من می خواهم دوستان من برای شکایت به من


I-Want-My-Friends-To-Complain-To-Me
Carlina Teteris/گتی

بيوه عجیب و غریب است. جوان بيوه است و حتی غریبه. چه شد دیگر است و آنچه احتمالا نمی تواند همیشه بود در حال حاضر به سادگی روال. همه چیز در مورد زندگی شما یک بار می دانستند تغییرات—از مواد غذایی شما را انتخاب کنید برای غذا خوردن به راه خورشید به نظر می رسد در سپیده دم. حتی دوستی خود را تغییر دهید.

برخی ناپدید می شوند—و این مایه تاسف است اما تقریبا اجتناب ناپذیر ثانویه از دست دادن رخ می دهد که در روزها و هفته های پس از آن برای اولین بار وحشتناک از دست دادن. برخی از تقویت—برخی از دوستان به شما کمک کند انجام چیزهایی که بیش از حد سنگین برای حمل و کسانی که تبدیل شدن به دوستان و خانواده و پیوند با چیزی که احساس می کند قوی تر از خون و استخوان. و برخی شاید بیشتر تبدیل به فقط یک کمی بیش از حد مودب; موضوعات خاص تبدیل به تابو.

یک عبارت می شنوم تقریبا بیش از حد اغلب دو سال به من جوان بيوه است “من نباید شکایت به شما” از دوستان که شروع به بیرون ریختن خود را در مورد ازدواج در مورد چیزی شوهران خود را انجام داد و یا انجام نداد در مورد چیزی شوهران خود را باید و یا نباید انجام شود. دریچه است که همیشه برش های کوتاه با یک عذرخواهی یک نگاه دزدکی در جهت من.

من درک دقیق عذرخواهی درک آن حتی. من می دانم که آن را آینده از محل مهربانی. احتمالا به این دلیل که شاید آن را مانند به نظر می رسد شکایت در مورد چیزی که من از دست داد و در غم راه این است که در بهترین حالت حساس و نفرت انگیز در بدترین حالت. یا شاید ناخودآگاه تفکر پشت ناگهانی جلوگیری می آید از ترس است که شکایت در مورد ازدواج خود را به من یادآوری می کنند که معدن به پایان رسید با از دست دادن.

اما حقیقت این است که—من می خواهم شما را به من شکایت. دلایل خودخواه و خود خواهی دلایل به طور یکسان.

اول صحبت کردن در مورد ازدواج خود را نمی خواهد به من یادآوری می کنند که ازدواج است. من از دست دادن چیزی است که من را فراموش کرده ام. آن وجود دارد در هر نفس و هر لحظه و این چیزی نیست که من ناراحت است. من شوهرم را از دست ندهید و ازدواج من و من قبل از بیوه زندگی اما من دست من ساخته شده است که من امروز هستم—و من در صلح با این نسخه از خودم. (برای آنچه در آن ارزش, من فکر می کنم شوهر من را دوست دارند این نسخه از من بیش از حد.)

دوم گوش دادن به یک دوست دریچه در مورد شوهر او باعث می شود من احساس طبیعی است. در یک زندگی است که اغلب با احساس و متفاوت از زندگی دوستان من هر چیزی که به من اجازه می دهد برای یک لحظه فقط یک دوست و نه یک بیوه, اچ—احساس می کند مانند یک هدیه است. یک بار قبل از من یک زن بیوه, من می خواهم commiserate با دوستان در مورد شوهران ما که انداخت جوراب خود را در نزدیکی مانع به جای داخل آن و یا بمب با یک دوست بهترین روش برای خارج شدن از خنده دار ازدواج شیار. من نمی خواهم که برای پایان دادن به فقط به خاطر من می توانم اضافه کردن مواد جدید است. من نمی ناگهان فکر می کنم هر کس دیگری ازدواج مناسب است تنها به دلیل معدن حافظه است و من غبطه خوردن هر کسی ناقص ازدواج به خاطر شوهر من مرده است. به عنوان سخت به عنوان آن را برای پذیرش در برخی از روزها من می دانم که زندگی می رود و این باعث می شود من احساس طبیعی را شامل می شود در مکالمات من استفاده می شود را شامل می شود بدون فکر دوم.

و سوم و شاید مهمتر از دوستی دو طرفه روابط حتی پس از از دست دادن حتی در جوان بيوه. را از تشخیص شوهرم چهار سال پیش پس از مرگ او دو سال پیش من به باران شده است در پشتیبانی و مهربانی بیش از من تا کنون قادر به پرداخت. اما من می خواهم را امتحان کنید.

بدیهی است که من نه قصد ازدواج مشکلات و یا شوهرانی که نمی خواهد کمک به اطراف خانه در هر یک از دوستان من فقط بنابراین من می توانید پرداخت کردن یک “دوست خوب” بدهی. اما من به یاد داشته باشید یک یا دو چیز در مورد ازدواج. من می دانم که حتی بزرگ ازدواج ناقص و شوهران هستند که چیزی بیش از جفت روح می تواند در خود را دریافت کنید آخرین عصب. و من می خواهند به وجود داشته باشد برای آن دسته از دوستان که نیاز به یک محل به دریچه امیدی که نیاز به یک هیئت مدیره صدایی برای نگرانی های خود را. آن را چه دوستی است—دادن و گرفتن است. من می خواهم به آنجا که من گرفته ام این آخرین سال است. گوش دادن حداقل من می توانم برای همه این دوستان که داده اند بسیار است.

با تمام که می شود گفت این نیز مهم است به صداقت. زیرا حقیقت این است که گاهی اوقات وجود خواهد داشت یک لحظه در آن دریچه جلسه که ذهن من را به آن محل زمانی که من فکر می کنم از همه که من می دهد تا فقط قادر به شکایت جوراب کثیف چپ با مانع و چگونه سپاسگزار من می خواهم به دیدن کسانی جوراب کثیف دوباره. من نمی تواند انسان اگر که فکر نمی متقابل ذهن من است. اما من نمی تواند یک دوست خوب اگر من همیشه آن را در مورد من اگر من را هل داد که فکر دور به منظور اجازه دهید دوستان خود را در زندگی خود سختی های خود را در فضا است. من نمی تواند فرد من می خواهم به پس از از دست دادن اگر من نمی دانستم آن همیشه درباره من—گاهی اوقات نقش من تنها به گوش دادن و کمک به حمل همه چیز حتی جزئی ناکامی هستند که بیش از حد سنگین برای یک دوست برای حمل به تنهایی.

جوان بيوه نمی دهد من در انحصار غم و اندوه یا غم یا سختی روز. زندگی می رود در ازدواج را به عنوان ناقص من ازدواج کرده بود. و در این زندگی پست و از دست دادن چند چیز به عنوان مهم به عنوان نوع از کسی که می بیند غم و انتخاب به کمک که می بیند از دست دادن و انتخاب به ماندن که می بیند و می خواهد به گوش دادن.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.nettny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>