بیرون آمدن به عزیزان نباید احساس مثل شما در حال اعتراف به گناه


coming-out-shouldnt-feel-like-sin
مامان ترسناک و stevenfoley/گتی

نزدیک به دو سال پیش من آمد ، من آینده فوق العاده اواخر با اکثر استانداردهای همانطور که در زمان من 39 و در یک علاقمند به جنس مخالف, ازدواج با دو فرزند. آن دو سال بوده است اما هنوز وجود دارد و در کل یک شاخه از درخت خانواده من نمی آمد و یا حتی صحبت در مورد طلاق من. من در مورد آن پس به عنوان کسی که می نویسد مقالات شخصی به عنوان یک زندگی, این نوع غیر ممکن است نمی شود اما من ارسال هر گونه متن و یا ایمیل ساخته نشده و هر گونه تماس های تلفنی نیست و دعوت کسی برای قهوه به بحث بندگی.

و من احساس گناه در مورد آن. برخی از این افراد من با برخی از من babysat برخی babysat من. وقتی که من بچه بودم ما را جمع آوری به طور منظم در روزهای یکشنبه بعد از کلیسا در خانه حاکم مادر — مادر بزرگ من برای بسیاری از سال و بعد از آن زمانی که گروه زیادی از مردم بیش از حد برای مادر بزرگ من برای سرگرم کردن من با عمه. من صرف ساعت های طولانی به اشتراک گذاری اسرار با پسرعموهای من و پوست کندن تخم مرغ برای deviling یا تکان دهنده نا مشروع در کنار خاله من. ما یک گره ،

در طول سال ما پراکنده است. بسیاری از ما باقی می ماند در دولت اما نزدیک به اندازه کافی برای جمع آوری منظم است. هنوز برای سال ما با هم هر شش ماه یا بیشتر در یک پسر عموی خانه و یا یکی دیگر. این اعضای خانواده هستند و نوع مراقبت از انسان است. هر زمان که ما با هم صرف کنیم بخند تا ما گونه صدمه دیده است. ما یاد جرعه جرعه شراب نور به عنوان ما به تماشای بازی کودکان به عنوان ما زمانی که ما به سن آنها. ما همیشه می گویند ما می خواهیم این کار بیشتر.

اما نه برای دو سال گذشته است. من به تازگی دعوت به سالگرد حزب که لغو کردم به دلیل همه گیر و هر بار که من از آن فکر قلب من خواهد نزدیک به مهر خود را از قفسه سینه من. من می توانم حدس می زنم که چگونه من بندگی را بیش از — احتمالا همان زمانی که پسر عموی من بیرون آمد ، همه وانمود او بندگی وجود ندارد و با اشاره به خود را دوست پسر خود را به عنوان “دوست.”

من فکر می کنم خانواده ام را به من بگویید که آنها را دوست دارم من مهم نیست که چه خواهد شد و همیشه در اینجا برای من. من هم فکر می کنم برخی از آنها بر این باورند با تمام قلب خود را که همجنسگرا بودن گناه است.

و بنابراین من آمد به هر یک از آنها را به طور مستقیم به دلیل راستش اگر آنها به من عشق را در وجود که من این امر می تواند تقریبا به عنوان به عنوان دردناک رد در دسترس نباشد. گوش دادن I love you no matter what, اما شما قطعا رفتن به سوختن در جهنم برای تمام ابدیت.

برای اینکه عادلانه اینها تنها حدس بزند. من 100 ٪ مطمئن شوید که چه من واکنش خانواده خواهد بود به بیرون آمدن به عنوان من در مواجهه با آن اجتناب شود و آنها نمی رسید. زمانی که من آمد به من گفت: تنها شوهر من و سه نفر از دوستان نزدیک. ماه بعد زمانی که من در نهایت شروع به گسترش دایره که من بیرون آمد و به من به طوری استراتژیک عمدا انتخاب مردم من معتقد به حمایت از من.

قبل از رفتن من به راست خوانندگان من شما نیاز به دانستن آنچه در آن احساس می کند مانند به بیرون می آیند زمانی که شما نمی دانید چه به انتظار. فکر می کنم برای یک لحظه در زندگی خود را هنگامی که شما به طور تصادفی آسیب دیده چیزی گران و مجبور به اعتراف و شما نگران در مورد واکنش. به یاد داشته باشید چگونه صورت و گردن خود را گرم می شود, چگونه قلب خود را زد کف دست خود را مرطوب صدای خود را تکان داد. به یاد داشته باشید چگونه پس از اعتراف اشتباه خود بدن خود پیشی گرفته بود توسط یک وحشی عجله احساس سوزن سوزن شدن گرما همه را از طریق اندام خود را که ترکیبی از آرامش در داشتن بدست مخفی کردن شانه های خود و ترس پیش بینی چه اتفاقی می افتد بعدی.

