تشخیص سرطان است هرگز آسان — اما اگر آن اتفاق می افتد در وسط یک بیماری همه گیر?


Cancer-Diagnosis-pandemic
سگ زرد Productions/گتی

برای هفته قرنطینه تجربه بازتاب بسیاری دیگر در حومه فقط در خارج از شهر نیویورک است. قفل کردن در خانه با شوهر و دو فرزندان نوجوان. شستن دست و بهداشتی در تکرار کنید. شب پر از زوم تماس های پازل بازی های هیئت مدیره و binging در Netflix بکشد. و سپس یک شب نشسته بر روی نیمکت و تماشای یک مسابقه دو ماراتون از Diners, Drive-ins and Dives در مواد غذایی, کانال, همه چیز تغییر کرده است.

به من رفت و به تنظیم های ورزشی, پستان بند, انگشتان من قرق چیزی و من می دانستم که بلافاصله آنچه در آن بود. یک توده.

به عنوان به زودی به عنوان من احساس آن را من کشیده دست من دور و سعی در متقاعد کردن خودم شاید این بود آنچه که من فکر می کردم. من که احمقانهبه خودم می گفتم. اجازه دادن به ذهن من پیش از خود است. این درست مثل تمام کسانی که بار طی ماه گذشته, من می خواهم خودم تشخیص coronavirus در هر خارش در گلو من. گوگل علائم و پس از آن نگران هر زمان احساس کردم چیزی نزدیک به آنها را.

من به یاد مکالمه من تا به حال فقط روز قبل از اینکه در مورد یکی دیگر از دوستان که تا به حال برای رفتن به دندانپزشک. چه کابوس نیاز به رفتن به هر در وسط این گیر و موفق باشید پیدا کردن یکی برای هر چیزی به غیر از یک موقعیت اضطراری است. من سعی خودم را متقاعد کند که آن را در سر من. من به تماشای بقیه قسمت خار دندان من شسته چهره من گفت: شب بخیر به بچه ها و به اتاق من رفت. اما هنوز هم به من نگاه من نفس عمیقی کشید و زد انگشتان من بیش از این نقطه دوباره با تنها هدف از اثبات به خودم که هیچ چیز از آن بود. و سپس شروع کردم به گریه.

در ساعت 10:00 p. m. I فرستاده دکتر من یک ایمیل: “من آنچه را احساس می کند مانند یک معنی داری توده در سینه من است. من تا به حال شوهر من آن را احساس می کنید و او احساس آن را بیش از حد. من واقعا می ترسم (esp آنجا که من می دانم این است که بدترین زمان برای این اتفاق می افتد). 🙁 با تشکر از شما.”

پاسخ او آمد و در نیمه شب: “من متاسفم — شما باید خیلی می ترسم. می توانم شما را در دفتر فردا (پنج شنبه)? من در کوچک ما ماهواره ، 1030?? سعی کنید به تنفس. من به شما کمک خواهد کرد.”

صبح روز بعد من اولین بار در هفته در خارج از خانه برای هر چیزی اما مواد غذایی فروشگاه پارچه ماسک با فیلتر قهوه در محل من آگاه هستم که من وارد مطب از هر دستگیره و سطح را لمس میکنم. آگاه باشید که من تنها بیمار است. آگاه باشید که دکتر شوی او دست دیگر. که هر بار که او اتاق را ترک او پمپ های ضد عفونی کننده دست به کف دست او را. آگاه باشید که پس از او مورد بررسی قرار من و من می شنوم او تماس پستان متخصص و می گویند واژه “46 ساله زن با یک توده در پستان چپ” این سخت است گریه با یک ماسک. هنگامی که او با یک بافت او طول می کشد دو نفر اول است و من سوم خودم, پس از آن است که بیشتر بهداشتی. و من احساس می کنم این فیلتر قهوه مرطوب با مخاط که من با خشم ادا کردن از طریق تنفس و دکتر می گوید: “من آرزو می کنم من می تواند شما را به یک آغوش” و ما هر دو می دانیم که چرا او نمی تواند.

من ترک مطب دکتر سکس در ماشین من و مالش دستمال مرطوب ضد عفونی بیش از همه من تنها هدف بودن نیاز به rip کردن ماسک و اجازه sobs ، در اینجا این است که طرف دیگر از coronavirus. اگر فقط من می خواهد بدن من صبر کنید نه نیاز به توجه تا زمانی که این بیماری همه گیر است. اگر فقط من می ترسم که رفتن به بسیار افرادی که می تواند به من کمک کند ممکن است باز من تا به ابتلا به این ویروس خودم.

در حالت عادی زمانی که من بازگشت به خانه بچه ها را در مدرسه و من تا به حال چند ساعت به هضم آن است. را در این واقعیت است که من دکتر نمی گویند “اوه من فکر می کنم آن چیزی نیست” اما به جای راه اندازی یک ماموگرافی و سونوگرافی و بیوپسی برای صبح روز بعد. در زمان COVID-19 من برای بازگشت به خانه و نیاز به قرار دادن بر روی بازی صورت بلافاصله مبادا من به بچه های من که در حال حاضر تحت استرس بیش از آنچه تا کنون بوده است و حتی بیشتر به نگرانی در مورد.

