me به من صدمه دیده است من را گروگان و/یا دختر من.

2) من می توانید انتخاب کنید به یک فایل جهت حفاظت و صبر کنید برای شنیدن چه بد او دشنامها من و شروع شایعات در میان دوستان مشترک ما و دیگران است. من می توانم صبر کنید برای شنیدن اتهامات و یا دفاع از خودم یا خلاص شدن از شر برخی از دوستان است.

3) من می توانید انتخاب کنید به یک فایل جهت حفاظت و دعا می کنم که او متوقف می شود و آزار و اذیت.

یا

1) من می توانم یک فایل جهت حفاظت و صبر کنید تا ببینید که آیا او نشان می دهد تا در آستان من با یک تفنگ. او می تواند kill me به من صدمه دیده است من را گروگان و/یا دختر من.

2) من می توانم یک فایل جهت حفاظت و صبر کنید برای شنیدن چه بد او دشنامها من و شروع شایعات در میان دوستان مشترک ما و دیگران است. من می توانم صبر کنید برای شنیدن اتهامات و یا دفاع از خودم یا خلاص شدن از شر برخی از دوستان است.

3) من می توانم یک فایل جهت حفاظت و دعا می کنم که او متوقف می شود و منظور این است که به اندازه کافی به او را متوقف کند و خود را از آزار و اذیت.

واقعا وجود دارد نه بسیاری از تفاوت در نتایج برای سفارشات از حفاظت از آنچه که من دیده ام در اخبار. تفاوت اصلی این است که من با ارسال یک پیام به او که او متوجه است. من در ارسال این پیام است که من باید قانونی مراجعه اگر او در تماس با من و یا نشان می دهد تا در درب من. من به او گفتن که من نمی ترسم یا که من می ترسم اما تعیین می شود.

من به او وجود خواهد داشت نه هر بیشتر déjà vu صحنه در خانه من هرگز دوباره. من گفتن او را که دختر من می آید برای اولین بار. من گفتن او سوء استفاده است و دیگر خود را مخفی یا راز من. اینکه آیا یا نه او می خواهد تا همه چیز را بدتر این است که تصمیم خود را و است که مسئولیت من. چگونه او واکنش نشان می دهد به منظور مسئولیت خود است. ما باید در ترس زندگی می کنند و در جامعه ای که در آن ما باید به وزن آیا spotlighting سوء استفاده از ارزش خطر است.

بیایید شروع گفت: “آیا همه چیز بدتر می شود, و یا بهتر, شما ساخته شده است سخت اما حق انتخاب است.” بیایید نگه داشتن سرزنش با معتادان و واکنش های خود را.

به روز رسانی: ژوئن 15th, نویسنده اعطا شد حفاظتی سفارش برای 10 سال.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>