من یک سال و چپ با پسر من در خانه زندگی می کنند و من خوب نیست


teens-dont-need-want-to-help-extra-1
الیور رسی/گتی

پسر من از خواب بیدار هر روز صبح برای رفتن به محل کار. او عبور از اتاق من و مکث تا زمانی که من باز چشم من و بازوها.

من او را ایستاده نگه داشتن خود را از آب بطری. او شانه های پهن و موهای فرفری نیست غایب از برخی از ویژگی های او به عنوان یک کودک. من هنوز یک سال سه سال ده سال.

سپس او می آید به اتاق من (با اکراه) و متمایل به دریافت یک در آغوش گرفتن او بر نمی گرداند. او بوی او درست مثل روز او متولد شد. چشم خود را به همان سایه ای از آبی و او هنوز هم کشش در موهای خود را هنگامی که او را در حال انتظار برای چیزی شبیه به او به عنوان یک کودک نو پا.

او my alarm clock این روزها; به همین دلیل من بلند شدن و شروع روز من به جای خواب. من نیاز به ببینید که کودک قبل از او برگ من برای هشت یا نه ساعت در روز است. چگونه است او قد بلند و زمانی که او شروع به پوشیدن یک اندازه 12 کفش?

من شنیدن درب گاراژ باز کنید و ماشین خود را شروع. و هر روز صبح که پا ضربه کف و من تلو تلو خوردن به حمام من فکر می کنم از آن جایی که همه رفتن ؟ چگونه به فاک من در اینجا با یک کودک خواهد شد که ترک من در یک سال ؟ من انجام می شود کافی است ؟ من به اندازه کافی است ؟ چه خواهد شد من زمانی که او از دست رفته است ؟

شما فکر می کنید شما هم. شما فکر می کنم بعد هرگز خواهد آمد که کودکان خود را تبدیل به بزرگسالانی که شما را ترک. اما آنها بروید. و قطعات از شما با آنها. حداقل این چیزی است که من می توانم در حال حاضر احساس می کنم اتفاق می افتد.

شما قادر به توجیه چیزهایی که وجود دارد چهار یا پنج سال در سمت چپ از آنها زندگی در زیر سقف خود را. من می تواند به آنها صحبت در مورد که بعد از آن. من آنها را به باز کردن یک حساب بانکی در سال آینده. من لازم نیست به نگرانی در مورد رانندگی برای شش ماه دیگر. خوب است اگر آنها نمی خواهند برای رفتن به ساحل با من. ما می توانیم قطع دفعه بعد.

سپس شما ضربه یک سال خوانده شده را علامت. “من باید 365 روز به خیس خوردن آن را تمام کردن و پوشش دادن همه چیز” دیوار. و به طور ناگهانی شما وحشت.

شما باید یک کریسمس در خانه زندگی می کنند. این است که در تابستان گذشته زیر سقف من. این آخرین تولد شما صرف خوابیدن در دوران کودکی خود را خواب.

هر وقت من قدیمی ترین چیزی هر وقت گرفتن من شانه های او را پر راهرو هر بار که من می شنوم او را در جلوی خانه من خیلی آگاه زمان خود زندگی با من است در حالت شمارش معکوس.

من نه خوب نیست از من بپرسید اگر من خوب هستم.

من هستم پس به من بگویید آیا آن را خوب خواهد بود.

من درست نیست و من قصد ندارم به آن را از او پنهان که من درست نیست.

بله ما ته قنداق تفنگ سر و او همواره مرا دیوانه در راه است که پسران انجام دهد. این نا امید کننده است اما در زیر بسیاری از آن من و گفت “من می پرستمت. آیا بهتر است. شود بهتر است. من می خواهم بسیار برای شما, شما می توانید تماشا ، من نمی خواهد اجازه دهید شما را تا آنجا که شما هیچ ایده ای در این نوع از عشق من به تو.”

سال گذشته — این است که آن را شما می دانید. این است که در سال گذشته او باید متمرکز وقت خود را با مادر. هنگامی که شما را ترک آشیانه حتی اگر شما بازگشت آن یکسان نیست.

شما تا به حال طعم و مزه خود را و هیچ مقدار از عشق و حفاظت می توانید تغییر دهید و شما را به کودک شما یک بار بود.

آن را خوب و او را هیجان زده است.

به عنوان مادر خود من برای او هیجان زده هستم اما نه برای من.

به عنوان مادر خود من هراس این و در تلاش برای آن را نگه دارید با هم دانستن من فقط ماه باقی مانده از دیدن او قلم در لیست مواد غذایی.

به عنوان مادر خود من درست نیست.

به عنوان مادر خود من آماده نیست.

من تصمیم گرفتم من قصد دارم به استفاده از انرژی من را امتحان کنید و آن را نگه دارید با هم. من که اولین بار من او را با یک نگهدار. من که زمانی که من به او یک خواهر و من احساس بد برای خودم نازک تر و در نظر گرفتن برخی از زمان خود را. من که در اولین روز مدرسه.

من تا به حال به اندازه کافی از تظاهر. یکی از بزرگترین دوست دارد از زندگی من بسته است در سال گذشته خود را با من و من مطمئن هستم که چگونه خواهد بود. من فقط می دانم که من درست نیست.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>