آیات 1 تا 60 یوسف – تفسیر نور

1-بزرگواری در سیمای یوسف نمایان بود.تا آنجا که عزیز مصر توصیه او را به همسرش می کند. گفته شده «یوسف» (بضم یاء و سین) یعنى «خواهد افزود» و مادرش به واسطه یقین بر این که آفریدگار پسر دیگرى به او کرامت خواهد کرد، وى را یوسف نامید. چنین نیست،(که یوسف را گرگ دریده باشد)،بلکه نفسِتان کاری(بد)را برای شما تروتمیز است.پس صبری جمیل و نیکو ضروری میباشد و خدا را بر آنچه(از فراق یوسف)می گویید،به استعانت می طلبم. نگفت: من چنین کاری نمیکنم، و یا چنین گناهی مرتکب نمیشوم، و یا به خداوند پناه میبرم از شر تو و یا این که امثال آن، زیرا درصورتیکه چنین میگفت، برای خویش حول و قوهای ثابت کرده بود که خویش بوی شرک و آموزش فروش بیمه یوسف اسدی جهالت را دارد. فرزندان یعقوب به مصر رفتند و زیرا سالیان زیادی قبلی بود یوسف را نشناختند البته یوسف آن ها را آشنایی و اکرام کرد و برای این‌که برادرشان بنیامین را توشه دیگر مهم خویش بیاورند پول خریدشان را در توشه شترهاشان گزارده بود. 5-در شرایط دشوار باید پایه ها و سرمایه های دارای را محافظت کرد. موقعیت اجتماعی و روانی،در جور عکس العمل اشخاص تأثیر دارد.همسر عزیز آن گاه که از افشای فعالیت زشت خود می ترسد،درها را می بندد، «غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ» ،امّا هنگامی که زنان مصر را ملازم و همداستان خود می بیند،علناً می گوید: «أَنَا راوَدْتُهُ» من او را فرا خواندم.در جامعه نیز هنگامی حساسیّت به زشتی گناه از در میان برود،گناه آسان می شود. و(کاروانیان)یوسف را به بهایی ناچیز چند درهمی فروختند و درباره او بی تمایل بودند. مسأله معمولی پاره شدن پیراهن، مسیر زندگی بی گناهی را تغییر‌و تحول می دهد و همین امر ریز سندی بر پاکی او و علتی بر رسوایی مجرم می گردد! پس ملکوت الموت به او مشغول شد. پس روز سوم، ملک الموت بیامد و گفت: یا این که یوسف! وی بیش از ۲۰ عنوان کتاب در راستا ادیان، عرفان و تاریخ متن و یا این که ترجمه کرده است. به دیگر سخن؛ درصورتیکه چه پیامبران می بایست از نسل انسانهای پاک باشند، ولی همین بدان معنا نمی باشد که حتماً بایستی از نسل فرزندانشان باشند؛ یعنی منصب الهی نبوت، یک منصب موروثی نیست، بلکه خداوند از دربین انسانها در هر زمانه فرد برجستهای را به جهت سوق دهی بشر میفرستد. 2-گریه،همیشه آرم ی صداقت نیست.به هر زاری ای اطمینان نکنید. 6-سرویس جداگانه برای هر میهمان کاری پسندیده و ارزشمند است. علامه طباطبایی هم یکی از از مصادیق کاملشدن نعمت به جهت یوسف را که در آیه ۶ سوره یوسف آمده است، وصال او به منزلت پیامبری دانسته است. پس این که(عزیز مصر)پیراهن او را دید که از پشت پاره شده است، (حقیقت را اخذ و)گفت:بی شک این از دسیسه شما زنان است.البتّه حیله شما شگرف است. یک‌سری سال پس از همین ماجرا، شاه مصر خواب دید که هفت گاو لاغر، هفت گاو چاق را میخورند. 6-تاریخ پول،به هزاران سال قبل گشوده می گردد.

hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik türkçe anime izle Fethiye Escort Fethiye Escort Marmaris Escort android rat istanbul duşakabin fud crypter hack forum analkusadasi escortMobil Ödeme Bozdurmaekonomikripto paraarkadaşlık sitesibuy stripe accountiş fikirleri