من فقط میخوام آن را می گویند: من نفرت مصرف خانواده پیاده روی


going-on-a-walk-with-kids-1
مامان ترسناک و yaoinlove/گتی

قرنطینه واقعا به ما اجازه داده برای رسیدن به می دانم که ما اعضای خانواده. من آموخته ام که پسر من است که قادر به ساخت لگو در خود دارد. من یاد گرفتم که دختر من است حتی یک هنرمند بهتر از من فکر کردم او بود. شوهر من بسیار صالح مکانیک خودرو. سگ است که هنوز هم بی ارزش اما بسیار زیبا.

صرف زمان زیادی با هم هم واقعا برجسته چیزهایی که آنچه مردم هستند و نه خوب. شاید آن را مشکوک است که آنها تا به حال برخی از کاستی های قبل از, اما در حال حاضر با 24 ساعت یک روز هم آن را در صورت خود را ،

من آموخته فرزندان من کاملا وحشتناک در رفتن در پیاده روی. اگر شما ترکیب یک کاهلی و وحشی گربه با یک نابینا گاو و سپس زمان آن را برای یک پیاده روی در یک منطقه پر از تپه با هیچ پیاده رو, شما را درک تجربه راه رفتن با کودکان است. آن را سخت به غلو چگونه تحریک کننده تجربه است.

شاید تقصیر من است که آنها بسیار بد در این. بچه ها من بسیار نزدیک در سن بنابراین من نگه داشته و آنها را در پرسه زن برای مدت زمان طولانی واقعا به کمک به آنها را مدیریت کند. با توجه به این که راه رفتن است و تنها فعالیت امن در حال حاضر (آنها نمی مانند دوچرخه سواری است, اما من می دانستم که در حال حاضر) ما مجبور به انجام آن در همه زمان ها در حال حاضر. من واقعا نمی تواند از آن جلوگیری کنیم.

شما فکر می کنم من در حال هذلولی و اغراق حقایق ؟ خوب. اجازه بدهید جزئیات جدید ترین پیاده روی کردیم.

من سعی کردم برای شروع ترجمه آنها را برای یک پیاده روی در حدود 11:00 a. m. آنها واقعا نمی مانند آن را به طوری که آنها درخواست برای انجام فعالیت های دیگر ، این تحت فشار قرار دادند شروع زمان برای پیاده روی چند دقیقه. و اتفاقا از آن ساخته شده در داغترین بخشی از روز است. این است که بسیار سازگار والدین حرکت برای من. من می دانم که انجام کاری با آنها یک ایده وحشتناک است که باعث بدبختی و استرس اما فقط آن را انجام دهد به هر حال. من اینجا هستم اگر کسی می خواهد زندگی مربیگری.

پس از لازم 10 دقیقه از فریاد در آنها برای قرار دادن کفش های خود را در تلاش برای پیدا کردن دسته سه تایی سگ ما سوار بر سفر ما.

Young girl crying outdoors
Mayur Kakade/گتی

پسر من کاملا اصرار در پوشیدن صندل در طول پیاده روی. به عنوان هر کسی با عقل سلیم می داند آنها وحشتناک یک انتخاب برای راه رفتن. اما پوشیدن واقعی کفش باعث می شود او خیلی تحریک شده است که ما به او اجازه دهید آنها را می پوشند. او همچنین دوست دارد به راه رفتن بر روی محدودیت هایی مانند تعادل پرتو. این خوب خواهد بود اگر شما با پوشیدن کفش و در واقع تا به حال برخی از نوع از تعادل است. او ملاقات نمی کند یا معیارهای.

