اگر شما بزرگ شده در 80s و 90s شما نیست ‘غفلت’– خود را تابستان بهترین


80s-90s-kid-summer-1
Dairyland, WI. 1990 جو Sohm/سند چشم انداز آمریکا/گتی

من دوست دوران کودکی من فرستاده یک Sinead o’connor تصویری روز دیگر با یک عنوان است که خواندن این آهنگ باعث می شود من به یاد داشته باشید دروغ گفتن را در خانه خود در حالی که پدر و مادر ما در محل کار بودند.

آن را به من طول می کشد را بیش از حد. در واقع دو نفر از ما خواهد گوش دادن به نوار که بارها و بارها در طول تابستان ’91 در بین اعمال برنزه ذره بین و به دنبال از طریق مسائل از من جوان دست و مجلات و انفجار آن را به عنوان با صدای بلند به ما می خواستیم.

پس از آن ما می خواهم به یک استراحت از اشعه شناور به آشپزخانه و نگاه به آووکادو سبز-یخچال و فریزر برای برخی از تنقلات قبل از حل و فصل به زیرزمین به تماشای روز از زندگی ما است.

وجود دارد هیچ گوشی برای منحرف کردن ما. اردوهای تابستانی نیست چنین چیزی. ما تا به حال یکدیگر توجه undivided و آن خاطرات را برای همیشه مشخص می شود در ’90s ،

مادر من نیست احساس نیاز به تماس به طور مداوم برای دیدن آنچه که من و خواهر بودند تا به. او تا به حال به کار و می دانستم که می خواهم آن را کشف کردن.

این نبود غفلت است. این بود که او انجام آنچه او نیاز به انجام و آن را تدریس خواهر من و من چگونه به خودمان را سرگرم می شود و اعتماد به نفس کافی. دیگر بیش از مصرف یک هفته در طول تابستان و رخنه در چند روز ساحل با ما, مادر من نیست در اطراف برای سرگرم کردن ما. او ما را ترک لیست کارهای عادی و روزمره است که ما انتظار می رود برای تکمیل اگر ما می خواستیم کمک هزینه ما (ما را) و او را به تراشه در هنگامی که ما رفت و لباس خرید (ما می خواستیم که بیش از حد).

با استانداردهای امروز برخی ممکن است می گویند ما تا به حال یک دسته سه تایی. نکته این است که ما نمی توانیم به آن نگاه کنید که راه از آنجا که همه از دوستان ما بودند در همان قایق است. در 80s و 90s تابستان …

شما می نوشید از شلنگ.

هیچ وقت به رفتن داخل چون ما مشغول ویلی آب اشکال و یا ساخت گل کیک. من هنوز هم به یاد داشته باشید طعم و مزه و بوی آب گرم بیرون آمدن از شیر آب در یک روز گرم تابستان است.

شما راه می رفت و در همه جا.

Boys playing in water
سن برناردینو ، 1989 جهانی تصاویر گروه/گتی

مادر من نبود ترس به ما اجازه راه رفتن ، او پرسید: که در آن ما شد و ما تا به حال به پشت در یک زمان تعیین شده است. مهم نیست که اگر آن را چند مایل دور. ما ساخته شده آن را یک ماجراجویی به راه رفتن به خانه یک دوست و یا به شهر به صرف پول ما در لیگ بزرگ جویدن و سرگرم کننده شیب.

وپیش-Yo شد با جم خود.

وجود دارد هیچ چیز مانند راه رفتن به تهویه مطبوع و بوی نرم و شیرین خدمت به بیرون آمدن از ماشین آلات آن. ما می تواند از پیاده روی و هیجان زده به نشستن و ساعت ها قطع در fro-yo فروشگاه و ببینید که چه کسی دیگری نشان داد تا از آن محل می شود. وجود دارد ما می خواهم تمام تراشه در تغییر و به اشتراک گذاری و دیگران ما می توانیم خود ما. مهم نبود هر چند– آن را همیشه یک درمان و من از دست وپیش-yo مغازه ها خیلی بد.

اگر شما استدلال خود را با خواهر و برادر شما آن را نمیفهمد.

