اضطراب به آینده می توانید لکه حتی زیبا ترین لحظات


Anxiety-Can-Tarnish-Beautiful-Moments-1
حسن نیت ارائه میدهد از اندی Chrestman

گاهی اوقات غم و اندوه و اضطراب می رسند به طور غیر منتظره. گاهی اوقات آنها بارج به ترین زندگی صحنه های زیبا و اخلال در آن ارزش ترین لحظات. این دو گروه ساخته شده و در عین حال یکی دیگر از بازدید سرزده این هفته به یکی از این صحنه های زیبا اخلال در یک چنین لحظه گرانبها.

من برای پیاده روی رفته بود با پسر من سرمه و دختر من آملیا. ما در تلاش بودند به برخی از فضا به جهنم همسر من, سارا بود که در مواجهه با یک مهلت تنگ در محل کار و نیاز به یک مختصر تاخیر از فراوانی از وقت با کیفیت ما همه لذت می برد به تازگی. همه ما نیاز به یک مهلت. بنابراین ما رفت در گردش به پارک در سراسر خیابان یک فعالیت است که واقعا ما را نگه داشته عاقل در قرنطینه.

آن مشخصه نقره اندود, لذت های ساده است که بسیاری از ما کشف شده اند در هفته های اخیر. ما روبنده شکار شده. ما شگفت زده در باستان, صد, سال, اکس بخور در اسپانیایی ماست که ما خیلی خوش شانس برای دیدن هر روز در جنوب لوئیزیانا. ما داده اند که بسیاری از این درختان نام یک فعالیت خیلی لذتبخش خالص است که من اغلب تعجب که چرا آن را گرفته و من را به انجام چنین چیزی وجود حق در سراسر خیابان را از این پارک زیبا برای بیش از 10 سال است. ما شمارش مارمولک و پروانه ها. ما در زمان استراحت بر روی نیمکت و اجازه نسیم تقدیر در سراسر چهره ما.

من تحت درمان قرار گرفت به موسیقی آملیا صدای دردناکی خجالتی پنج ساله که به ندرت سهام و کلمات او را با غریبه ها و یا حتی آشنایان اما استفراغ آنها را به وفور در پیاده روی های مانند این در راحتی از خانواده. متعددی وجود دارد که فرضی سوال در مورد باد, سیاهههای مربوط سوسک و اخیر وسواس با مورچه ها, همه مطرح متحرک با استفاده از حرکات دست.

من خوشحال در ملودی سرمه خنده به ما شتافت از درخت به درخت سرمه در صندلی چرخدار خود آملیا در شیک چکمه های جیر انتخاب شده با وجود هشدار در مورد انتخاب قالب بیش از تابع. چون نمی توانید به صحبت با سرمه در کلمات و یا تا به حال به گوش او توصیف چگونه روز خود را به عنوان هشت ساله خواهد که خنده یکی از مورد علاقه من برای تلفن های موبایل که لبخند یکی از مورد علاقه من مناظر.

Anxiety Can Tarnish Even The Most Beautiful Moments: aTwo kids smiling for camera
حسن نیت ارائه میدهد از اندی Chrestman

گاهی اوقات در لحظات مانند این اضطراب و غم و اندوه دزدکی حرکت کردن به من و به آرامی ضربه بزنید من بر روی شانه قطع من لذت بردن از آنها.

“بهتر لذت بردن از آملیا شرکت در حال حاضر در حالی که شما می توانید” آنها زمزمه قبل از نشان من ناخواسته صحنه از آملیا مایل ربطی به من یا بزرگسالان آملیا در حال حرکت و زندگی می کنند زندگی خود را به عنوان ما بی اراده به پس زمینه.

آنها در با شدت بیشتری.

“لذت بردن از سرمه لبخند و صدای کمی در حال حاضر در حالی که آخرین آنها” آنها به من می گویند قبل از عذاب من مختصر و در عین حال قابل لمس صحنه از سرمه به شدت معلول بزرگسالان است که دیگر زیبا و دلفریب, و یا حتی بدتر رفته در دسترس نباشد.

سپس من چشم پوشی از اصول مرکزی تمرکز حواس به من نصیحت مغز من برای ایجاد این افکار گاهی اوقات رفتن تا آنجا که به واقع خودم بگویم به “متوقف کردن آن” را با صدای بلند و یا به آرامی با کف دست زدن خود من سر به جای اجازه می دهد تا آن افکار به سادگی پراکنده و بازگشت به زمان حال است. سپس من تعجب می کنم اگر من می خواهم دیوانه است.

اما پس از آن وجود دارد که این وحشتناک دوقلوها نشان می دهد تا در کمتر ظریف راه به عنوان آنها این روز خاص که سرمه آملیا و من از بازگشت به خانه از پارک. به عنوان ما به رهبری بازگشت به خانه آملیا مطرح شده و در عین حال یکی دیگر از مجموعه ای از سوالات فرضی این بار در مورد آینده است.

“به کجا می خواهد به همه ما بود ؟ آیا ما هنوز هم زندگی می کنند در خانه زرد” او فکر.

من پاسخ سوالات خود را در مورد یک صحنه او تصور 15 سال آینده ما است.

“من خواهد بود 55 مادر خود را خواهد 51, سرمه خواهد بود 23 و شما خواهد بود 20” من توضیح داد. “شما احتمالا در کالج.”

در حالی که من در جواب او گناه,,,, سوال, آرام ترور کمین در زیر سطح به عنوان من فکر سرمه. ذهن من بلافاصله رفت و برگشت به بخش مراقبت ويژه نوزادان جایی که او به صرف یک ماه پس از تولد او. من تا به حال فکر می کردم به طور خاص در مورد جلسه ما تا به حال با متخصص مغز و اعصاب در آن جایی که ما مطلع شدند که از نظر آماری کودکان مانند ما با شدید جهانی مغز آسیب نمی live گذشته حدود 15 سال است. من مطمئن هستم که قصد او بود و نه به طور دائم خال کوبی است که مفهوم به مغز ما و هدیه ما یک عمر از ذهن بیحس کننده اضطراب, اما این چیزی است که او انجام داد. آن است که در حال حاضر چرا من همه بیش از حد اغلب در بررسی سرمه در طول شب و به همین دلیل تقریبا هر روز صبح وقتی که من او را از تخت بخش کوچکی از من پرانتز و دعا می کند که او هنوز نفس.

سپس من نقل مکان کرد از سرگرم کننده یکی از زندگی من بدترین ترس به فکر یکی که به مراتب پشت سر نیست. اگر خدا مایل سرمه outlives کسانی که گریم پیش بینی پس از آن چه ؟ چه خواهد شد زندگی بود که ما بصورتی پایدار و محکم به قرون وسطی و 23 ساله که در سن هشت سالگی به طور کامل وابسته به آمریکا برای تمام جنبه های زندگی خود را ؟ پس از آن چه ؟

“و سرمه احتمالا باید یک کار” آملیا ناگهان پاسخ داد: بلافاصله من به لحظه فشار kohl’s صندلی چرخدار از طریق پارک ها و برگزاری کمی در دست است.

آنها را به یک ضربت به من ضجه و زاری کردن این واقعیت است که چنین افکار وحشتناک را می توان در کنار چنین زیبا لحظات خدشه دار کردن آنها است. سپس به عنوان آنها در نهایت خود را آزاد نگه دارید, من مهار امیدوارم که از پنج سال.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>