ما به معنای واقعی کلمه در مقابل ما در کنار درب خانه همسایه را زمانی که او در سفر در محدود کردن و می افتد واقعا سخت است. او گاهی به پرواز و او شروع به گریه. او قرار می دهد و آنها را به عقب و من او را متقاعد به راه رفتن نگه دارید. او این کار را در حالی که گریه که کفش خود را در “ouchy.” ما به یک خانه و من می بینم که او قرار داده و او گاهی در اشتباه است. چگونه است که این حتی ممکن است ؟ شما باید برای قرار دادن دو پا در قسمت انگشت شست پا قرار است برای رفتن. من آن را تعمیر با یک گیج نگاه در چهره من و ما رفتن نگه دارید.

ما یک داشهوند مینیاتوری و متوجه شدم که ما همسایه جدید اتفاقا تا به حال دو نفر از آنها از همان تولید کننده. آنها نگاه بسیاری به طور یکسان و آن را به آنها را ببینید همراه ما با توقف زمانی که ما راه رفتن سگ. دختر من به دنبال به جلو به این. البته سگ وجود ندارد. او از آن زمان در گشاد گشاد راه رفتن شروع به گریه نشسته روی زمین و گفت: او می خواست به خانه بروم. به شما گرفتن تا در پیشرفت ما شدند و چهار خانه دور از خانه ما. آن فوق العاده بود و هر دو از فرزندان من در حال حاضر گریه کرد. چون من بصری و حساس من به آنها گفتم به آن را دریافت کنید با هم و رفتن نگه دارید.

آنها راه رفتن تا به آرامی. من احساس می کنم مثل یک حلزون تقریبا گذشت آنها را در یک بار. بدیهی است که کودکان راه رفتن را خیلی آهسته تر از بزرگسالان زیرا آنها کوچکتر است. اما من دیده ام دیگر کودکان راه رفتن. من می توانم به شما اطمینان دهم که آنچه من در برخورد با طبیعی نیست. حرکت آنها را با ریزه کوچک مراحل زیبا پسو Fino و اسب و جز با مطلقا هیچ سرعت و یا گریس. این است که همراه با عدم توانایی خود را به همه چیز نگاه کنید و ادامه راه رفتن. من به سادگی نمی تواند آن را کشف کردن. هر بار که آنها چیزی است که کمی جالب آنها متوقف شود. این خوب خواهد بود اگر آنها شروع به راه رفتن دوباره پس از توقف. آنها نمی. آنها ایستاده وجود دارد مانند یک کامپیوتر است که نیاز به دوباره راه اندازی شود.

من پسر سفر دو برابر بیشتر از دست می دهد و کفش خود را چهار بار. آنها هر دو واقعا ناراحت در مورد یک “اشکال ترسناک.” ما ایستاده فاضلاب, تخلیه برای پنج دقیقه به دلیل آنها می خواهند برای دیدن یک تمساح. وقتی که من به آنها بگویید که ما باید برای رفتن دوباره به آنها عمل مثل من تمام روز را صرف گفتن آنها را مورد نوازش یک تمساح شد و در حال حاضر شکستن من قول می دهم. ما در نهایت می رسند در محل که در آن ما می توانیم خوراک اردک. این تنها بخشی از پیاده روی که آنها نگاه به جلو به. به ماندن در با نام تجاری با این نفرین قدم زدن بودند اردک.

ما به نوبه خود در اطراف به خانه بروم. جیمی فقط از دست کفش های خود را یک بار دیگر. Sadie از من پرسیدند چرا او را مجبور به پیاده روی. ما تقریبا از دست سگ و هر کس نگهداری پله در او. پس از آنچه به نظر می رسید مانند یک وحشتناک عبور از جاده های کشور سفر ما به خانه بازگشت. ما رفته بود 3/4 از یک مایل. خوب به عنوان یک خانواده!

آن را بسیار ناخوشایند اما من به شما در حفظ و انجام آن را به دلیل آن سالم برای آنها به وضوح آنها نیاز به برخی از عمل.

در حال حاضر اگر شما ببخشید من برای رفتن به یک پیاده روی. توسط خودم. من می شنوم انگار واقعا سرد تمساح در فاضلاب و من می خواهم به حیوان خانگی آن است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>