بدیهی است که من صحبت نمی کنم برای هر فرد همجنسگرا. من مطمئن هستم که برای برخی از بیرون آمدن می تواند کاملا پر از شادی را تجربه کنند. که تقریبا غیر ممکن است هر چند هنگامی که شما در حال 39 ساله و متاهل با بچه ها. برای من حتی در بهترین شرایط حتی در شرایطی که من مطمئن هستم که من را پذیرفته و پشتیبانی, آینده اغلب هنوز هم احساس می کند مانند اجازه دادن به مردم است. آن را احساس می کند مانند اعتراف من شکسته چیزی گران قیمت مانند من انجام داده اند چیزی که من باید عذرخواهی می کنیم.

در این مرحله من از دست داده ام تعداد دفعات مشاهده که چگونه بسیاری از بار من آمد و در عین حال من نمی آیند به این شاخه از درخت خانواده من به دلیل من نمی دانم که چگونه آنها واکنش نشان می دهند. من هیچ نظری ندارم اگر آنها را قبول من است. هر کس می گوید: “اگر آنها نمی تواند قبول شما برو به آنها!” اما آن است که آسان نیست. اگر آنها را قبول نمی کند من آن را احساس می کنم مثل تمام عشق دوران کودکی من دروغ بود — که آن را مشروط بود. پتانسیل درد رد من مانع از رسیدن. آن را آسان تر نمی دانم.

و بنابراین در اینجا چیزی است که من می خواهم همه — و با “همه” منظورم این است که مردم مستقیما — به یاد بگیرند که از وضعیت من: بود با صدای بلند در مورد حمایت خود از جامعه همجنسگرا. روشن است که شما عشق و حمایت جامعه همجنسگرا و عشق و حمایت بی قید و شرط و بدون هیچ addendums متصل مانند “عشق گناهکار و نفرت از گناه است.” خود را نشان می دهد حمایت های عجیب و غریب-مثبت مقالات در رسانه های اجتماعی تعطیل دارد وقتی که فرصت ناشی میشود و رای دادن به نمایندگانی که در حمایت از تجاوز+ جامعه است. اگر یک دوست می آید و آنها را ارسال یک پیام سریع به اجازه دهید آنها را می دانیم شما عشق و حمایت از آنها. آن را ندارد به هر چیزی بزرگ. فقط “من شنیده ام شما بیرون آمد. من عشق و حمایت شما.” که در آن است. فقط مطمئن شوید که آنها می دانند.

من هیچ ایده چگونه من خانواده احساس می کند در مورد من بندگی, اما سکوت شده است پر سر و صدا.

من احساس گناه در مورد نداشتن رسیده به آنها, اما بیشتر من فکر می کنم در مورد آن بیشتر متوجه شدم… این بار نمی روی من. من می دانم که آنها می دانند. اگر آنها به من رسیده است و نه یک متن هیچ چیز آنها را به طور موثر نکردن حمایت خود را.

آن را سخت به اندازه کافی برای بیرون آمدن بارها و بارها و بارها به طور منظم (یکی دیگر از چیزی که هیچ کس به شما می گوید — آینده هرگز به پایان می رسد). من باید برای اضافه کردن به که فقیرانه نزدیک شدن به افرادی که قرار است به من عشق بدون قید و شرط اعتراف من بندگی و امید آنها نمی خواهد برداشت خود را به عشق از من. و نه باید به هر فرد دیگری در جامعه دگرباشان جنسی.

آیا شما عاشق دوست یا عضو خانواده که به تازگی انجام شده یکی از وحشتناک ترین چیزهایی که یک فرد می تواند انجام دهد — آمده است ؟ اگر پاسخ مثبت است آن است که خود مسئولیت برای رسیدن و صدای خود را بی قید و شرط عشق و حمایت است. من به شما قول می دهم خود را یکی از اعضای خانواده عاطفی بشقاب پر به پر و آنها لازم نیست که بار اضافی بدانم که آیا یا نه شما می خواهید آنها را رد می کنند.