مارس علائم اوتیسم آگاهی ، به ما و خانواده ما وارد هفته سوم قرنطینه من هرگز بیشتر آگاه باشید که من یک کودک مبتلا به اوتیسم. این کامل با هم اتحاد بزرگ ما شخصیت ما خصلت ما دوست داشتن و دوست نداشتن و همچنین به عنوان “ما” چالش با مدولاسیون صدای خود مقررات و گذار. بالاتر از همه, آن را نگه می دارد یک خودنمایی نور افکن در نقش قدرتمند اوتیسم نقش در زندگی ما است.
قدیمی ترین از ما چهار فرزند ارین,18 دارای یک اختلال طیف اوتیسم که باعث قابل شناختی سخنرانی و موتور اختلالات رفتاری چالش ها و بیماری صرع. هفته اول از قرنطینه شروع کردم به نوشتن یک مقاله در “چگونه نیازهای ویژه دختر من آماده برای این بیماری همه گیر.” من متوقف نوشتن است که یکی. من آن را به عقب. هیچ چیز هر یک از ما تا به حال تجربه کرده می تواند در آماده سازی ما برای این طوفان خاص. یک دوست که 16 ساله پسر مبتلا به اوتیسم در حال بالا رفتن از دیوار و درگیر شدن در خود مضر رفتار فقط پیامک: “چگونه ما می رویم به دریافت از طریق این؟” من نمی دانم چه چیزی برای گفتن به او.
به عنوان کارکنان بهداشتی درمانی در سراسر کشور در معرض خطر زندگی خود را برای نجات جان انسان ها و گروه های محلی مادران گروه با هم به تجهیز آنها را با وعده های غذایی و ماسک صورت من همه را می توانید انجام دهید برای نگه داشتن من دختر آرام و از اقدام همه ناکامی های ما در حالی که برادران خود را در “حضور” مدرسه خط. هنگامی که پسر من برای اولین بار متوجه شدند که آنها را به خانه تحصیل برای یک پیش بینی نشده آینده خود را اولین و تنها سوال این بود که چگونه این کار می تواند با ارین در خانه. آنها به خوبی می دانم که اختلال و عدم اطمینان است که زندگی با اوتیسم به ارمغان می آورد به خانه ما و خانواده ما.
من آنها را احساس و درک اضطراب خود را به عنوان نزدیک به عنوان من درک می کنم ارین کامل و مطلق سردرگمی در این مخمصه.
ارین را درک نمی کند کلمه “بیماری همه گیر.” او درک نمی کند که چرا او در مدرسه بسته است. اولین روز از آن لغو شد و ما مطمئن نیست که در آن این بود که به من توضیح داد که مدرسه او تا به حال به تمیز نگه داشتن همه سالم است. همانطور که بعد از نورد به دو و سپس بیشتر به من توضیح دهد که مردم در سراسر نیویورک در حال گرفتن بیمار از یک ویروس و معلمان او می خواهم همه را به ماندن در خانه به طوری که آنها نمی مریض و امیدوارم می توانید با رفتن به مدرسه دوباره به زودی.
“کی ؟” او می پرسد. من لازم نیست که یک جواب.
مانند پدر و مادر در سراسر کشور وظیفه با مرور این زمین های نا معلوم من گرفتن یک دوره سقوط در توضیح غیر قابل توضیح به کودکان در حالی که در تلاش به راحتی آنها را در همان زمان. به عنوان خارجی به عنوان کل ظروف سرباز یا مسافر است هر چند که من نمی تواند کمک کند اما احساس می کنم مثل من قبل از اینجا بوده ام.
به عنوان فرزندان من ضجه و زاری از دست دادن برنامه های خود را و بهار, ورزش فصل, من خودم را تکرار کلمات نیازهای ویژه پدر و مادر باید گفت خود و فرزندان خود را بار ها و بارها: “من می دانم این است ایده آل نیست. این چیزی است که ما برای امیدوار, اما نه وجود دارد بسیاری از گزینه های دیگر – پس بیایید با آن.” پسر من باید آن را قبل از شنیده. آن را کمک می کند و آن را نمی کند.
مانند هر کس دیگری در حال تقلا برای به دست آوردن ما پا به بازنویسی روال که در آن همه ما به شدت تکیه می کنند. مانند هر کس دیگری ما می خواهید به عقب بر گردیم به حالت عادی. اما ما عادی است که همه طبیعی است.
ارین همیشه مورد نیاز نوشته شده در برنامه روزانه برای دریافت از طریق روز خود را. در حال حاضر ما مجبور به حفاری کمی عمیق تر و در نظر گرفتن چه چیزهایی هستند که ما نگاه به جلو به آنچه که ما را نگه می دارد رفتن ؟ صبحانه, ناهار و شام شکل برجسته به عنوان انجام پیاده روی به شهر با سگ خدمات خود را پابلو. ارین بزرگترین شادی کتابخانه است. در غیاب آن فرشته دل دوستان را ترک کرده اند و کتاب “شگفتی” خود را در رواقها و جبهه مراحل را برای او به کشف در طول راه. این touchstones و چراغ روشن ما برای امروز زندگی می کنند. من نمی تواند بیشتر سپاسگزار. اوتیسم را به من آموخت بسیار زیاد درس در قدردانی و چگونه آن را حفظ.
پس ارین سرب ما جشن روز آفتابی و یک شروع پرش در عید پاک. ارین نشانه تقویم سال در تعطیلات. ما در آخرین سفر خود به CVS به عنوان مشتریان darted در اطراف ما در ماسک صورت, محکم کاغذ توالت و تمیز کردن وسایل ارین بحث محاسن سبز یا زرد رنگ اسم حیوان دست اموز گوش سر باند. هیجان زده شده توسط روشن نمایش Cadbury تخم مرغ و باد صبا Peeps او بی اعتنا به هیستری چرخش در اطراف ما. او به خانه بازگشت محکم آبی سبد عید پاک و پوشیدن با دقت بیشتر انتخاب رنگ زرد سر band, گوش خرگوش رسیدن به آسمان است. برادران او نمی تواند کمک کند اما لبخند.
در حالی که داشتن یک کودک نیازهای ویژه هرگز نمی توانست من آماده برای این بیماری همه گیر اوتیسم آموخته است همه ما را به قدردانی مردم و لحظات است که شما را به لبخند به درک که آنها را به آخرین برای همیشه لطفا برای و به درک که هیچ چیز – خوب یا بد – همیشه می کند. پس نفس عمیق بکشید ما را در لیست ما امیدواریم که برای خورشید اما می دانیم که ما باید به رول با آن باران یا درخشش.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.rushrtco.detny.im