نامه ای عاشقانه برای پسرم, برای پیدا کردن شجاعت برای خود صحبت می کنند حقیقت


son-not-going-to-college
الیور رسی/گتی

روز پسر من آمد تقریبا چهار سال پیش بود که به طور همزمان یکی از زیبا ترین و دلخراش ترین لحظات زندگی من به عنوان یک مادر.

او گفت: من و شوهرم در طول تعطیلات آخر هفته و پس از آن تصمیم گرفت او می خواست به همچنین آمده برای هر یک از برادران و خواهران به طور جداگانه. بدون پرش به ضرب و شتم یک خواهر و گفت: “خوب آیا شما می خواهید به تماشای این فیلم با من؟;” یک برادر شانه ای بالا انداخت شانه های او را به او نگاه کرد و پرسید: “خب؟;” خواهر کوچک بود در اتاق خواب بیش از نورد و به او گفت “بسیار خوب. در حال حاضر leave me alone, من در تلاش برای به خواب رفتن;” کوچکترین خواهر گریه چرا که او فقط می خواستم به می دانم که اگر او می تواند هنوز هم بچه ها به طوری که او می تواند یک عمه و پس از اینکه به طور ناگهانی متزلزل بیدار برادر کوچکتر فریاد زد: “شما نیز در یک حرکت تند و سریع. در حال حاضر بیرون از اتاق من.”

من نمی توانستم شده بودن خودمان افتخار کنیم.

نه هر پدر و مادر می گویند که او وجود دارد تا شاهد دقیق لحظه ای که کودک او را در آغوش می کشد و می آید به این باور در فرد است که او همیشه بود. آن را در واقع احساس نوع جادویی. اما با آن آمد دانش است که برای سال او نگه داشتن نفس خود را و پنهان; که به هر دلیل ترسیده بود که حتی با تشویق و پشتیبانی از بسیاری از مردم در خانواده ما او احساس تنهایی می کنم.

آن را هنوز هم باعث می شود قلب من جست و خیز ضرب و شتم.

من او را خواسته ایم و بسیاری از موارد آنچه که من می تواند متفاوت انجام داده اند آنچه که من می تواند داشته باشد گفت: چگونه من می توانستم به او کمک کرد. و جواب او این است که همیشه همان — که هیچ چیز وجود دارد که او تغییر خواهد کرد — و آن همه عشق در جهان هرگز تغییر کرده است که آن را فقط سخت است. خود را دقیق کلمات به من: “حتی اگر من می دانستم که شما عشق من بود و قبول من که هنوز فقط خیلی سخت است.”

به عنوان مادر خود را که همیشه من امد و شد زیاد همراه با اندوه می آید که با دانستن است که او پیاده می رود زندگی خود را برای همیشه لطفا برای یک سوال برای ایمنی خود را با ترس از قضاوت و با سنگینی از تصدیق کرد که برای برخی او را همیشه سر در گم می شود و نفرت انگیز است. می دانم که وجود دارد پدر و مادر در این دنیا که می دانید این نوع از عشق که من آن را برای او — همان unbreaking, دردناکی, زیبا, از جان گذشته, دوست دارم که آنها را برای فرزندان خود — که در همان نفس فکر می کنم این حق را به کسی فرزند سوال ارزش خود را و یا می گویند او خوب است کافی نیست — آن را می شکند من.

چرا که اگر شما را ملاقات کردم او شما می دانید که او واقعا یکی از مهمترین و دلسوز و مهربان و بخشنده روح در جهان است. وجود ندارد شیطانی استخوان در بدن خود است. او بهترین نوع خوش زیرا خوش بینی خود را گسترش نه تنها به زندگی خود — اما به شما و زندگی شما و کسانی که شما به عنوان یک فرد. او معتقد است در جهان — او معتقد است که شما خوب جهان است. اگر شما او را ملاقات نمود شما نمی تواند کمک کند اما او را دوست دارم. او زیبا و مهربان و باهوش و خسته کننده و تحریک کننده و خنده دار و فوق العاده است.

او همچنین عجیب و غریب. و در صورتی که تغییرات چگونه تعریف می کنید او را به عنوان یک فرد لازم نیست شما در زندگی من است. نه در حال حاضر. نه همیشه.

که شب چهار سال پیش من نمی توانست به افتخار تر از او برای شجاع بودن به اندازه کافی و به اندازه کافی قوی به می دانم که او شایسته دیده می شود. و هنگامی که من به او گفتم من می خواستم برای نوشتن این به افتخار او هیچ تردیدی. دیگر نه. او می داند که او چه کسی است. او می داند که این زندگی زندگی خود را — بدون توجه به ترس و چالش مناسب است. امروز من جشن او و درد و مبارزه است که او بر آن فائق خواهد غلبه بر, به دلیل آن را می سازد او شجاع تر و بهتر است. او باعث می شود جهان شجاع تر و بهتر است.

پسر من.

من همیشه افتخار می کنم.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>