یک گروه چت صرفه جویی در سلامت عقل من در میان هرج و مرج


text messages
MoMo Productions / گتی

هنگامی که شما زندگی می کنند در منطقه ای مثل من که در آن مردم به طور منظم می گویند چیزهایی مانند “ما همه یک نژاد; نژاد بشر” “من آموزش بچه ها من نه برای دیدن رنگ” و “تمام زندگی ماده” بدون هیچ ردی از سوء قصد یا طنز آن را سخت خسته و سردرگم.

جایی که من زندگی می کنند, مردم محلی جمع آوری در کلانتر و دولت نماینده Facebook صفحات به سکته مغزی یکدیگر تفنگ بشکه و به خود جمعی woodies ایده شاید داشتن این فرصت را به ساقه یک غارتگر چرا که “ایستاده خود زمین است.” جایی که من زندگی می کنند, آن است که یک بیانیه سیاسی نیست به پوشیدن ماسک. اگر شما در معرض خطر “فقط در خانه بمانند.” جایی که من زندگی می کنند, افرادی که باور نمی کنم در تکامل داروین استناد هنگامی که آنها بی اعتنایی مردمی با شرایط اساسی که بیشتر احتمال دارد به مرگ از coronavirus. جایی که من زندگی می کنند, مردم حاضر به هر چه “تکشاخ جادویی” COVID-19 واکسن دانشمندان تولید چرا که واکسن است قطعا رفتن به شامل “نانو انتقالها.” عمیق دولت و سوروس و دروازه oh my!

جایی که من زندگی می کنند یک جایی تنها به یک, گی, علم-محبت حامی از زندگی مهم است.

زمانی که خانواده من برای اولین بار نقل مکان به این شهر کوچک در فضای سواحل فلوریدا 13 سال پیش برای من کار من سقوط در عشق با زیبایی های طبیعی از محل. مقدار زیادی از نور خورشید توفنده امواج اقیانوس در یک ساحل بکر و خرما و درختان سر و صدا در نسیم و هفت ماه از سال دما دقیقا حق یک انسان است. آن را واقعا زرق و برق دار, جایی برای زندگی می کنند. و من را دریافت نمی اشتباه وجود دارد تن از مردم فوق العاده در اینجا بیش از حد. اما این امر می تواند دروغ می گویند وجود ندارد همچنین بسیاری از نژادپرستان و متعصبی. و من کاملا مطمئنم که آنها تعداد مردمی فوق العاده.

طولانی نیست پس از ما خرید اولین خانه همسایه یک کشیش که منجر زیادی جماعت با افتخار اعلام کرد که لیبرال ” تنها ماموریت به پیچ و تاب و نافرمانی خداوند. او به من صحبت کرد و بدون هر گونه تردید آنچه به عنوان اگر او تا به حال اعتماد به نفس کامل است که من فکر می کنم دقیقا مانند او را که من هم یک مسیحی انجیلی و یک محافظه کار است. همسر او بعد wagged انگشت من برای خواندن پنجاه و سایه های خاکستری. آنها بودند و همیشه بوده اند “خوب” را به عنوان در, دوستانه, اما … خوب آنها چه کسانی هستند. و هر مترقی فکر فرد می داند که برخی از مردم وجود دارد بحث با شما و برخی از مردم است که ارزش تلاش برای متقاعد کردن.

هنگامی که ما در اینجا نقل مکان کرد, من چپ واقعا برخی از دوستان نزدیک تا شمال. آن را به نظر نمی آید مانند من که قرار بود به ساخت هر گونه در اینجا.

من احساس تنهایی و خارج از محل برای نزدیک به یک دهه. من می ترسم بگویم آنچه که من واقعا فکر کردم در مورد هر چیزی ترس به نزدیک به هر کسی که مبادا من ناگهان متوجه شدم من می خواهم با دوستان مواج ای و یا گاه به گاه نژادپرستانه. در چند سال گذشته هر چند من کشف وجود دارد در واقع کوچک اما توانا و مترقی جامعه در اینجا بی سر و صدا نقشه و توطئه برای چگونه به فشار در دستور کار ما را در یک محل که در آن شانس هستند به طور کامل انباشته در برابر ما است. (بله ما یک دستور کار — شما بهتر است آن را باور.) من پیوست محلی مترقی Facebook, گروه, رها, به درک, من ممکن است به عنوان به تنهایی به عنوان من فکر کردم.

به تازگی ربطی به این گروه من تصادفا به یک متن با چند پدر و مادر از بچه های مدرسه است. این گروه اتفاق افتاد حادثه — ما فقط پیام یکی دیگر از آنجا که این پناهگاه در محل شروع شده بود و ما با چک کردن در در مورد ما بچه های تحصیل. چه مشق علت بود که قرار بود ما را به انتظار بازپرداخت برای این که زمینه سفر و غیره.

اما پس از آن به آرامی هر یک از ما شروع به اشتراک گذاری احساسات ما در مورد برخی از چیزهایی که نگران ما با توجه به جامعه محلی ما را در واکنش به این بیماری همه گیر. ما به اشتراک گذاشته مقالات علمی مطالعات و توییتر موضوعات نوشته شده توسط پزشکان است. ما صحبت در مورد چگونگی زندگی در اینجا در زمان می تواند ما را به احساس مانند “دیوانه” هستند. این یک کمک بزرگ به من تصادفا این گروه کوچک از علم-محبت خواص است. در حال حاضر نه تنها من نیست خیلی احساس تنهایی می کنم من حتی احساس می کنم به دوستان.

سپس جورج فلوید به قتل رسید توسط یک مینیاپولیس افسر پلیس و تظاهرات شروع شد. محلی Facebook گروه در اینجا منفجر شد با شعارهای نژادپرستانه تئوری های توطئه و نفرت به طور کلی و این وحشتناک است که بدانید که برخی از این افراد در حال همسایه ها. من استدلال می کنند با آنها را آنلاین و گاهی یک مکالمه است که در نتیجه در به اشتراک گذاری دانش است که باعث می شود من احساس می کنم من ساخته شده تفاوت های کوچک اما گه مقدس این گفتگو مرا احساس جدا شده است.

البته انزوا احساس من این است که بی ربط در چارچوب جنبش ما در حال حاضر به عنوان یک کشور است. من سفید پوست با آن حمل امتیاز از صرفا احساس تنهایی به جای نا امن. با این وجود این گروه چت مهم تبدیل شده است — آن را من زهر برای احساس تنهایی و درماندگی. این زنان درک اهمیت مرکزی و آسانسور سیاه صداها و علل سیاه زندگی مهم است. بحث های ما منتقل کرده اند از همه گیر تئوری های توطئه به چگونه ما به طرح اقدام به ایجاد تغییرات در جامعه ما است.

جایی که من زندگی می کنند, از آن آسان است را به احساس می کنم تنها کسی که می بیند آنچه که واقعا اتفاق می افتد. گاهی اوقات تپه احساس می کند به طوری شیب دار به عنوان غیر قابل عبور. اما این سه زن — زنان محلی با آنها تعامل من با روزانه نه مردم من تا به حال به دنبال آنلاین — هر روز به من یادآوری است که دیگران وجود دارد که مراقبت در مورد این چیزها بیش از حد. آنها به من احساس عاقل. معقول و منطقی. من هرگز قصد از دست دادن اما من گاهی اوقات احساس می کنم مثل من تلاش در فعالیت بودند بی معنی. روزانه مکالمات من با این هوشمند زنان به من انرژی و به من بلند من نیاز به نگه داشتن یادگیری در حفظ و بالا بردن صدای من و نگه دارید انجام این کار. و ممنون میشم که.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im