در زمان عادی من خواهد بود بیشتر عصبی در مورد آزمون خود را از من در چشم انداز رفتن در هر نقطه در نزدیکی یک بیمارستان است. اما این نه زمان عادی.

سینه مرکز در یک ضمیمه از بیمارستان محلی است. جایی که من در جریان بوده است به مدت 20 سال. همان جایی است که من به ارمغان آورد بچه ها من به معاینات در اطفال. یک محل آشنا. اما همانطور که من وارد ساختمان صبح روز بعد من استقبال توسط یک افسر پلیس کارگردانی من به یک جدول از پرستاران در ماسک و دستکش. یک پرستار من طول می کشد در حالی که متوسط یکی دیگر از آتش سوزی سوالات. “آیا شما شده است به تماس با هر کسی که با coronavirus?” هیچ. “شما نشان داده شده است هر گونه علائم یا آزمایش مثبت برای coronavirus?” هیچ. آن است که تنها پس از آن من مجاز به ادامه گذشته لابی و چه پیدا کنم همانطور که من راه رفتن سالن مانند بقایای یک شهر ارواح. تیره بخشهایی از راهرو با چراغ و توقیف قهوه کیوسک با یک ردیف از جداول خالی خارج است.

من تنها بیمار در سرطان پستان, مرکز ماموگرام و سپس یکی از دو زمانی که من تا به یک پرواز به جراح برای بیوپسی. و آنچه که من احساس می کنم اکثر مطلق حس تنهایی. آن است که نه فقط شوهر من نیست با من بیا. آن را خالی راهرو. این صندلی در اتاق انتظار قرار است به جای شش فوت از جدایی. و مهمتر از همه این واقعیت است که آنچه یک ماه پیش توانست چهره با لبخند اطمینان بخش در حال حاضر یک دریا از ماسک است.

دوباره اخبار امیدوارکننده نیست. زمانی که دکتر می بیند توده او می گوید: “به نظر می رسد مانند آن چیزی است.” من از او تشکر می کنم و بیش از بیش برای دیدن من از آنجا که بسیاری از پزشکان نیست. و دوباره من در ماشین و douse خودم در ضد عفونی کننده دست, را, ماسک کردن و گریه.

من خودم یک فرد قوی و خوب در مرور از طریق چالش است. دختر الکلی پدر در دوران کودکی رنگ و لعاب با چالش های روت من هست. به عنوان یک بزرگسال, من مواجه ناباروری و IVF از دست دادن شغل و نگرانی های مالی و همیشه موفق به دیدن طرف روشن. به قدر آنچه را که من و نه آنچه من نیست. من سعی کردم به پیدا کردن آن است, اما آنچه که من در بر داشت به جای آن که من در انتظار نتایج بیوپسی است که من درست نیست.

من خوب به خاطر گرفتن بیوپسی و تشخیص سرطان کافی است اما آن را انجام می دهند و سپس نگرانی شما همچنین می خواهد یک ویروس است که ravaging جهان اثبات بیش از حد برای من. این زوج با پوچی از رفتن را از طریق آن را در انزوا و برای اولین بار در سمت روشن به نظر می رسد تقریبا غیر ممکن است برای پیدا کردن. و هنگامی که دکتر تماس و به من می گوید که در واقع تست مثبت و بله من سرطان پستان چه لطمه می زند بیشتر است که نیاز به گفتن مادر خود من در مورد آن از شش فوت دور در ایوان جلو و سپس خروج او بدون در آغوش گرفتن.

به همین ترتیب هنگامی که آنچه که من بیشتر نیاز است انحراف از دوستان و خانواده است اما آنچه که من باید به جای آرام شب در خانه غیرمنتظره با اخبار به روز رسانی coronavirus جلسات و تبلیغات که تبلیغات چیزهایی مثل #alonetogether. آن است که آسان تر به احساس تنهایی بیش از هر حس با هم.

و به طوری که این ویروس نفوذ و پود زندگی ما در آن طول می کشد با آن بیش از خود قربانیان. بیش از رویاها و مشاغل. آن طول می کشد دور چیزی که همه ما نیاز بیشتر—هر یک از دیگر. از آن محروم می سازد ما از قدرت یک لبخند است که به جای آن باقی می ماند پنهان در پشت یک ماسک. و برای من در آن طول می کشد دور شانس خود را برای نشستن با دوستان و فراموش نکنید که برای چند ساعت که سرطان را به بیش از زندگی من در حالی که برای. و به عنوان روز عبور و من در انتظار عمل جراحی من, من سعی می کنم برای پیدا کردن نعمت های بی شماری متون از خانواده و دوستان با کلمات تشویق شوهر من گرفتن دست من و به من گفتن ما در این با هم و لبخند بر پسر من و دختر چهره است که آن را آسان برای پیدا کردن من خود را دوباره فراموش کرده ام برای یک لحظه چیزی جز آن.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im