مادر من به ندرت احساس نیاز به micromanage مبارزه بین من و خواهر و برادر. پس او و کسانی که بعد از ظهر های طولانی تابستان درگیر مبارزه بیش از آنچه که به سازمان دیده بان در تلویزیون که آخرین میخک صبحانه تکان او را دیدم که ما نمیفهمد خود ما خیلی سریع تر و بدون دخالت خود را.

شما منتظر در ماشین.

خواهر و برادر من و من منتظر در ماشین همه لعنت زمان در حالی که مادر من را به فروشگاه زد به چند چیز. او هرگز نگران کسی تماس CPS یا که ما می خواهم به از دست رفته. بزرگترین نگرانی ما می خواهم را امتحان کنید و آبیاری در کمربند اسلات زیرا آن را یک بار اتفاق افتاده است زمانی که من واقعا تا به حال برای رفتن و او نمی خواهد متوقف چت آن را با دوستان خود Patty در راهرو چهار.

و در حالی که ما تا به حال به این آزادی ما حتی دیدن آنها را به عنوان آزادی; آن را فقط به زندگی ما. اما یک چیز برای مطمئن شویم که: ما نیست از چپ به دفع کردن برای خود در هر نوبت. اگر شما بزرگ شده در 80s و 90s شما نیز:

تا به حال خواب.

boy Hanging upside down from some playground equipment
سال 1998 است. دیوید Bohrer/گتی

سلام همه ما به یاد داشته باشید از رفتن به رختخواب زمانی که آن را هنوز هم نور زیادی از شب. شب نیست یک رایگان برای همه. پدر و مادر ما به ما گفت که برای رفتن به رختخواب و ما گوش. این بدان معنا نیست که ما نمی ماند تا در اواخر بازی برچسب با ما چراغ قوه بر روی سقف.

تا به حال قوانین را دنبال کنید.

ما می دانستیم که تا چه حد پایین خیابان ما می تواند راه رفتن. ما می دانستیم که ما تا به حال به درخواست قبل از رفتن به خانه دوست. ما می دانستیم که ما تا به حال به تمیز کردن پس از خود و تکمیل کارهای روزمره مانند شستشو ماشین اگر ما می خواستیم سوار شدن در جایی. ما شکایت در مورد قوانین و ساختار اما ما مطمئن شوید که به عنوان جهنم آن را به حال.

تا به حال پدر و مادر که در واقع می دانید که در آن شما بودند.

ما نیست ‘رایگان-اعم’ به عنوان برخی فکر می کنند ما بودند. مادر من همیشه می دانستم که زمانی که من بود. حتی زمانی که من فکر نمی کنم او می دانست که او می دانست. آن را به عنوان اگر خورشید بالا آمد و آن را به یک رمز و راز به عنوان به که در آن ما شد. پدر و مادر ما می دانستند مسیرهای امن به و به ما گفت به چوب با هم زمانی که ما بر روی یک ماجراجویی رفت.

این نسل رشد نمی کند تا با نظارت بر صفر. همه چیز متفاوت بود ، به عنوان مادر خود من به من می گوید مردم نمی بحث در مورد چگونه دیگران parented مگر اینکه آن چیزی بود که افتضاح است. او به یاد می آورد که بچه های که کار می کرد و مادرم که کار نمی کند نمی شد در تیم است. او همچنین می گوید: هر کس در محله آگاه بود از بچه ها و آنچه آنها انجام می دهند و به ما یادآوری اغلب که ما را گرفتار اگر ما چیزی است که ما قرار نیست به علت تمام کسانی که مادران بود چشم در پشت سر خود را و تماشا کردن برای هر یک از دیگر.

من می توانم به چقدر درست است. من یک بار سعی کردم که پسر بچه ای بیش از زمانی که مادر من در محل کار; اخبار سفر سریع و آن را نمی خوب به پایان رسید. اوه, و من تصمیم به رانندگی یک ماشین وقتی که من پانزده بدون مجوز و زد به کسی حیاط, مادر من می دانستم که قبل از من حتی تا به حال هم به روند چه اتفاقی افتاده است.

اگر شما در حال رشد بودند تا سی یا چهل سال پیش بله شما تا به حال یک های مختلف دوران کودکی است. اما این به هیچ وجه بدان معنی است که شما نادیده گرفته شدند. و اگر شما از من بپرسید این بسیار سرگرم کننده لعنت و من چیزی را تغییر نمی دهد.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>